درباره ما

سایت‌های دیگر

صوتی و تصویری

مقالات

اخبار و گزارشات

اطلاعيه‌ها و بيانيه‌ها

صفحه نخست

 

ضرورت اتحاد جنبشی سوسیالیست ها

در تقویت آلترناتیو جایگزینی جهموری اسلامی

رژیم جمهوری اسلامی در ایران به لبه پرتگاه نزدیک تر می شود. سیر رویدادهای جامعه و وضعیت اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی  و ناتوانی رژیم در ادامه حاکمیت، تمامن حاکی از آن است که مسئله ضروری در روند اوضاع آتی، شکل گیری آلترناتیوجایگزینی ارتجاع اسلامی سرمایه درایران خواهد بود. در مقابل انواع آلترناتیوهایی بورژوایی، که جایگزینی رژیم را با هدف حفظ نظام اقتصادی سرمایه داری در اتکا به دولت های کاپیتالیستی جستجو می کنند، تنها آلترناتیویی که می تواند منافع اکثریت جامعه را تامین کند، آلترناتیو شکل گرفته از مطالبات و مبارزات جنبش های اجتماعی است که با شعار "نان کار آزادی ـ اداره شورایی" جنبش کارگری حک خورده است. برای سوسیالیست ها با هر نوع چشم اندازی که در رابطه با تشکل یابی طبقه کارگر و قدرت سیاسی در ایران دارند، مسئله ضروری در هدایت روند عینی و تسریع آن در تحقق رفاه و آزادی ، درگروهمکاری فراگیر جنبشی اجتماعی  ضد سرمایه داری است. رژیم اسلامی رفتنی است و در جدال آلترناتیوها رویکرد سوسیالیست ها فقط می تواند اتخاذ آن روش هایی باشد که توازن قوا را به نفع آلترناتیو جنبش کارگری و دیگر جنبش های اجتماعی متحد آن تغییردهند.

طی دهسال گذشته در ایران ما شاهد سه موج اجتماعی بوده ایم که هر یک مشخصه هایی را درمبارزه برای تامین رفاه و آزادی در خود نشان داده است. موج اول جنبش هشتاد و هشت در ایران ، هر چند غالبا در حصار نماینده گان سیاسی اصلاح طلبان در رژیم و منجمله موسوی و کروبی وبا شعار رای من کو قرار گرفت، اما شکاف درونی جناح های رژیم راعمیق تر کرد.  دیماه 96 با موج دوم اعتراضات توده ای همراه بود که با شعار کلیدی " اصلاح طلب اصول گرا  دیگه  تمومه  ماجرا" رقم خورد و نشان داد که جامعه با عبور از گفتمان اصلاح طلبی ، کلیت رژیم جمهوری اسلامی را به چالش کشانیده است وبه عبارت دیگر گفتمان انقلاب، گفتمان اصلاح را کنارزده است. این شرایط عینی فضایی ایجاد کرد که در آن گرایشات سیاسی را ناگزیراز طرح آلترناتیو های خود کرد. جنبش کارگری درجریان اعتصابات چند هفته ای کارگران هفت تپه و نیز گروه ملی فولاد اهواز با شعار نان کار آزادی ـ اداره شورایی، گفتمانی متفاوت از آلترناتیو های بورژوایی را اعلام کرد و جنبش های اجتماعی در داخل ایران را به آن متقاعد کرد. موج سوم خیزش آبانماه 98 که از روز جمعه 24 آبان  و با اعلام خبر افزایش 300 درصدی نرخ بنزین در ایران آغاز شد مشخصه برجسته اش عملن اتمام حجت با رژیم اسلامی و شعار فراگیر نابودی آن بود. بررسی خیزش ها ی یک دهه گذشته و آن چه بعنوان سه موج نام برده شد را می بایست درروند عینی  جامعه مورد تجزیه و تحلیل قرار داد. از دهه هشتاد در ایران مشخصن مبارزات اجتماعی ومستقل کارگری در مقابل سیاست های سرمایه داری در رابطه با عملی کردن سیاست های جهانی وخصوصی سازی شکل گرفت وخود زمینه ای برای رشد و گسترش جنبش های اجتماعی فراهم کرد.

وجود پایه های عینی جنبش های اجتماعی در ایران منجمله جنبش کارگری، کارگران و معلمان و پرستاران و بازنشستگان  و نیز جنبش زنان ، جنبش دانشجویان وجنبش رفع ستم ملی غیر قابل کتمان است و در عین حال سرباز کردن خیز ش های اجتماعی و یا همان آتش زیر خاکستر در ایران اجتناب ناپذیربوده و هست . خیزش آبانماه 98 روند شمارش معکوس رژیم اسلامی را بویژه با همزمانی اعتراضات منطقه ای علیه رژیم اسلامی در عراق و لبنان تسریع کرد. رژیم اسلامی در ایران ناتوان در مقابل جنبش ها ی اجتماعی  دست و پا می زند. خیزش آبان 98 سرنگونی رژیم را تسهیل کرد و اگر چه با استفاده از هر جنایتی در فروکش کردن آن سنگ تمام گذاشت و با کشتارو بازداشت و شکنجه برای خود فرصت کوتاهی خرید، ولی اتکا به آن برای ادامه حکومتش بسیار شکننده وزودگذر خواهد بود واین را سیر روند تحولات درونی جامعه بوضوح نشان داده است .

انواع مهندسی افکار که در سالن های دربسته شکل می گیرند برای جایگزینی لاشه رژیم در پی آلترناتیو هستند. بخش های مختلف بورژوازی از طریق رسانه ای وبا انواع توجیه و اشک تمساح ریختن برای " مردم " در ایران آلترناتیو ارائه می دهند وجانشین تعیین می کنند. آلترناتیو آنها در چهارچوب حفظ مناسبات سرمایه داری با توجیه "جلوگیری از کشتارمردم" و " عدم خشونت " انتقال مسالمت آمیز قدرت و دست بدست شدن آن است. بر کسی پوشیده نیست که بخش های مختلف بورژوازی در ایران چه رژیم سلطنتی و چه رژیم اسلامی، عامل کشتار مردم وخشونت علیه جامعه بوده و هستند. و تجویزنسخه " عدم خشونت"  وتبلیغ آن درجنبش های اجتماعی، اتخاذ راههایی به عبث در جلوگیری از تحولی پایه ای در جامعه است وانقلاب برای آنان عین خشونت است. جنبش مستقل کارگری و متحدینش تنها می توانند با افق انقلاب اجتماعی مبارزه خود را حول خود مدیریتی جامعه با اتکا به شوراهای محل کار و زیست سازمان دهند . خود مدیریتی شورایی که مالکیت اجتماعی بر ابزار تولید ،تامین تولید و توزیع مورد نیاز ومعیشت همگانی راتضمین نماید و مالکیت همگانی و مالکیت اجتماعی جایگزین مالکیت خصوصی ، دولتی و یا سهیم شدن کارگران در سود کارخانه شود تا همگان بتوانند در تولید مورد نیاز جامعه به اندازه توانشان شرکت نموده و از نعمات جامعه برحسب نیازشان برخوردار شوند. خیزش کارگران وزحمتکشان چنانچه نتواند با اعتصابات کارگری و متحدین اجتماعی اش منطبق شود و در چهارچوب تغییر رژیم باقی بماند، با سقوط  دیر یا زود رژیم که امری اجتناب ناپذیر خواهد بود، می تواند درچهارچوب حفظ نظام سرمایه داری و تحمیل آلترناتیودیگری از بورژوازی، که سیاست های سرمایه داری جهانی را در ایران نماینده گی می کند، با خطر روبرو شود.

خود مدیریتی جامعه توسط شوراها ی کارگری و متحدین طبقه کارگر،تنها با اتکا به تشکل های فراگیر اجتماعی که در جریان مبارزه شکل می گیرد، مقدورخواهد بود که رفاه و آزادی را متحقق کند. اگر چه رسمن و بطور فراگیر تشکل های کارگری و دیگر بخش های اجتماعی در مراکز کار و زند گی در ایران شکل نگرفته است، ولی این را باید در نظر داشت که شکل گیری این پدیده ،همانند بسیاری از مسائل اجتماعی دیگردر شرایط حاضر، نه به شکل کلاسیک ،که از ضرورت دوره جدید پیروی می کند و با نیازمندی های مبارزاتی جنبشی و ازدرون آن بوجود خواهد آمد. برهمین مبنا نیاز مبارزات اجتماعی علیه سرمایه داری در زمان حاضربر پایه جنبش واقعی و نه برنامه از پیش تنظیم شده خواهد بود تا بتواند انعکاسی از منافع اجتماعی بخش های مختلف طبقه کارگر و متحد کننده آن باشد . اظهاراتی از این دست که آلترناتیواجتماعی موجود نیست و جامعه متشکل نیست، چنانچه مغرضانه نباشد و یا پوششی بر دفاع از انتقال سهل رژیمی " مذهبی" با رژیمی "سکولار" نباشد ، با هر "حسن نیتی" که باشد ،ندیدن زمینه های عینی جنبش های اجتماعی بخش های مختلف در ایران ونشنیدن : نان کار آزادی ـ اداره شورایی است. ناتوانی رژیم درمقابل مطالبات اجتماعی از یک سو به گسترش عینی جنبش های اجتماعی انجامیده است و با انواع سرکوب آنها توسط رژیم کماکان رو به جلو در حال پیشروی بوده است وتوانسته گفتمان تغییر و انقلاب را جایگزین اصلاح کند. خیزش آبان ماه نشئت گرفته از عصیان فروخفته جامعه ای است که سرمایه داری و رژیم اسلامی هست و نیست زند گی اشان را از آنها گرفته است. جنایت رژیم در کشتار آبان 98 که صدهها نفر را توسط جانیانش بر خاک انداخت و دهها هزار نفر را به گروگان گرفت و شکنجه کرده است ، نتوانست جامعه را مرعوب و خاموش کند .درشانزده آذرجنبش دانشجویی پیام جنبش های اجتماعی وآلترناتیوجنبش کارگری را برجسته کرد و نشان داد که جامعه ازسیاست مرعوب رژیم نیز گذشته است. مراسم بزرگداشت شانزده آذر امسال جایگاه تاریخی ویژه ای داشت و جنبش داشجویی بخوبی ازعهده آن برآمد. اتحاد جنبش های اجتماعی ، تاکید دوباره بر آلترناتیو جنبش کارگری ، افشای آلترناتیوهای ارتجاعی ، تقویت اتحاد و همبستگی میان جنبش های ضد سرمایه داری و سیاست های نئولیبرالی از جمله شعارهایی بود که از سیاست بخش های مختلف بورژوازی عبور کرد.

همکاری و اتحاد جنبشی سوسیالیست ها، به منظور تقویت توازن قوا وجنبشی فراگیراجتماعی، امروزو بیش از همیشه در میان بخش های مختلف جنبشهای اجتماعی موجود برای سرنگونی رژیم اسلامی و تحقق آلترناتیو "نان کار آزادی ـ اداره شورایی"  ضرورتی تاریخی و اجنتاب ناپذیر است.

کانون کارگران سوسیالیست

دی ماه 96ـ دسامبر 2019

مطالبی که فقط متعلق به اين سايت مي‌باشد، انتشار آن با درج منبع آزاد است