درباره ما

سایت‌های دیگر

صوتی و تصویری

مقالات

اخبار و گزارشات

اطلاعيه‌ها و بيانيه‌ها

صفحه نخست

 

بمناسبت برگزاری موفقیت آمیز اعتصاب عمومی و سراسری کردستان ایران

 درس و تجربه ای از اعتصاب عمومی کردستان درچهارشنبه 21 شهریور 1397(12 سپتامبر 2018)

اعتصاب عمومی و سراسری موفق مردم زحمتکش کردستان واکنش برحق آنان بر علیه جنایات و قلدرمنشی های جمهوری اسلامی بود.

یادداشتهای سیاسی

شماره 2،   13 سپتامبر 2018

بهروز ناصری

bnaseri@hotmail.com

روز شنبه 8 سپتامبر 2018 جمهوری اسلامی سه زندانی سیاسی کرد را بنامهای رامین حسن پناهی، زانیار و لقمان مرادی را اعدام کرد سپس با موشک به مقرهای حزب دمکرات کردستان و حزب دمکرات کردستان ایران حمله کرد. جمهوری اسلامی اعدام این سه فعالی سیاسی کرد و حمله موشکی به مقرات حزب دمکرات را برای پنهان کردن وپوشاندن وضعیت حقارت بار و شکستهای که در بصره و ترس و واهمه ای که از تهدیدهای آمریکا، انجام داد. کونسولگری جمهوری اسلامی در بصره به آتش کشیده شد و این رژیم جنایتکار جرات نکرد آنجا کاری کند، عقده خود را با اعدام کردن فعالین سیاسی کرد و تعرض به مقرات حزب دمکرات نشان داد تا مردم کردستان را مرعوب سیاستهای سرکوبگرانه خود نماید.

احزاب سیاسی فعال در کردستان بدرستی و دسته جمعی فراخوان اعتصاب سراسری عمومی در کردستان را صادر کردند. برای این تصمیم بزرگ و درست نمی توان به نقش برجسته رفیق ابراهیم علیزاده و سپس کمیته مرکزی کومه له – سازمان کردستان حزب کمونیست ایران در اجماع احزاب سیاسی کوردستان برای فراخوان اعتصاب سراسری در کردستان اشاره نکرد. من بعنوان یک عضو حزب کمونیست ایران از رهبری کومه له و رفیق ابراهیم علیزاده و همه احزاب سیاسی درگیر در این اعتصاب، قدردانی و سپاسهای فراوان خود را پیشکش میکنم.

اعتصاب عمومی امروز کردستان ایران، یک اعتصاب بسیار موفقی بود که پیامهایی که در اطلاعیه سپاسگزاری کمیته مرکزی کومه له آمده است را در خود نهفته دارد.

این اعتصاباز یکسو مشت محکمی بود به دهان جنایتکاران جمهوری اسلامی وو از سوی دیگر نویدی بود برای مردم کارگر و زحمتکش تا در این مبارزه پیشارو اولا اعتماد به نفس داشته باشند و دوما اثبات این حکم بود که دشمن در مقابل مردم متحد زبون و متاصل مانده و مجبور به شکست است. تانک و توپ و مسلسل توانایی به زانو درآوردن مردم متحد را ندارند. اینرا انقلاب 1357 ثابت کرده بود.

درس و تجربه این اعتصاب

این اعتصاب نمونه موفقی بود از همکاری احزاب سیاسی فعال در کردستان.  احزابی که چزو فراخوان دهندگان این اعتصاب بودند، عبارت بودند از:

کومه له – سازمان کردستان حزب کمونیست ایران

حزب دمکرات کردستان

کومه له زحمتکشان کردستان ایران

حزب دمکرات کردستان ایران

سازمان انقلابی زحمتکشان کردستان ایران – کومه له

سازمان خه بات کردستان ایران

که در این میان کومه له – سازمان کردستان حزب کمونیست ایران به تنهای فراخوان اعتصاب داد و پنج حزب و سازمان دیگر بصورت مشترک، اما همه این احزاب در هماهنگی و ارتباط با یکدیگر قرار داشتند.

در همه آکسیونهای خارج کشور هم همه این احزاب با هم در آکسیون شرکت داشته اند و هر کدام پیام خود را قرائت کرده اند.

این روش در مبارزه بر علیه جمهوری اسلامی یک پیروزی و موفقیت  است. بویژه موفقیت برای کومه له سازمان کردستان حزب کمونیست ایران. ذکر این نکته لازم و ضروری است زیرا ما حامل تناقضات زیادی در این زمینه هستیم.

مشکل کومه له در رابطه با احزاب سیاسی فعال در کردستان زمانی شروع شد که رفیق صلاح مازوجی در مصاحبه با رادیو پیام کانادا نشست با سازمان خه بات را بعنوان خط قرمز برای کومه له اعلام کرد. خط قرمزی که در واقع از کمترین رادیکالیسم سوسیالیستی هم برخوردار نبود. آن خط قرمز رفیق صلاح مازوجی با اهداف سیاسی خاصی اعلام شد. رفیق صلاح یکی از رهبران حزبی است که سالهاست در پی تشکیل قطب در بین احزاب چپ و کمونیست است. سالهاست که بوضوح نشان داده شده است که تشکیل «قطب پایدار چپ»در بین احزاب  و سازمانهای چپ و کمونیست ایرانی بمنظور آلترناتیوسازی از یک روش و متد رقابتی برخوردار بوده است. رقابت با احزاب بورژوا. چرا آنها جزب چپ تشکیل میدهند؟ چرا احزاب ناسیونالیست مرکز همکاری بوجود می اورند؟ چرا ما هیچ کار و پروژه ای در دستور خود قرار ندهیم؟ تلاش رهبری حزب کمونیست ایران برای تشکیل قطب چپ با یک متد و روش رقابتی قابل توضیح است. رفقای ما هزار بار هم بگویند که با احزاب دیگر رقابت نمیکنند، اما عمل و سیاستهای آنها تنها همین را، یعنی رقابتی بودن تلاش آنها را  ثابت می کند.

این نوع آلترناتیو سازی در دنیای سرسخت و بی رحم کنونی به جای نمیرسد، دقیقا به این دلیل که،  هیچکدام از احزابی که شرکت کننده در پروژه قطب چپ هستند هیچ کار و فعالیت جدی و واقعا جدی در رابطه با تشکیلات سازی برای سازمان یا حزبش در داخل ایران، یعنی شهرهای ایران- خارج از کردستان- از خود نشان نداده اند. من عمیقا معتقدم که هرکدام از این سازمانها ( راه کارگر را نمیدانم) اما اکثر رفقای دیگر میخواهند بوسیله چنین فعالیتهایی خود را قوام بخشند. و این جدیت در کار کمونیستی و سوسیالیستی نیست.

رهبری حزب ما هیچوقت معضلش این نبود که مقداری کار کارشناسانه و متین روی جنبش کارگری ایران، معضلات و مضافهای که این جنبش بزرگ با ان روبرو است، انجام دهد.  در غیاب این کار بزرگ،  رفقا رهبری و بویژه رفیق صلاح مازوجی برای خودش، خود مشغولی فراوانی درست کردند تا به این شکل معضل اصلی را دور بزنند. . اینست که حزب ما بغیر از کردستان- آنهم به یمن وجود کومه له – والا تشکیلاتی بعنوان تشکیلات در شهرهای خارج کردستان ندارد.

پیروزی  موفقیت این اعتصاب عمومی و سراسری در کردستان ین را به ما می گوید که:

1-    ارتباط و همکاری بین احزاب سیاسی کرد لازم و ضروری است و کومه له سازمان کردستان حزب بطور جدی تری پای این مسئله برود.

2-    اعضای حزب کمونیست ایران و رفقایی که مستقیما فعالیتشان به کومه له وصل است،با اعتماد به نفس بیشتر اظهار وجود نمایند و به هیچ وجه تحت تاثیر تبلییغات درون حزبی در رابطه با احزاب سیاسی کرد قرار نگیرند.

واقعیت برای یک جریان کمونیست اجتماعی اینست که در پروسه مبارزه روبرو شدن، دیالوگ و گفتگو، مذاکره و کلا ارتباطات و همکاری با احزاب مختلف، حال چه ناسیونالیست  (مثلا حزب دمکراتها)   و چه ملی – مذهبی ( مثلا خه بات)  بوجود می اید که نبایست و اصلا نبایست از این نوع روبرو شدن فرار کرد.

ما اگر واقعا کمونیست باشیم و هدفمان سوسیالیسمی باشد که بوسیله تشکلهای کارگران و زحمتکشان در محیط کار و زیست اداره شود، نبایست با نشست و برخواست و تنه زدن با احزاب ناسیونالیست و ملی مذهبی پرهیز کنیم.

باز بودن ما، آزادیخواه بودنمان و پیگیری خواستها و مطالباتی به نفع توده های کارگر و زحمتکش است است، ما را در ادامه راهمان پیروز و موفق میکند. مبارزه و تلاش برای پیروزی در مبارزه  برعلیه دشمن به ما میگوید که ما همه احزاب و سازمانهایی که در کردستان فعال هستند و در صف مخالفین جمهوری اسلامی قرار دارند، با آنها رابطه داشته باشیم و آنجایی هم که همکاری لازم باشد، همکاری کنیم.

 سوالی بزرگ

این سوال در جریان این اعتصاب امروز چهارشنبه 12 سپتامبر 2018 برایم بوجود آمده است که فعلا طرحش می کنم و امیدوارم نظرات دیگران را هم بشنوم یا بخوانم.

در کردستان ایران این اولین بار نیست که مردم کرد برعلیه جمهوری اسلامی دست به اعتصاب عمومی میزنند. مردم کردستان در طول تاریخ چهل ساله حاکمیت جمهوری اسلامی به اشکال مختلف مدنی و مدرن و مسالمت آمیز دست به اعتصاب و اعتراض زده اند.

سوالی که ذهن مرا بخود مشغول کرده است اینست که در طول این چهل سال ما با موردی روبرو نشدیم که مردم شهرهای دیگر ایران، مثلا تهران، تبریز، شیراز و غیره با مردم کرد اعلام همبستگی کنند. چرا چنین است؟

دهها و صدها فعال سیاسی کورد در ط.ل سالهای متمادی اعدام شده اند، کردستان بطور کلی ملیتاریزه و  امنیتی شده است، اما مردم کرد اطهار وجود خود را، اعتراضشان و ... به اشکال مختلف ابراز کرده اند. ولی مردم کردستان از سوی مردم شهرهای ایران مورد کمترین توجه هم قرار نگرفته است. چرا چنین است؟ مگر خود مردم شهرهای خارج کردستان از بدبختیهای که مسببش همین رژیم است به تنگ نیامده اند؟ پس چرا نسبت به مبارزاتی که در کردستان در جریان است بی تفاوتند؟

و این درحالیست که  ما کمونیستها همیشه به خیال روزی که جمهوری اسلامی از مرکز سرنگون شود، را تبلیغ کرده ایم.

وظایف چپها و کمونیستها در این رابطه چیست؟

این همه سازمانهای چپ و کمونیستی که همه تلاشگر تشکیل قطب چپ هستند کجا و مشغول چکاری می باشند؟ آیا وطیفه این همه سازمان رادیکال نیست که در شهرهای ایران به تبلیغ بپردازند  و فراخوان دهند تا مردم آن شهرهای که آنها در آن نفوذ دارند، از مبارزات مردم کردستان دفاع کنند و همبستگی عملی خود را با مردم کردستان اعلام کنند.

کردستان سنگر مستحکم انقلاب ایران بوده است. اینرا عملا ثابت کرده است. بعدا زا انقلاب 57 که جریان ترکمن صحرا پیش آمد، همین کومه له گروهی را برای کمک به مردم ترکمن صحرا روانه کرد و متاسفانه آن تیم جانباختند.

حالا سوال من اینست که همبستگی چه موقع مورد استفاده قرار میگیرد؟ چرا مردمان ایران نسبت به کردستان ساکتند؟

کمونیستهای ایران در این رابطه چه وظایفی را برای خود تعریف میکنند؟ بنظر من این مسئله جای تامل دارد.

بنظر من ما به کردستان بچسبیم. همزمان که مادام بنام حزب کمونیست ایران هم فعالیت میکنیم، حتما بایست برای تشکیلات سازی در شهرهای ایران و بویژه شهرهای بزرگ اقدامات عملی در دستور قرار گیرد که حاصل آن وجود تشکیلات مثلا در تهران یا فلان شهر مرکزی باشد.

تشکیلات کومه له قبل از تشکیل حزب کمونیست ایران در خیلی از شهرهای بزرگ واقعا تشکیلات داشت. حالا که ما با دو نام (حزب کمونیست ایران و کومه له) فعالیت میکنیم، بایست منطقن به این معنا باشد که امکاناتمان بیشتر باشد، اما درست برعکس موانعمان بیشتر شده است. این تناقض است.

بهر صورت، بنظر من پروژه اتحاد چپ در کردستان پیگیری شود. و حتما لازم است تا اولارفقای کمیته مرکزی کومه له هدایت این امر در حزب را بدست داشته باشند و دوما واقعا رفقا آزادیخواهانه در این رابطه برخورد کنند. اتحاد چپ کردستان به معنی اتحاد و همکاری ما با رفقای حکمتیست نیست. بلکه خیلی وسیع تر این این ارتباط با حکمتیستهاست.

چپ کردستان یعنی در مرحله اول ما کومه له ای های کمونیست هستیم. نه تنها ما بلکه تمام رفقای کمونیست کارگری، روند سوسیالیستی، کومه له زحمتکشان و همه رفقای که خودشان را چپ و سوسیالیست تعریف میکنند در طیف چپ کردستان می گنجند.  ما حق نداریم وقتی رفقای کومه له زحمتکشان بحث اتحاد چپ را به میان می آورند، از سوی ما و یا از درون ما فوری طوری به آنها  برخوردهای سکتاریستی شود که انسان از کمونیست بودنش  خودش خجالت

بکشد. من در مقاله ای دیگر به تفسیر از ازادیخواهی کمونیسم صحبت کرده ام و این آزادیخواهی بایست در عمل نشان داده شود. ما که ژوئیست و ایدئولوگهای خشک مغز و مستبد نیستیم که تعیین کنیم چه کسی چپ هست و چه کسی چپ نیست.

 سوال در مورد حزب سوسیالیستهای انقلابی

بگذار یک مثال دیگر بزنم تا کینه توزی و خودمحوربینی و در همان حال کم ظرفیتی نیروهای مدعی چپ و کمونیست ما بهتر دیده شوند.

مدتی است که رفقای مثل سلام ذیجی و ابرهیم باتمانی و تعدادی دیگری از رفقای حزب حکمتیست جدا شده اند و خودشان حزبی درست کرده اند بنام حزب سوسیالیستهای انقلابی ایران. خوب حال این حزب تازه تاسیس از سوی نه رفقای رهبری حزب کمونیست ایران و نه از سوی حکمتیستها برسمیت شناخته نمی شود. سوال بزرگ من اینست که چرا؟ چرا حزب سوسیالیستهای انقلابی در میزگردها با رهبری حزب کمونیست ایران و حکمتیستها دعوت نمی شود؟ چرا این حزب تازه تاسیس در همین کاتاگوری احزاب چپ و کمونیست برای تشکیل قطب چپ نمی گنجانید؟ و از آنها به هیچ مناسبتی دعوت نمی کنید؟

آیا قوانینی که ما از آن دفاع کنیم در رابطه با تشکیل احزاب و گروههای جدید چیست؟ مگر ما هم نسخه دیگری (اینجا خیلی معذرت میخواهم) از فرهنگ جمهوری اسلامی اما بنام چپ و کمونیست میخواهیم به جامعه ارائه دهیم که از همین حالا به این روش با این طیف از رفقا به این شکل برخورد میکنید؟

برسمیت نشناختن حزب سوسیالیستهای انقلابی برای احزاب چپ و کمونیست نه تنها توجیه پذیر نیست، افتضاح است و تناقضات آنها را نشان میدهد که به نفع جنبش سوسیالیستی در ایران نیست. این نوع برخوردهای ایدئولوزیک پیروز نمی شود.

این اعتصاب عمومی و سراسری کردستان، هم علیه جمهوری اسلامی بود و هم علیه سکتاریسم احزاب. اعتصابیون اینرا به اشکال مختلف ، اشکارا بحث کرده اند.

Text Box: مردم زحمتکش شهرهای ایران، از مردم کردستان، از اعتراضات و مبارزات مدرن، مسالمت آمیز و حق طلبانه مردم کردستان  دفاع کنید. جمهوری اسلامی را محکوم کنید و به اشکال مختلف همبستگی خود با کردستان را اعلام کنید.
Text Box: وضعیت سیاسی ایران طوری است که بدلیل نارضایتی های وسیع مردم علیه جمهوری اسلامی، بدلیل بحرانهای مختلف ، بدلیل اوضاع متحول،  امروز به نسبت 40 سال گذشته ، مناسبترین موقعیت برای تشکیلات سازی است. 
احزاب چپ و کمونیست ایرانی اگر در این رابطه برای خود برنامه ای نداشته باشند، کلاهشان پس معرکه است و  تبلیغات و ... هم کم کم از بین میرود. 
تشکیل قطب نیروهای چپ و کمونیست ایرانی زمانی می تواند در جای درست خود باشد که هر حزب و سازمان و گروه چپ  و کمونیست برای خودش  برنامه سیاسی و کاری در رابطه با ایران داشته باشد. تشکیلات بوجود بیاورد و در تلاش جهت اجتماعی کردن خویش، نیرویشان را گسترش دهند. در غیر اینصورت ،رفقای چپ و کمونیست ما در طول صد سال آینده هم در همین نقطه ای خواهند بود که حالا هستند: حاشیه ای و بی تاثیر
موفق باشید/

Text Box: زنده باد اتحاد کارگران ایران و کردستان!
زنده باد اتحاد کارگران در هر شرکت و کارخانه ای 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

زنده باد کمونیسم آزادیخواه

زنده باد حق ملل در تعیین سرنوشت خویش

زنده باد مبارزات حق طلبانه مردم زحمتکش کردستان

 

مطالبی که فقط متعلق به اين سايت مي‌باشد، انتشار آن با درج منبع آزاد است