درباره ما

سایت‌های دیگر

صوتی و تصویری

مقالات

اخبار و گزارشات

اطلاعيه‌ها و بيانيه‌ها

صفحه نخست

 

مردم آزادیخواه ایران صندوقهای شکنجه و اعدام را دور خواهند ریخت!

ناصر بابامیری                                         

روز 28 خرداد امسال قرار است نمایش انتخاباتی ریاست جمهوری، مجلس خبرگان رهبری، میان دوره مجلس شورای اسلامی و ششمین دور شوراهای اسلامی شهر و روستا همزمان برگزار گردد. در سیزدهمین دور مضحکه انتخاباتی، رژیم ایران دوباره به تکاپو افتاده تا برای چهار سال دیگر از میان جنایتکارانی که چهار دهه بیشتر است زندگی اکثریت عظیم جامعه را به گرو گرفته، شکنجه و کشتار میکنند و آنانی که چشم بر همه جرم و جنایت این چند دهه پوشیده اند، تعدادی را که دارای ظرفیت بمراتب بالاتر از قبلیها بوده و حاضرند در تدوام زورگویی، استثمار افسارگسیخته، کشتار شریک جرم شوند، به تائید ولایت فقیه و رهبر از صندوقهای شکنجه و اعدام بیرون بکشند، جهت حفظ بقای ننگینشان.

قانونی اساسی این رژیم تصریح کرده از آنجا که تصدی پست ریاست جمهوری برای یکدوره وظایف و اختیارات یکی از قوای سه گانه کشور، قوه مجریه به وی سپرده خواهد شد، باید کاندیداها از صافیهای رهبر ولایت فقیه، شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت نظام بگذرد. کما اینکه در سیزدهمین دور مضحکه انتخابات ریاست جمهوری 1400 نیز از میان لیست بلند کاندیداهای ایندوره که همگی التزام عملی به اسلام و ولایت فقیه را داشتند، تنها هفت جنایت پیشه تائید صلاحیت شدند و حتی خودی هایی حلقه به گوش رهبر که بیش از چهار دهه است از هیچ جنایتی علیه جامعه کوتاهی نکرده اند را رد صلاحیت نمودند.

حقیقت اینست سران رژیم طی سالهای اخیر صدای پای انقلاب را شنیده اند و کابوس مرگ میبینند. ولایت فقیه بزعم خود تنها راه نجات نظام را در یکدست کردن قدرت و برگرداندن جامعه به نوستالژی "دوران طلایی! " خمینی میداند! یعنی دوران نسل کشی، دوران اعدامهای دهه شصت. دوران کشتار کارگران و کمونیستها، دوران کشتار و سنگسار زنان. و در یک کلام دوران از لب تیغ گذراندن همه مخالفان سیاسی بگونه ای که در تاریخ کم نظیر است! استراتژی تمام قدرت را به دست سپاه و نظامیان سپردن رمز بقای ایندوره خود میدانند، با این تصور خام شاید با اشاعه توحش و بربریت هر چه بیشتر رژیم را در برابر عروج مبارزات مصون بدارند و از بن بستی که در آن دست و پا می زنند نجات دهند.

اما اکثریت عظیم جامعه و در راس همه طبقه کارگر و فرو دستان در کشمکش و جدالهای سیاسی و طبقاتی با این نظام بهای بسیار سنگینی متحمل شده اند که نه آن توحش "دوران طلائی خمینی!" و نه دوره بربریت دهه های اخیر را از یاد نبرده اند. اگر رژیم راه نجات خود را در نوستالژی "دوران طلائی خمینی!" می جوید. جامعه نیز از واقعیت مبارزه و تغییر تناسب قوا حرکت میکند. کمااینکه نسل کشی آندوره و امروز را دارد با تغییر تناسب قوای مبارزاتی به نفع خود در خیابانها پاسخ میدهد. مردم پایان خط مانورهای جناح بندی رژیم را سالهاست در خیابانها اعلام کرده اند که معماران اصطلاحات امروزی همان قاتلان دیروزی و سرسپردگان دوران "طلائی خمینی!" سردسته گله های حزب اللهی هستند. از رفسنجانیها تا سید خندان، موسوی و کروبی ها همگی معماران اصلی رژیم اسلامی بوده اند. معماران اصلاحات همگی معماران کشتار دهه شصت هستند. معماران اصلاحات از معماران قوه مقننه هستند که در وضع قوانین ضد کارگری، ضد زن، ضد کودک و در یک کلام ضد هر درجه ای از ترقیخواهی، آزادیخواهی و برابری طلبی نقش اصلی داشته اند. مردم فراموش نکرده اند معماران اصلاحات از معماران قوه قضائیه نیز هستند که قوانین را بواسطه قضات مرگ برای اجرا به قوه دیگر یعنی قوه اجرائیه فرستاده که همه جناح ها از معماران آنند!

مردم میدانند همه جناحهای درون حکومتی هنوز هم که هنوز است برغم اختلافات "درون خانوادگی" و افشاگریها و بعضا از سر و کول هم بالا رفتن، حصرخانگی و حذف همدیگر، آنجا که کلیت نظام به خطر افتد، علیه مردم متحد خواهند شد! در همین گرماگرم مضحکه انتخابات، مردم بارها از جناحهای حکومتی از اصولگرا تا معتدل و اصلاح طلب شنیده و دیده اند هر چند هر کدام تاوان کشتار و جنایتهای چندین دهه را به گردن دیگری میاندازد اما چگونه از پدر روحانیشان خمینی جلاد نقل قول می آورند و سوگند یاد میکنند جهت پاسداری از "ارزشهای اسلامی" و اجرای فرامین او و صدور اسلام از هیچ جنایتی فرو گذار نخواهند بود و از روی جامعه رد می شوند! جناحهای درون حکومتی که هر کدام به روش خود برای حفظ بقای ننگین این رژیم در تلاش بوده اند، همگی به جرم جنایت علیه بشریت باید تاوان پس بدهند. نباید به هیچکدام از جناحها به ذره رحم کرد و باید پروژهایشان را به شکست کشاند و آنها را رسوا کرد.

نشان دادن وضعیت وخیم این رژیم که به چه حال و روزی افتاده کار دشواری نیست. اینکه رژیم در بحرانی ترین دوران حیات خود بسر میبرد را میشود در سیمای سران رژیم نیز مشاهد نمود. دوره ای که رژیم حتی ماشین سرکوب و ارعابش نیز در برابر جنبش اعتصاب و اعتراض توده ها دیگر کارایی سابق را از دست داده. دوره ای که خیزش 96 با اولین انفجار اجتماعی، جامعه را شخم زد. دوره ای که جامعه بیش از پیش حول پرچم مبارزه علیه فقر، بیکاری، گرانی و تورم قطبی شد و وارد رزم سیاسی و طبقاتی همه جانبه تر نه تنها در کارخانه و کارگاهها گشت بلکه خیابانها را نیز به محل سان رفتن در برابر نیروهای انگل سرمایه داری تبدیل نمود. دوره ای که بعد از آن حصار و باروهایی که به دور کارخانه ها و دانشگاهها کشیده شده بود تا آنها را تبدیل به پادگان کند، چنان درهم کوبیده شد که رژیم را بشدت مرعوب نمود. دوره ای که خشم و نفرت عمومی از رژیم ضدانسانی روز به روز اوج بیشتری گرفت. دوره ای که دیگر خیابانها نیز محل رزم کارگران شد از هفت تپه و فولاد اهواز تا هپکو، آذرآب، راه آهن، رانندگان کامیون، دانشجو، معلم، پرستار، کولبر، سوختبر تا بازنشسته و مالباختگان و سایر اقشار فرو دست. دوره ای که اعتراضات کارگری سنگر به سنگر جلو آمد تا سایر بخشها اعم از پتروشیمی ها، پالایشگاهها، صنایع نفت و گاز، صنعت برق وووو...نیز به آن پیوستند و جنبش کارگری قوای بیشتری یافت و سایر اقشار ناراضی از وضع موجود را نیز بحرکت در آورد و بیشتر به مصاف آورد. دوره ای که در تدوام مبارزاتش خیزش 98 را شکل داد و ضربات سهمگین تری بر پیکر فرتوت رژیم وارد نمود. دوره ای که مبارزه توده های جان به لب رسیده با هر کاستی که داشت، داشت، اما حتی قدرتمند تر از خیزش 96 ارگان و نهادهای دولتی را در هم کوبیدند. دوره ای که رژیم جهت حفظ بقایش باردیدگر از آسمان و زمین معرضین را در اوج قصاوت به گلوله بست و خیابانها و نیزارها را غرق در خون معترضین کرد، و هزاران نفر را زخمی و گروگان گرفت تا جامعه مرعوب گردد اما نشد. دوره ای که رژیم هر چند با اعمال فقر، بیکاری، گرانی و تورم و استبداد، جامعه را در چنگال مرگبارش فشرده تا روحیه مبارزه جوئی در آنرا تضعیف کند اما کماکان ما شاهد گسترش و تعمیق هر روز اعتصابات و اعتراضات در سراسر ایران هستیم. دوره ای که ما روزانه بطور میانگین شاهد 5 اعتصاب و سالانه هزاران تجمع اعتراضی در برابر این رژیم مختنق هستیم! دوره ای که مبارزات و اعتصابات کارگری چنان رشد فزاینده داشته که دیگر ایران به عنوان پایتخت اعتصاب جهان شناخته میشود و هفت تپه قلب تپنده آنست! دوره ای که مبارزه طبقه کارگر در حال رشد است و دوره دوباره عروج کمونیسم و آزادیخواهی و برابرطلبی در جامعه است. دوره ای که بخشهای مختلف طبقه کارگر در تلاش است تا راههای ممکن برای ایجاد تشکلهای مستقل خود را از دل کارخانه و محیط زندگی آزمون کنند تا نتایج اعجاب آور آنرا بر میزان هماهنگی، انسجام، و همبستگی کل طبقه کارگر در مبارزه عملا ببیند و بیازماید، و مسیر رو به اعتلای انقلابی را هموار و هموارتر کند. دوره ای که هفته تپه با تمام موانع جان سخت پیشارو گامهای اولیه در این آزمون تاریخی را شکوهمندانه و سربلند طی نمود. تجربه برپائی مجمع عمومی و سایر دستاوردهای کارگران مجتمع نیشکر هفت تپه یکی از آزمونهای شکوهمند این دوره است که تلاش برای تکثیر آن در سایر بخشهای کارگری از نان شب ضروری تر است. کماینکه صدور بیانیه و قطعنامه از سوی تشکلهای مستقل کارگری اعم از کمیته ها، کانون ها، سندیکاها و اتحادیه علل خصوص در اشکال جمعی چند ده امضاء، اساسا بیانگر درجه بالایی از هماهنگی، همسویی در استقبال و گرامیداشت 1 می روز جهانی کارگر و در راستای تحقق چنین چشم اندازی است. این امر بیانگر این بود طبقه کارگر ایران میداند اگر گامهای جدی بر ندارد فردا شاید بسیار دیر باشد. دوره ای که میرود طبقه کارگر و کمونیستها و پیشروان جامعه گامهای عاجلانه برای خود سازماندهی و تکیه بر تشکل های مستقل خود بردارند. چنین دوره ای سرنوشت سازی را پیش روی داریم و به همین خاطر رژیم برای اجرای سناریوی انتخاباتی میداند چه مانع بزرگ، راه سخت و دشواری در پیش رو دارد! رژیم راههای نجاتش یکی یکی کور شده اند و کابوس مرگ رهایشان نمی کند! حتی سران ریز و درشت رژیم دریافته اند جامعه ایران دیگر به دوران قبل از 96 بر نخواهد گشت و دوره تعیین تکلیف با آن فرا رسیده!

حال در چنین اثنایی و چنین دوره ای هستیم و رژیم میخواهد از میان لیست قاتلان ابراهیم رئیسی عضو کمیته مرگ خمینی و محسن رضائی سر دسته مافیاها و کشتارهای زنجیره ای در داخل و خارج کشور که حتی به فرزند خود نیز رحم نکرد، و جلیلی و سایر جنایت پیشه های که برای تصدی پست ریاست جمهوری احراز صلاحیت نموده و همگی یدی طولانی در کشتار نسلها داشتند، بلاخره یکی از آنها را از "صندوق کشتار" بیرون بکشد. تا جامعه بداند چهار سال بعد کدامین جانی بر اریکه قدرت می نشیند و دولت بعدی با چه کمیت و کیفیتی اینبار آنها را استثمار و کشتار خواهد کرد.

بخش عظیمی از جامعه بطور اخص در این سالهای اخیر رای و پرچمشان علیه کلیت این نظام را در کف خیابانها علنا سر دادند و پرچم رهایی را بر افراشتند! آنروز دور نیست مهر شکست و رسوایی هر چه محکمتر بر پیشانیتان کوبیده شود .

سرنگون باد رژیم سرمایه داری ایران!

زنده باد پرچم آزادیخواهی و برابری طلبی!

زنده و برافراشته باد پرچم کمونیسم!

27.05.2021

مطالبی که فقط متعلق به اين سايت مي‌باشد، انتشار آن با درج منبع آزاد است