درباره ما

سایت‌های دیگر

صوتی و تصویری

مقالات

اخبار و گزارشات

اطلاعيه‌ها و بيانيه‌ها

صفحه نخست

 

یاداشتی کوتاه در حاشیه اظهارات خالد عزیزی

ناصر زمانی

در طی چند روز اخیر مصاحبه ای از خالد عزیزی دبیر کل حزب دمکرات کردستان روبه بیرون انتشار یافت. اظهارات خالد عزیزی در حمله به کمونیست های رادیکال و پیشرو جامعه، در کردستان ایران پدیده و اظهارات تازه ای نیست. دفاع خالد عزیز از شخصیت مرتجع مذهبی و مکتب قرآنی همچون احمد مفتی زاده نه از یک اشتباه لفظی و یا تاکتیکی سیاست های این حزب و از زبان رهبری آن، بلکه از ماهیت سیاست های یک حزب بورژوا- ناسیونالیست است که صادقانه دارد خود را باز تعریف میکند و بر متن یک زمینه تاریخی و سیاسی در دل مبارزات مردم کردستان اتکا دارد که برای ما کمونیست ها زیاد پوشیده نبوده و نیست. دشمنی کردن ناسیونالیست ها در تقابل و ضدیت آشکار با کمونیست ها را نمیتوان صرفن به همچین اظهارات و مصاحبه های خلاصه نمود. این اظهارات در حمله به کمونیست ها بخش بسیار کوچکی از پروژه ی یک قطب سیاسی راست مرتجع است که کمونیست های کردستان را در یک بُرهه ی سیاسی تاریخی در کردستان، متهم میکند، که گویا این کمونیست ها بودند که نقش تخریب کننده ای در برابر این شخصیت مکتب قرآنی داشته اند و مستقیم از همچین شخصیت مذهبی مرتجع نه تنها دفاع میکند بلکه به کمونیست های کردستان در آن مقطع زمانی حمله میکند. با زبانی دیگر کومه له را به عنوان یک سازمان کمونیستی مورد حمله قرار می دهد.  همانطور که اشاره نمودم این نوع اتهامات و حمله کردن به کمونیست ها در کردستان از طرف حزب متبوع ایشان و طیف رنگین کمانشان در طی بیش از چهار دهه مبارزه سیاسی نه چیز تازه ای است نه از روی اشتباه لفظی صورت می پذیرد بلکه برگرفته از ماهیت سیاسی احزاب بورژوا- ناسیونالیست است که تاریخ اش برای صدها کمونیست در دل مبارزات ایران و بطور مشخص کردستان پُر واضح و آشکار است. این نوع اظهارات برگرفته از استراتژی احزاب بورژوا- ناسیونالیست است که به عنوان مثال براداران ناخلف شان در کردستان عراق در حکومت اقلیم کردستان خون مردم را در شیشه کرده است، این زنگ خطری است که آینده سیاسی کردستان ایران را با همچین دیدگاهی که ناشی از استراتژی این احزاب و سازمانها است، مورد خطر جدی قرار خواهد داد به این معنا که موی دماغ هر نیروی پیشرو و رادیکال و انقلابی خواهد شد. به باور من همچین اظهاراتی خلق الساعه نیست بلکه از ماهیت سیاسی- اجتماعی این احزاب در راستای استراتژی سازمانی و حزبی شان سرچشمه میگیرد که سال ها بر متن یک تاریخ خود را باز تولید میکند. محدود کردن این رویکرد سیاسی برگرفته از یک استراتژی مشخص در بطن ماهیت سیاسی این احزاب ناسیونالیست به مجرد گرفتن صرفن گفته های خالد عزیزی یک اشتباه است، بلکه این رویکرد سیاسی در سطح ماکرو از ماهیت سیاسی همه احزاب بورژوا- ناسیونالیست و مذهبی در کردستان سرچشمه می گیرد.

 به این معنا که اگر به سیر تغییر و تحولات سیاسی در ایران و متعاقب آن در کردستان در چند سال اخیر نگاهی گذرا داشته باشیم میدانیم که رفرمیست های که با نام جنبش اصلاحات موسوم به دوم خردادی ها در دهه ۷۰ خورشیدی پا به عرصه سیاست ایران گذاشتن تلاش نمودند با سر کار آمدن خاتمی در نقش سوپاپ اطمینان و در تداوم حاکمیت رژیم جنایتکار اسلامی بار دیگر پِستانک فریبی به خورد جامعه بدهند که شکل گیری دولت اصلاحات به تعبییر خودشان روزنه ای باشد، نه تنها میتواند فضای سیاسی ایران را تا حدی روبه بهبودی هدایت کند بلکه خروجی و فرآیند همچین پروژه ای میتواند بورژوازی کُرد را هم در سهیم کردن قدرت در خود مشارکت دهد. دقیقن بر متن همچین شرایط سیاسی فراکسیون نمایندگان کُرد در مجلس شورای اسلامی ایران با سخنگوی آن از جمله «بهاالدین ادب» یکی از سرمایه داران کردستان و نماینده مجلس شورای اسلامی وقت شکل گرفت، این فراکسیون هدف خود را در راستای یک حزب کُردی در کردستان ایران و همچنین در راستای اهدافی همچون کم کردن فشارهای فرهنگی و هنری، ارتباط وزارت اطلاعات رژیم جمهوری اسلامی با تعدادی از روشنفکران شناخته شده ی کُرد در خارج از کشور در راستای گفتگوی تمدنها، مقبولیت بخشیدن به دولت اصلاحات و تجدید قوای مجدد رژیم اسلامی ایران متعاقب آن در کردستان با برجسته کردن و زدن بر طبل احساسات کُردایتی، این پروژه توانست در دل طیف زیادی از رفرمیست ها و ناسیونالیست ها چه در قواره ی شخصیته های سیاسی و فرهنگی و یا چه در شیوه ی حزبی و سازمانی قندها را دل این طیف آب نماید و برای مشارکت در همچین سیاست مذبوحانه ای خیز بردارند. دقیقن بر متن همین شرایط بود انشعاب سال ۲۰۰۰ در تشکیلات ما حزب کمونیست ایران و کومه له اتفاق افتاد، و درست شدن سازمان زحمتکشان کردستان ایران (مهتدی- ایلخانی زاده) محصول همین شرایط سیاسی- اجتماعی بود که مختصر به آن اشاره نمودم. درست بر متن همچین خط سیاسی و پروژهای شکست خورده ای از جمله مذاکره مخفیانه به دور از چشم مردم کردستان با نیروهای رژیم اسلامی ایران، کنگره بین المللی مشاهیر کُرد در دانشگاه کردستان در شهر سنندج در تیر ماه ۱۳۹۸ در ادامه و بستر سیاسی دور روی یک سکه، احزاب بورژوا- ناسیونالیست دنبال میکنند که اظهارات خالد عزیز رهبر حزب دمکرات کردستان هم بر ادامه ی همین پاشنه آشیل قابل توضیح است. مگر نه اینست که در اکتبر ۲۰۱۳ خالد عزیزی دبیر کل حزب دمکرات کردستان به صراحت سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی را مردود دانسته و در مصاحبه اش با «روزنامه هاولاتی» علیرغم اشاره ضمنی خبرنگار این روزنامه به ترور عبدالرحمن قاسملو، اظهار نمود که هر کجا امکان و زمینه اش آماده باشد با رژیم اسلامی ایران پای میز مذاکره خواهیم نشست و در تداوم همین سویه از سیاست هم دبیر کل حزب دمکرات کردستان ایران مصطفی هجری در مصاحبه با «خبرگزاری آناتولی» بر همین طبل بارها کوبیده است. مگر نه اینست که خالد عزیزی خواهان یک دولت کُردی است حتا از نوع دیکتاتوراش و اظهار میکند که مهم نیست اگر هر کُردی به دست کُرد دیگر اعدام شود به شرط اینکه کشور و دولت کردی داشته باشد. مگر نه اینست که حزب «کارگران کردستان پ ک ک» و مشتقات این حزب با پیام های ویژه به مناسبت عاشورا با صراحت تمام و کمال شورحسینی و عاشورایی را توصیف کرده و خود را میراث دار امام حسین میدانند و همچین سوگواری های کاملن فوق ارتجاعی را هر سال میراث مقدسی جهت فعالیت برای آزادی انسان، بارها توصیف می کنند، و تا جایی غرق در خلسه میشوند که خود را عاشقان حسین و همچنین الگوی برای فعالیت های خود علیه  هر نوع ستمی را تبلیغات می کنند. از این زاویه میخواهم روی دو نکته تاکید کنم

نکته ی اول:

اول اینکه می بینیم، رفقای تشکیلات ما (رهبری کومه له -سازمان کردستان حزب کمونیست ایران) در نقد اظهارات خالد عزیزی موضع گیری میکنند، اما رویکرد مذهبی و فوق ارتجاعی حزب کارگران کردستان و مشتقاتش را نه تنها قلم میگیرند بلکه در کنگره ملی کرد (ک ن ک) در کنار دهها حزب و سازمان مرتجع اسلامی و مذهبی با شعار دیپلماسی و در جایگاه عضو ناظر ظاهر می شوند. مگر چه فرقی بین مکتب قرآنی های همچون احمد مفتی زاده با رویکرد سیاسی مذهبی اشاره شده در بالا در پ ک ک و احزاب اسلامی مرتجع در ک ن ک وجود دارد؟! که یکی را نقد میکنید و دیگری را فاکتور می گیرید؟! اگر این سیاست یک بام دو هوا نیست پس چیست؟! آیا مردم کردستان و افکار عمومی میتوانند همچین عملکرد سیاسی تاریخی را نادیده بگیرند؟! آیا این دست کم گرفتن شعور سیاسی مردم کردستان و جنبش های رادیکال و پیشرو جامعه نیست؟! جهت یادآوری حافظه افکار عمومی لازم است دوبار تاکید شود که دقیقن بر همین مبنا بود که ما کمونیستها با اشاره و براساس اختلاف استراتژی برای عدم همکاریهای پایدار با این احزاب در مرکز همکاری احزاب کردستان ایران چند سال گذشته تاکید و پافشاری میکردیم، کما اینکه بودند کسانی در تشکیلات ما که عدم همکاری با احزاب بورژوا- ناسیونالیست در این مرکز همکاری را در اختلاف استراتژی نمی دیدند و یا با یک فرمولبندی دلبخواهی و فرمال وجود سازمانی مانند خبات را مانع همکاری پایدار معرفی میکردند و موانع ومشکلاتی مانند عدم هماهنگی و آماده کاریهای لازم از طرف احزاب برای تشکیل چنین مرکزی را از زبان کمیته رهبری کومه له به عنوان دلیل عدم شرکت کومه له در آن مرکز همکاری اینطور فرموله میکردند و می گفتند: «این طرف و آن طرف گفته شده و ما شنیده ایم که گویا دلیل اینکه کومه له در  نشست ۵ حزب و سازمان کردستان ایران در جهت همکاری و کار مشترک ایجاد گردیده، و سازمان کُردستان حزب کمونیست ایران – کومه له شرکت نکرده، این است که ما استراتژی متفاوتی با آین احزاب داریم.»

در حالیکه امروز بعد از گذشت حدود ۲ سال از این موضوع علیرغم تعدادی از رفقای تشکیلات ما، به راحتی میتوان نشان داد که وجود اختلاف استراتژی در تشکیلات ما یکی از موانع اساسی و پایه ای جهت عدم حضور و همکاری پایدار ما با احزاب و سازمان های بورژوا- ناسیونالیست مذهبی چه در مرکز همکاری احزاب کرستان ایران، چه درکنگره ملی ک ن ک در هر جای کردستان است.

نکته ی دوم:

باید گفت با توجه به تمام سنت های انقلابی در امر مبارزات سیاسی در جامعه کردستان در یک جنبش سوسیالیستی چه در شکل سازمانی یا در شکل و قواره فعالین کمونیستی که متشکل نیستند این امر انکار ناپذیر است که پتانسیل نیروهای کمونیست در دل مبارزات انقلابی در کردستان از ظرفیت های قابل توجه برخوردار است بر همین مبنا و فارغ از هر نوع سکت حزبی و سازمانی این وظیفه ی ما کمونیست ها است که در بربابر آلترناتیوهای فوق ارتجاعی که در راستای استراتژی احزاب بورژوا- ناسیونالیست که خزیده و با ترفند های موذیانه میخواهند در کنار جریانات ارتجاعی و مذهبی نیرو توازن قوای خود را که از یک پایگاه طبقاتی تغذیه و به خط می کند، باید قاطعانه ایستاد. باید در راستای افشای ماهیت سیاسی آنها بی رحمانه و بدون هیچ اما و اگری آنها را مورد نقد قرار داد. زیرا همه میدانیم احزاب ناسیونالیست کُرد از همسویی با سیاست های متوحش ترین قدرت های جنایتکار جهانی و منطقه ایی، در کنار گرایش های مذهبی و باز تولید آنها از جمله مکتب قرآنی ها برای بکار گیری هژمونی فوق ارتجاعی خود از هر ظرفیتی در بکار گیری این طیف و به خط نمودن آنها در راستای سناریوهای سیاه خود در بدست گرفتن قدرت سیاسی در جامعه کردستان از هر پروژه ی شومی استفاده خواهند نمود. به عبارتی دیگر احزاب بورژوا- ناسیونالیست برای تقسیم کردن قدرت از بالا بر سر مردم انقلابی کردستان از زاویه ی عملی کردن استراتژی احزاب متبوعشان از هیچ بند و بست مخفیانه چه با رژیم جمهوری اسلامی، قدرت های منطقه ای و یا در بند بست با جریانات مرتجع اسلامی به دور از دخالت مستقیم مرد کردستان اِبایی ندارند که در اظهارت خالد عزیز و همفکرانش در قطب راست سیاسی به صراحت و آشکارا مشهود است. ما کمونیست ها در کردستان میدانیم که وجود ستمگری ملی در کردستان در ادامه ی تاریخی سیاست های حاکمیت های مختلف شوینیستی و سرکوبگرانه در ایران کماکان ظرفیت های حضور احزاب ناسیونالیست در جامعه کردستان یک پدیده ی ملموس است به همین مبنا گرایش ناسیونالیستی در آینده معادلات سیاسی در کردستان نقش قابل توجهی بازی خواهد نمود و از هیچ ترفندی برای به کرسی نشاندن اهداف شوم خود عقب نشینی نخواهد کرد. به این معنا رقیب اصلی در مقابل جنبش کمونیستی و حاکمیت شوراهای مردمی در کردستان خواهد بود. از این زاویه باید گفت برای اینکه ما کمونیست ها بتوانیم کماکان نقش تعیین کننده و موثری در آینده تغییر و تحولات سیاسی در جنبش انقلابی کردستان داشته باشیم باید با اتکا به یک نگرش جنبشی در سطح ماکرو در کردستان بدور از هر نوع سکت حزبی و سازمانی دقیق و منسجم در اتخاذ سیاست های شفاف و کارساز عملی، در قبال شرایط سیاسی موجود عمل نماییم به این معنا با تکیه به جنبش طبقه کارگر، احزاب چپ و کمونیست و فعالین در این عرصه در همسویی با مطالبات طبقه کارگر و در راستای حق تعیین یرنوشت مردم کردستان یک صدا در یک قطب سوسیالیستی تمام ظرفیت های خود را بکار بگیریم تا بتوانیم نقش اساسی و تاریخی خود را ایفا نموده و مبارزات رادیکال و پیشرو را در راستای منافع طبقاتی توده های محروم و ستمدیده کردستان که با ماهیت مطالبات واقعی، پیشرو و انقلابی مردم کردستان مشخصن طبقه کارگر چه در سطح سراسری و چه در کردستان برای حاکمیت شوراهای مردمی فراهم و مهیا نماییم. تنها با اتکا به این عملکرد در سطح جنبشی است که ما همصدا در راستای منافع طبقه ی کارگر میتوانیم از تکرار تجربه ی کردستان عراق در کردستان ایران جلوگیری نماییم.   

کلام آخر

از زاویه نگاه سیاسی در سطح ماکرو و جنبشی وظیفه ما کمونیست ها است با روشن کردن و شفافیت بخشیدن به تفاوت های استراتژی سوسیالیستی در تقابل با استراتژی هژمونی احزاب بورژوا- ناسیونالیست در کردستان و روبه جامعه، کارساز بودن راه حل کمونیست ها در رفع ستم طبقاتی و متعاقب آن ستم ملی از زاویه تعلقات طبقاتی نشان دهیم و ماهیت سیاسی احزاب بورژوا- ناسیونالیست را بی رحمانه مورد نقد پایه ای قرار دهیم. با توجه به اینکه جامعه ایران و متعاقب آن کردستان آبستن تغییر و تحولات سیاسی است، احزاب کمونیست و چپ، فعالین پیشرو رادیکال در عرصه جنبش کمونیستی را ملزم می نماید با کنار گذاشتن بحث های حاشیه ای و نامسولانه و همگام با جنبش های رادیکال درون جامعه جدا از تمام رسوبات سکت حزبی و سازمانی از گفتمان تحلیل محور وضع موجود به فاز تغییر وضع موجود گام های اساسی، شفاف و ملموسی را بردارند زیرا به باور من گذر نکردن از سکت های حزبی و سازمانی، فضای سیاسی و شرایط را برای آلترناتیو قطب راست جامعه و نیروهای ارتجاعی و احزاب بورژوا- ناسیونالیست فراهم تر می کند و ما مجبور به تکرار تاریخ خواهیم شد به این معنا که برای تمام فعالین کارگری و احزاب کمونیست و رادیکال پوشیده نیست که تجربه ی این گسست ها هنوز اثراتش در ساختار امروزه ی این جنبش به آسانی دیده می شود.

ناصر زمانی

۱۳ می ۲۰۲۰

#انقلاب_كارگرى
https://t.me/enghelab_karegari

 

مطالبی که فقط متعلق به اين سايت مي‌باشد، انتشار آن با درج منبع آزاد است