درباره ما

سایت‌های دیگر

صوتی و تصویری

مقالات

اخبار و گزارشات

اطلاعيه‌ها و بيانيه‌ها

صفحه نخست

 

به کجا چنین شتابان؟

ابراهیم علیزاده در ترازوی سخنان خود  ـ  قسمت اول

ابراهیم علیزاده سالهاست رهبری کومه له  را در دست دارد. هر چند که او هیچگاه تئوریسین نبوده است اما یکی از تاثیر گذارترین چهره های کومه له و حزب کمونیست ایران است. بی شک تجربه چندین انشعاب را در این حزب و از قدرت سازماندهی بسیار بالایی نیز برخوردار است. در جریان انشعاب فراکسیون کمونیسم کارگری به رهبری زنده یاد منصور حکمت که به درست از گرایش ناسیونالیستی در داخل این حزب انتقاد کرد و آنرا به چالش کشید و بعدها در جریان انشعاب عبدالله مهتدی از کومه له که معتقد بود که حزب کمونیست ایران سد راه کومه له ( ناسیونالیسم چپ ) است و همچنین در جریان انشعاب فراکسیون روند سوسیالیستی کومه له، ابراهیم علیزاده در تمامی این اختلافات و انشعابات نقش یک سانتر را ایفا کرد و هیچگاه کسی نتوانست و بدرستی نفهمید که دیدگاه او به کدام سو است. او با نقشی که بازی می کرد طی این سالها توانست بر مسند دبیراولی کومه له تکیه بزند و پروژه های راست روانه خود را به آرامی به پیش ببرد. هر چند که تغیرات منطقه ای  و روند رویدادهای این قسمت از خاورمیانه یعنی کوردستان، بعد از جنگ خلیج و ایجاد حکومت کوردی به رهبری جلال طالبانی و بارزانی و دستگیری اوجالان گرفته تا دگرگونی های سوریه و آغاز مجدد جنبش ملی کورد در این کشور و غیره بیشترین تاثیر را روی ایشان داشته است اما عدم وجود عبداله اوجالان در صحنه سیاسی کوردستان و مرگ جلال طالبانی رویاهای بیشتری را در ذهن او ایجاد کرده است.

ابراهیم علیزاده اگر قبلاً یک سانتر بود اکنون دیگر تئوریسین گرایش ناسیونالیستی درون حزب کمونیست ایران و کومه له است. او پروژه های خود را ابتدا از طریق جمال بزرگپور نماینده راستین ناسیونالیسم درون حزب کمونیست ایران و عادل الیاسی و سپس گسترش روابط و همکاری با احزاب کوردی و شرکت مستمّر در کنگره ملی کورد و غیره به پیش برده است. اکنون نیز به دلیل مماشات و سکوت جناح رقیب درون حزبی و توازن قوا موجود، فضا را مناسب می بیند و در هر مراسم و گفتگویی، تفکرات راست روانه خود را بدون واهمه ابراز می دارد.

در برنامه تلویزیونی "کومه له و فعالین" مصاحبه ایشان تحت عنوان آخرین تحولات جهان، ایران و کردستان و هم چنین وظیفه ی فعالین کومه له به زبان کردی پخش گردید. ابراهیم علیزاده بسیار روشن و شفاف نظرات خود را به مثابه یک ناسیونال رفرمیست خرده برژوا مطرح نمود و اگرچه تاکنون جناح رقیب درون تشکیلاتی بهانه اش این بود که قطب بندی های درون تشکیلاتی ناروشن و نا شفاف است و به قول آنها جناح راست جرات ابراز نظریات راست روانه خود را ندارد. اینبار به شیوه ای علنی ابراهیم علیزاده آب پاکی را روی دست آنها و تمامی فعالین کارگری و هواداران کومه له ریخت که کومه له کنونی به کدام جبهه تعلق دارد.

امیدوارم این نقد کوتاه بتواند دریچه ای هر چند کوتاه را از آینده این سازمان به خواننده باز کند.

لینک این مصاحبه در یوتوب:

https://www.youtube.com/watch?v=rU5Cw49sHdk&feature=youtu.be&fbclid=IwAR2Y1kHYHNhbWeMIqypYT2zaeWJPvlXsRg_C2D70baWTn8soqUp78x98Sdk

نخست مجری برنامه با اشاره به سالروز بمباران مقرّات کومه له در "بوتی" از ابراهیم علیزاده می خواهد سخنان خود را آغاز کند.

ا.ع می گوید:

این اولین بار نبود که اردوگاه های ما از طرف رژیم بعث عراق مورد حمله قرار گرفت، مالومه نیز چندین بار حمله و توپباران شده بود و شماری از رفقای ما درآن جانباختند. در "بوتی" نیز قبلاً هم بمباران شده بودیم ولی این دفعه بمباران شیمیایی بود که در جریان این حمله ۲۳ کادرو پیشمرگ جان باختند ۱۵۰ نفر هم زخمی شدند شاید آنچه مثل خاطره یا تحلیل لازم است بیان این است که چرا رژیم بعث عراق این کار را کرد؟ چرا مورد حمله قرار گرفتیم؟ در حالی که ما نوعی ارتباط دیپلماسی با رژیم عراق داشتیم، در بغداد در بغداد، کرکوک و سلیمانیه دفتر نمایندگی داشتیم دفتر نمایندگی داشتیم و .... ولی مسئله این است ارتباط ما با رژیم نمی‌توانست ارتباط ما را با جنبش انقلابی خلق کوردستان، جنبش چپ و رادیکال در کوردستان عراق قطع کند.

و در طول این سال‌ها که رادیو کومله و رادیو حزب برنامه پخش می کرد فعالین چپ این برنامه ها را تند نویسی می کردند و چاپ و پخش می کردند. ده ها نفر در تفتیش خانه هایشان دستگیر شده بودند پنج بودند و آن اسناد به دست حکومت بعث افتاده بود، به جز اینها همان موقع در درّه "جافایتی" در منطقه "مالومه" سازمان چپ و کمونیستی وجود داشتند که روزنامه و مجله های خود را پیش ما چاپ می‌کردند. )خط تاکید از من است)

تا جایی که نویسنده این نوشتار اطلاع دارد در آن زمان بغیر از حزب شیوعی عراق (حزب توده) و حزب سوسیالیست، هیچ حزب چپ و رادیکالی در کردستان عراق فعالیت نداشت. با توجه به انتقادهای کومله و حزب کمونیست از سیاستهای حزب توده ایران، هیچ ارتباطی مابین کومله و حزب شیوعی وجود نداشت وتنها مورد مشخصی که در این زمینه وجود دارد مربوط به جریان قتل و عام رفقای گردان 22 ارومیه توسط حزب دمکرات کوردستان ایران است که حزب شیوعی به کمک رفقای زخمی و بازمانده آن فاجعه شتافت. حزب سوسیالیست یا همان "پاسوک" نیز تکلیفش روشن است که از طرف جمهوری اسلامی ساپورت می شد.

من می پرسم: این کدام حزب و سازمان چپ و رادیکال بوده که با کومه له همکاری داشته و اکنون و پس از سالها و فروپاشی رژیم بعث هنوز ایشان جرات نمی کند که اسمش را واضح بیان کند و اگر نه این تحریف تاریخ کدام هدف را تعقیب می کند؟

ا.ع در ادامه می گوید: همان منطقه در همان زمان چندین کادر مبارز الان خوشبختانه بیشترشان حالشان خوب است به کمک ما به خارج از کشور انتقال یافتند و از خطر نجات یافتند به جز اینها می دانیم که آن منطقه از حیطه تسلط رژیم بعث دور بود نیروی پیشمرگ اتحادیه میهنی کردستان آنجا رفت و آمد می کردند و دولت عراق از این موضوع هم ناراحت بود که ما در این منطقه هستیم که ما در این منطقه هستیم فکر می‌کرد که ما باید از آن مناطق عقب نشینی کنیم و به قسمت های زیر کنترل آنها انتقال یابیم و به این ترتیب همکاری ما را با مخالفین خود به نوعی قطع کند. )خط تاکید از من است)

ایرج فرزاد از بنیانگذاران کومه له در این رابطه طی نوشته ای زیر نام "به وجدانهای بیدار" می نویسد:

در رابطه با ریشه “بمباران شیمیائی” اردوگاه “بوتی” و فاجعه ی “گردان شوان”. مقامات مخابرات عراق(سازمان امنیت در ارتش)، در توضیح به “هیات کومه له”، که ابراهیم علیزاده نیز عضو آن بود، که علت بمباران شیمیائی بوتی چه بوده، گفته بودند: به “دلیل نزدیکی شما با نیروهای جلال طالبانی”. “استقرار در مناطق آزاده شده توسط نیروهای جلال طالبانی”، در عین حال ماجراهای پشت پرده چنان پیوندی را در رابطه با فاجعه گردان شوان نیز، برملا میکند. بازهم ابراهیم علیزاده در همین مورد، یعنی در تشریح در “منگنه” قرار گرفتن رهبری کومه له، میگوید، “نیروهای اتحادیه میهنی” با کشیده شدن جنگ ایران و عراق به مرزهای کردستان، “به  رژیم جمهوری اسلامی” پناه آوردند و به کردستان ایران عقب نشینی کردند. “طرح آزاد سازی حلبجه”، در واقع طرح اشغال این شهر توسط نیروهای سپاه پاسداران جمهوری اسلامی بود که قرار بود با توجه به “آشنائی” نیروهای جلال طالبانی با مردم و منطقه، آنها را هم “سهیم” کنند. “نوشیروان مصطفی” جزئیات همکاری با جمهوری اسلامی را در کتاب های خاطرات خود، مستند کرده است. در همین ایام است که با همکاری نیروهای اتحادیه میهنی، مقرهای سپاه پاسداران در همان مناطق و در نزدیکی “اردوگاههای” کومه له و حزب دمکرات، دایر میشوند. سازماندهی ترور ها و عوامل نفوذی و جاسوسی در داخل مرزهای کردستان عراق، مستقیم تر و سازمانیافته تر شدند و گسترش یافتند. باید روشن باشد که در لابلای این سوتی دادن ابراهیم علیزاده، که حالاها در قالب خودشیرینی و تکریم در آستان ناسیونالیسم کرد، از زبان ها میلغزد، طرح اشغال حلبجه توسط جمهوری اسلامی با همکاری نیروهای جلال طالبانی در فرمول “آزاد سازی جلبجه”، به اطلاع افراد “مورد اعتماد” در کمیته رهبری کومه له انتقال داده شده بود. اگر نه، همه دیگر فرماندهان نظامی کومه له، بجز عثمان روشن توده که آنوقتها “فرمانده نظامی” کومه له بود و از همان کانال محفلی پوشیده از تشکیلات، از ماجرا قطعا خبر داشت، “اعزام” رفقای گردان شوان به آن مکان ناشناخته، مطلقا توجیه نظامی نداشت. این معما کماکان از جانب “معتمدین” جلال طالبانی در کمیته رهبری کومه له، سر به مُهر است. )خط تاکید از من است)

لینک مطلب:

http://iraj-farzad.com/1398/12/23/%d8%a8%d9%87-%d9%88%d8%ac%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a8%db%8c%d8%af%d8%a7%d8%b1/

من می پرسم:  چرا لقمه را بالای سر می چرخانید و حرف اصلی را از اول نمی زند و این مس مس کردن چرا؟ این تکرار کمیک تاریخ برای چیست؟ علیزاده چه چیزی را از اتحادیه میهنی طلب می کند و یا چرا تاریخ ارتباط با احزاب ناسیونالیستی آنهم تحریف شده در برنامه کومه له وفعالین بیان می کند و ماحصل آن چیست؟ آیا همان بازگشت به مبدا کومه له  یعنی قبل از کنگره دو است  و آماده کردن اذهان اعضا و مردم کوردستان به این بازگشت است؟

مجری برنامه سپس سئوال خود را چنین عنوان می کند: واقعیت این است که شیوع اپیدمی "کرونا" جهان را از بسیاری موارد وارد مرحله ی دیگری کرده است، آینده و حال هیچ کشوری از تحت تاثیر قرار گرفتن این بیماری به دور نمانده است. شما چه انتظاری در سطح جهانی برای سال‌های آینده دارید؟

ا.ع می گوید: در مدت سه ماه گذشته روشنفکران، متفکرین و حتی مردم عادی و حتی مردم عادی بسیار به این موضوع اندیشیده اند یک نوع نگرش تقریباْ متحد شکل گرفته که جهان به کدام سو میرود.

قبل از هر چیز یک واقعیت آشکارتر شد که هیچ گاه رویدادها و اتفاقات دنیا به اندازه اکنون بر هم دیگر تاثیر نداشته اند.  یعنی هر اتفاقی در هر گوشه دنیا روی تحوّلات گوشه دیگر دنیا بی تاثیر نیست و همانطور که گفته می شود جهان به یک دهکده کوچک تبدیل شده است سرنوشت جامعه بشریت در سرتا سر جهان به هم پیوند خورده است این واقعیت را کرونا تحمیل کرد.

قبل از شیوع کرونا مسئله ی تندرستی، اپیدمی و بیماری مطرح بود، در همان حال مسئله ی سود، تجارت و بازرگانی و استثمار هم مطرح بود. در جهان قبل از کرونا به شیوه ای خیلی واضح بازرگانی و سودآوری و استثمار اهمیت می داد و

در همین راستا اکثریت بیمارستان ها، درمانگاه ها و موسسات مربوط به سلامت و بهداشت در اختیار بخش خصوصی قرار داشتند و آنها نیز بر اساس منفعت خود با آن رفتار می کردند  و مسئله این بنگاه ها قبل از هر چیز سود آوری بود، مثلاْ کدام واکسن و یا درمان، بیشتر سود آور بود در اولویت قرار می گرفت، نه سلامت جامعه. اما در دوره کرونا این واقعیت برعکس شد. در این دوره دولت های سرمایه داری و حتی سرمایه داران بزرگ هم این را پذیرفتند که این وضع نمی تواند روند زندگی باشد، حتی اگر میخواهند پروسه تجارت، استثمار و سود خودشان را هم پیش ببرند. بنابراین بایستی تندرستی و سلامت در اولویت قرار گیرد. ما دیدیم که روند قبل از کرونا دگرگون شد.

ما قبل از هر چیز در مورد کشورهای پیشرفته ی سرمایه داری صحبت می کنیم. ما شاهد بودیم که اکثر مراکز کار و تولید و بنگاه های سود آوری را تعطیل کردند و دولت شروع به هزینه کردن تمام ذخیره هایش در جهت سلامت انسان کرد و برایشان معلوم شد که مسئله ی سلامت، مسئله ای جهانی است. آنها نمی توانند فقط در فکر سلامت کشور خودشان باشند، بدون آنکه به این مسئله فکر کنند که در آفریقا، آسیای مرکزی، آسیای جنوب شرقی و یا در جاهای دیگر جهان چه می گذرد. یعنی به شکلی عوض شد و روالی را پی گرفت که به نظر می رسد از قبل انسانی تر باشد. )خط تاکید از من است)

ابراهیم علیزاده ژورنالیست خوبی است اما صادقانه تمامی واقعیت ها را بازگو نمی کند و سعی در تلطیف دولتهای سرمایه داری و تحمیق مردم را دارد. او می گوید که دولتها مجبور شدند که تمامی ذخیره هایشان را صرف سلامت مردم کنند. او نمی خواهد بگوید که این ذخایر از کجا آمده است؟ آیا غیر از اینست که این ذخایز حاصل رنج و مشقت طبقه کارگر این کشورهاست. ایشان زبانشان در بیان این واقعیت الکن می شود که دولتها تمامی ذخایر خود نه در خدمت سلامت جامعه بلکه در خدمت سرمایه داری و بقای بنگاهای سرمایه داری قرار دادند تا آنها را از ورشکستگی نجات دهند. طی همین مدت کوتاه ملیاردها دلار در این کشورها به بنگاهای سرمایه داری تزریق شد تا خود را سرپا نگه دارند در حالیکه ما شاهد بودیم در بیشتر کشورهای پیشرفته سرمایه داری دکترها گریه کنان اظهار داشتند که به دلیل کمبود وسایل پزشکی مجبورند در بین بیماران کرونایی تصمیم بگیرند که چه کسی نجات یابد و چه کسی باید بمیرد. ابراهیم علیزاده اینها را می داند اما نمی خواهد بازگو کند.

او نمی خواهد بگوید که  هنوز هم در بسیاری از کشورهای پیشرفته بسیاری از کادر پزشکی به دلیل کمبود وسایل پیشگیری از قبیل دستکش، ماسک و غیره جانشان را از دست میدهند. همین الان هم در بیشتر این کشورها از جمله همین کشوری که من در آن زندگی می کنم با بحران کمبود ماسک و دستکش روبرو هستند. ابراهیم علیزاده این آمار و اطلاعات را از چه کسی گرفته است؟ آیا غیر از اینست که همین اطلاعات را از بنگاهای سخن پراکنی کشورهای سرمایه داری که خودشان بر اساس منافع خودشان آنرا تهیه و تنظیم می کنند؛ گرفته است. در این صورت این یک واقعیت است که ایشان خود نیز به سخنگوی همین دولتها بدل گشته است. اگر غیراز اینست آیا نباید گفت کسی در جایگاه شما این اطلاعات کذب را از کجا آورده است؟

ایرج فرزاد قبلاً و در نوشته ای تحت نام "به خاطر بسپارید" به مناسبت دستگیری و تحویل مصطفی سلیمی توسط  حکومت اقلیم کوردستان به رژیم جمهوری اسلامی و اعدام او،  جواب این نکته را داده است و می نویسد: اگر بدانید که اردوگاه کومه له، تحت نظارت اداره آسایش است، اگر بدانید که به واسطه گری همین اداره آسایش و “حکومت اقلیم”، کومه له همراه با بقیه جریانات (احزاب مرکز همکاری) که فوقا از آنها نام بردم ماهانه و از منابع دولت آمریکا، ۹۰ هزار دلار* دریافت میکنند، آنوقت باید بسیار روشن باشد که چگونه دستگیری و ... )خط تاکید از من است)

http://iraj-farzad.com/1399/01/27/%d8%a8%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%b1-%d8%a8%d8%b3%d9%be%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%af/

 بنابراین بسیار روشن است که چرا ابراهیم علیزاده خبر ندارد یا نمی خواهد خبردار شود؟ که نه تنها وضع بهداشت که در کشورهای پیشرفته سرمایه داری هیچ تغیری نداشته است بلکه آمار مرگ و میر روزانه به شکلی تساعدی رو به رشد است. از مردم مبتلا به ویروس کرونا خصوصا خانه سالمندان خواسته اند که به بیمارستان مراجعه نکنند تا زمانی که خودشان تشخیص دهند و اقدام کنند. طی همین مدت هزاران نفر در خانه های خود یا در سرای سالمندان در سکوت و بدون هیچ مراقبت و درمانی جان عزیزشان را از دست دادند که حتی نامشان در آمار بیماران کرونایی ثبت نشده است، تا به این ترتیب ابعاد فاجعه را پنهان دارند.

هنوز کرونا می تازد و جان انسانها را می گیرد، اما سرمایه داری که تنها به منفعت خود می اندیشد و جان بشریت برایش مهم نیست، دولتها را مجبور کرده اند که کارخانه ها، شرکتها، مدارس و اماکن عمومی را باز کنند و مردم را مجبور کرده اند که به سرکارهایشان برگردند. بی شک ا.ع باز شدن اماکن و شروع مجدد کار و استثمار انسان را مبنای این بهتر شدن وضع سلامت مردم قرار داده است.

ابراهیم علیزاده می گوید:

 که دولتهای سرمایه داری برایشان معلوم شد که مسئله ی سلامت، مسئله ای جهانی است. آنها نمی توانند فقط در فکر سلامت کشور خودشان باشند.

آیا ایشان اطلاع ندارد که بزرگترین قدرت سرمایه داری دنیا یعنی آمریکا، نخست سعی داشت که اطلاعات بسیاری از لابراتورهای تهیه داروی کرونا را در دیگر کشورها را از طرق مختلف در اختیار خود و منافع خود بگیرد و سپس سازمان بهداشت جهانی را به بهانه های واهی زیر فشار قرار داده و نه تنها از ادای سهم خود به این سازمان خودداری می کند، بلکه سعی کرده است که دیگر کشورها را مجبور کند که از همکاری با این سازمان سرباز زنند؟ آیا ایشان خبر دارد که طی همین مدت چندین بار کشورهای سرمایه داری محموله های پزشکی دیگر کشورها را در راه ارسال ربودند و یا از ارسال آن جلوگیری کردند؟

در نهایت باید از ایشان پرسید که بر چه اساسی، روالی را که سرمایه داری در پیش گرفته به نظر شما از قبل انسانی تر می باشد؟ بر اساس رشد تساعدی آمار مرگ و میرهای ناشی از ویروس کرونا؟ بر اساس اخراج سازی های بسیار گسترده در شرکتهای عظیم سرمایه داری از قبیل لوفت هانزا، کا ال ام  و یا شرکتهای نسبتاٌ کوچک تر؟ بر اساس بیکاری بیش سی میلیون نفر تنها در آمریکا؟

برای پاسخ این سوال مجبور می شویم به نوشته "به خاطر بسپارید" به قلم ایرج فرزاد دوباره مراجعه نماییم که چرا ایشان علاوه بر تحریف تاریخ کومه له به تحریف واقعیتهای پیش رو دوران کرونا علاقه پیدا نموده است.

در نوشته های بعد به این نکته اشاره ای خواهیم داشت که هدف از تکرار کلمه روشنفکران و تکیه ایشان به این کلمه چه هستش و همچنین ادامه صحبتهای ایشان

ادامه دارد ...

ئاسو سهامی

24 مه 2020

 

مطالبی که فقط متعلق به اين سايت مي‌باشد، انتشار آن با درج منبع آزاد است