درباره ما

سایت‌های دیگر

صوتی و تصویری

مقالات

اخبار و گزارشات

اطلاعيه‌ها و بيانيه‌ها

صفحه نخست

 

اعتصاب بازاریان و " سوسیالیسم خلقی "

فرشید شکری                                                                                                  

از خیزش دیماه سال 1396 خورشیدی بدین سو، شاهد استمرار مبارزات کارگران و توده های تهیدست و زحمتکش جامعه در ابعاد وسیع بوده ایم. همچنین، در ماه های اخیر خرده مالکان روستایی و شهری ( طبقه ی متوسط ) اعتراضاتی نسبت به کمبود آب در برخی از مناطق کشور، و صعود نرخ ارز و بی رونق شدن " کسب و کار " راه اندازی کرده اند که آخرین نمونه ی آن اعتصاب بازاریان در شانزدهم مهر ماه سال جاری بود.

بر پایه ی اخبار و تصاویر منتشر شده در شبکه های اجتماعی، کسبه و مغازه داران در شهرهای کوچک و بزرگ کشور از جمله تهران، تبریز، کرمانشاه، رفسنجان، سنندج، بانه، میاندوآب، چابهار، و... دست به اعتصابی گسترده زدند. کسبه و بازاریان در آن تاریخ به نوسانات بازار ارز که مُبین آشفتگی بیش از پیش اقتصادِ سرمایه داری ایران است، اعتراض داشتند. این اعتصاب در شرایطی برگزار گردید که بازار ارز برای چند ماه متوالی در حال نوسان بوده است. پیش از این هم بازاریان در چهارم تیر ماه امسال در اعتراض به همین نابسامانی بازار ارز، و ایضاً گرانی و تورم، دست به اعتصاب و تجمعات اعتراضی زده بودند.

با نگاهی اجمالی به کش و قوس های سیاسی در ایران، به وضوح درمی یابیم که این کشور آبستن تغییر و تحولات اساسی است. « نه زین پس حاکمین می توانند، و نه زین پس توده های تحت ستم و حکومت شونده تحمل می کنند ». این حقیقت را در شعارها و مطالبات کارگران و توده های میلیونی به جان آمده در این دوره دیده ایم. و اما، مضاف بر مواجه شدن رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی با « بحران مشروعیت » ، از سوی دیگر، رسیدنِ اقتصادِ کاپیتالیستی ایران به مرز فروپاشی به خاطر دلایل متعددی از جمله خروج امپریالیسم آمریکا از برجام و شروع تحریم ها از جانب این کشور که به بالا رفتن نرخ ارز منجر گردیده، نزاع جناح های بورژوازی حاکم با همدیگر علی رغم یکدست ظاهر شدنشان در مقابل فشارهای داخلی و خارجی تشدید شده که اعتصاب بازاریان گواه بر شدت یابی درگیری های جناحی و ورودشان به فاز جدیدی است.  

آنچه در این اوضاع ( اوجگیری جنبش های اعتراضی و وضعیت نامناسب رژیم ) جای بحث و اظهار نظر دارد، و به احتمال زیاد مشغولیت فکری برای بسیاری از کارگران کمونیست و فعالین سیاسی متشکل در سازمان ها و احزاب چپِ کمونیست و رادیکال ایجاد کرده، اینست که، آیا به میدان آمدن دیگر لایه های معترض جامعه می تواند با پشتیبانی و دفاع طبقه ی کارگر و پیشگامانِ طبقه ( کمونیست ها ) از مخالفت های آن طبقات همراه باشد؟ در این مقاله سعی بر آنست تا با تأویل مطالبی، موضوع را وارسی کرد و در اثنای آن تدقیق به پرسش فوق پاسخ داد.

برآمدهای اعتراضی مستمر در هر جامعه ایی در واقع « واکنش هایی » طبیعی و قابل پیش بینی در برابر « کنش های » طبقات حاکمه اند. پایمال شدن حقوق حقه ی ساکنین یک سرزمین توسط هیأت حاکمه ی آن، بدون چون و چرا واخواهی هایی را در پی دارند. این اعتراض ها به شکل جنبش های رادیکال اجتماعی تبلور می یابند. جنبش هایی از قبیل جنبش کارگری، جنبش زنان، جنبش دانشجویان، جنبش محیط زیست، جنبش ملل تحت ستم در ممالکی که در آنها ستم ملی هست، و غیره. خود این جنبش ها به محل دخالت و نقش آفرینی در سیاست، و البته تلاقی گرایشات سیاسی متفاوت مُبدل می شوند. رد پای این گرایشات که سازمان ها، احزاب، و جریان های متنوعی را به دور خود گِرد آورده اند، در این جنبش ها به عینه قابل رؤیت است.

هر چند کنشگران و فعالین وابسته به گرایش سوسیالیستی در این جنبش ها حضور دارند و به فعالیت برای غالب شدن چشم انداز و افق سوسیالیستی در آنها می پردازند، با این تفاصیل، به غیر از جنبش کارگری یعنی جنبش طبقه ایی که در پروسه ی تولید شرکت دارد و دارای جایگاه ویژه ایی در سازمان تولید جامعه می باشد و مستقیماً در نبرد و کشمکش با سرمایه است، مابقی جنبش های رادیکال اجتماعی در اصل جنبش اقشاری هستند که تحت ستم واقع گردیده اند. واقعیت غیر قابل انکار دیگر تمایزات واقعی مابین جنبش کارگری با جنبش های طبقات بالا دست برای مثال جنبش اصلاحات بورژوایی، جنبش ملی، و... است. التفات و بازنگریستن ما کارگران بدین مطلب اساسی بسی ضرورت دارد.

با در نظر داشتن این نکته، سراغ موضوع مرتبط بعدی می رویم که تقریر تحرکات طرفدارانِ "سوسیالیسم خلقی" با توجه به برگزار شدن اعتصاب سراسری بازاریان در این هنگامه ی معین است. از دیماه هزار و سیصد و نود و شش خورشیدی به این طرف، به همان نحو که مختصراً در سطور قبلی آمد، جامعه به دوره ایی تازه از تقابل و نبرد کارگران و مردم ستمدیده با بورژوازی حاکم قدم گذاشته که با پیوستنِ بازاریان به صحنه ی این رویارویی، جنبش های طبقاتی متضاد را می بینیم که جهت تغییر در راستای منافع اشان، به تکاپو افتاده اند.

حضور جنبش های متباین در این آوردگاه طبقاتی، به جریانات چپ و راست جامعه علی العموم این فرجه را داده تا مواضع سیاسی منطبق با نیازها و ملزوماتِ طبقات مختلف را پیشه کنند. در این بین، پیروانِ "سوسیالیسم خلقی" با سود بردن از خیز دوباره ی توده های ستمدیده، فرصت را غنیمت شمرده و با پرده کشیدن روی منافع کاملاً ناهمگون و متضادِ طبقاتِ متخاصم و جنبش های آنان، مترصد جا انداختن تاکتیک " همکاری و اتحاد عمل " پایه های اجتماعی گرایشات لیبرالیستی و سوسیالیستی در این برهه اند. به سخن بهتر، پیکارهای جاری کارگران، معلمان، رانندگان کامیون، بیکاران، و حاشیه نشینان و توده های تهیدست، و مابقی طبقات ناراضی کشور، مجدداً به این چپ های بورژوا و خرده بورژوا مجالی بخشیده تا در رقابت و ضدیت با « مارکسیسم انقلابی و کمونیسم طبقه ی کارگر » ، اختلافات ایدئولوژیک و مصالح طبقاتی گوناگون و مجزای کارگران صنعتی ( مولد ) و خدماتی ( غیر مولد ) با طبقه ی متوسطِ مرفه و طبقه ی سرمایه دار را مستور کرده و با برجسته ساختن اشتراک منافع همگان (رهایی از شر استبداد و خفقانِ حاکم) مانع گسترش نبردهای کارگران و توده های بی چیز علیه مناسبات و شیوه ی تولید سرمایه داری شوند و آنان را صرفاً به سوی مبارزه علیه رژیم بکشانند.

کوشش های مدافعانِ " سوسیالیسم خلقی " برای پوشانیدن مصالح متباین طبقاتی و مخدوش کردن مرزبندی های ایدئولوژیک در این مقطع مهم از تاریخ ایران، به واقع تداوم پیمودن همان مسیری است که پیش و پس از قیام هزار و سیصد و پنجاه و هفت به سمت دگرگونی در " ساختارهای روبنایی " جامعه و سرکار آمدن یک نظام بورژوا – دموکراتیک، آغاز کردند. بی گمان، چنانچه این تحرکات با مقابله ی کمونیست های انقلابی روبرو نشوند و سیاست ها و اهداف تبلیغی تعیین شده ی هوادارانِ "سوسیالیسم خلقی" رو به توده های کارگر و فرودستان جامعه برملاء نگردند، تحولات آتی در جامعه به نفع طیف های ملونِ اپوزیسیون بورژوا – لیبرال و ناسیونالیست خواهند بود. نمایندگان سیاسی طبقات بالایی و میانی ناراضی همین سیاست تشویق مبارزه ی مشترک علیه رژیم بورژوا - اسلامی را البته با ادبیات و فرهنگِ سیاسی مختص به خود، در پیش گرفته اند. اعتناء به این موضوع مهم در موقعیت ملتهب و حساس کنونی، و به چالش کشیدن " سوسیالیسم خلقی " توأم با تدوین یک سیاست رادیکال و انقلابی سبب خواهد شد تا توده های کارگر کشور بدانند واقعاً « چه چیز می خواهند و دنبال چه چیز » بایستی بروند.

بعد از تذکار و یادآوری نکات فوق، به مسأله ی موضع گیری کارگران و پیشروان آنان در قبالِ اعتصابات و اعتراضات بازاریان برمیگردیم. می دانیم، توده های کارگر و زحمتکش چه در جوامع بورژوایی استبداد زده و چه باصطلاح دموکراتیک مشمول اشکال متعدد ستمگری بوده اند و به غیر از ستم طبقاتی از همه ی آن تبعیضات و بی حقوقی ها رنج می برند. در نتیجه طبقه ی کارگر سوای مبارزه با ستم طبقاتی، ناگزیر از بلند کردن صدای اعتراض خود علیه تمامی بیدادگری ها و مظالم مربوط به جوامع سرمایه داری است. قدر مسلم، پشتیبانی طبقه ی کارگر و پیشروان سوسیالیست این طبقه از جنبشهای رادیکال اجتماعی به گسترش فضای اعتراضی کشور منجر می شود که این از هر حیث به سود جنبشِ کارگری و کمونیستی ایران است. تأمین رهبری « اعتصابات عمومی » هم نه فقط عمل به وظایف انقلابی و پیشبرد تاکتیک های صحیح و اصولی در صحن و ساحت مبارزه، بلکه یاری رساندن به آلترناتیو سوسیالیستی و تقویت آن در مقابل بدیل های بورژوایی است. اما، چنین پراکسیسی تماماً با رهنمودها و توصیه هایی که حمایت از اعتصابات و اعتراضات سایر طبقات را لازم می داند و به کارگران و فرودستان جامعه فراخوان همراهی با آن طبقات ناخشنود را می دهد، مغایرت دارد.

تجربیات تاریخی به ما آموخته که، هر طبقه ایی از « تاکتیک اعتصاب » برای دستیابی به مطالبات خود بهره می گیرد. بازاری ها در ایران نیز از این شیوه ی اعلام نارضایتی به منظور تحقق بخشیدن به خواسته هایشان، بارها استفاده برده اند. روشن است، اعتصاب اخیر بازاریان که بخاطر به هم ریختن و بی نظمی بازار ارز، کسادی بازار و... صورت پذیرفت از جنس اعتصابات سراسری بزرگ و شکوهمند رانندگان کامیون، معلمان، و اعتصاب عمومی مردم کردستان در بیست و یکم شهریور ماه نیست و هیچ ربطی به خواست ها و مطالبات توده های کارگر و تهیدست، و جبهه ی آزادیخواهی جامعه ندارد. تاریخاً بازار منبع تغذیه و حامی درجه یک جریانات مرتجع مذهبی و ملی – مذهبی بوده است. بازار در طول این چهار دهه نقش مهمی در بقاء و ماندگاری رژیم جنایتکار بورژوا – اسلامی بر عهده داشته است. در شانزدهم مهر ماه این نمایندگان سیاسی بورژوازی و خرده بورژوازی مخالف حکومت، و پوزیسیون رژیم بودند که از اعتصاب بازاریان پشتیبانی کردند. نیروهایی که سال هاست برای بردن سهمی بیشتر از استثمار طبقه ی کارگر، و چپاول به جیب زدن ثروت و سامان جامعه خود را به در و دیوار می کوبند. بر اساس این واقعیات، کارگران کمونیست نه در برابر اعتراض طبقات دیگر به وضع موجود می ایستند، و نه با آن همراه می شوند. 

10/23/2018

مطالبی که فقط متعلق به اين سايت مي‌باشد، انتشار آن با درج منبع آزاد است