درباره ما

سایت‌های دیگر

صوتی و تصویری

مقالات

اخبار و گزارشات

اطلاعيه‌ها و بيانيه‌ها

صفحه نخست

 

یادداشت های جنبش کارگری:

اعتصاب کارگران نفت، انتظارات اجتماعی و حقایق طبقاتی

اعتصاب جاری کارگران نفت که توسط چند ده هزار کارگر در دهها محیط کار و به وسعت بخش مهمی از ایران از 29 خرداد 1400 آغاز شد و همچنان پرتوان و فزاینده ادامه دارد انتظارات اجتماعی و حقایق طبقاتی مهمی را طرح نموده که توجه به آنها بویژه برای ایفای نقش سیاسی طبقه کارگر در تحولات پیش رو در ایران ضروری است.

 

این اعتصاب در اوج بحران های همه جانبه نظام سرمایه داری ایران و بن بست های خُرد کننده جمهوری اسلامی که حداقل از خیزش ستمکشان در دی ماه 96 به این سو بر همگان آشکار گشت رخ داده است. یعنی اعتصاب در دورانی رخ داده که اکثریت بزرگ جامعه وقوع تحولات تعیین کننده را پیش بینی می کند و به اشکال محتمل این تحول از فروپاشی رژیم تا عروج خیزش های عظیم شهری و براندازی و سرنگونی و انقلاب می اندیشد. همزمانی اعتصاب جاری کارگران نفت با چنین دورانی بار دیگر نقش رهایی بخش و درخشان اعتصاب کارگران نفت در پیروزی انقلاب 57 و بزیر کشیدن رژیم سلطنتی را برجسته نمود. از این روست که اکنون همه مخالفین جمهوری اسلامی از جریانات سیاسی و جنبش های اجتماعی تا میلیونها توده تحت ستم و متنفر از رژیم در انتظار تکرار همان نقش رهایی بخش کارگران نفت در انقلاب 57 و تداوم اعتصاب کنونی شان تا شکستن کمر رژیم ضد کارگری و ضد انسانی هستند.

 

مستقل از منافع طبقاتی متضاد پشت این انتظارات، و مستقل از بررسی میزان توان و آمادگی کنونی کارگران نفت برای پاسخ به آن، آنچه  بیش از همه مهم است و واجد بالاترین سطح توجه می باشد همانا نفس وجود چنین انتظاری است. انتظاری که صریح و بی ابهام بیانگر وزن سرنوشت ساز و بی بدیل طبقه کارگر در تحولات سیاسی جامعه می باشد. اگر همه برای دست یاقتن به تغییرات مورد نظرشان به طبقه کارگر چشم دوخته اند، آنگاه طبقه کارگر نیاز دارد این وزن سرنوشت ساز و بی بدیل خود را عمیقا و وسیعا درک کند و برسمیت بشناسد و استراتژی مستقل طبقاتی خود را برای به فعل درآوردن آن بنیان نهد. استراتژی طبقاتی ای که از یکسو کل اپوزیسیون بورژوایی و ارتجاعی جمهوری اسلامی، از سلطنت طلب و مشروطه خواه تا مجاهدین و اصلاح طلبان دیروزی و دلالان پنتاگونی، که تنها دنبال سهمی از ثروت و قدرت موجود هستند و منافع شان چیزی جز تجدید سازمان بردگی مطلق طبقه کارگر نیست را رد و نفی کند؛ و از سوی دیگر همبسته با جنبش سوسیالیستی ایران، که از مشروطه تاکنون با همه فراز و فرود هایش رکن ثابت مبارزه طبقاتی در ایران و تنها حامی و مدافع راستین منافع طبقه کارگر و همیشه رفیق و همراه آن بوده است، پرچم انتظارات برحق و شریف و انسانی میلیونها توده زحمتکش و تحت ستم برای بزیر کشیدن جمهوری اسلامی و نظام سرمایه داری ایران را برافراشته  و برای رهایی خود و پاسخ به این انتظارات برحق آماده شود.

 

اما آمادگی طبقه کارگر برای به فعل درآوردن وزن سیاسی اش و ایفای نقش استراتژیک و کلان در این عرصه خلق الساعه نیست و یکمرتبه رخ نمی دهد و نیازمند یک پروسه ضروری و صبورانه تدارک و پی ریزی و ساختن است. اگر چه طی نمودن این پروسه و به سرانجام رسیدن آن نیازمند درجه بالایی از کار نقشه مند و بعضا مستقل از مبارزات جاری است و توسط آگاه ترین کارگران  انجام می پذیرد، اما در همانحال هر مبارزه جاری کارگری ضمن تلاش برای کسب فوری ترین مطالبات و نیازهای کارگران از پتانسیل غیرقابل جایگزینی برای تقویت این پروسه برخوردار است. اعتصاب کنونی کارگران نفت برای تقویت هر دو این جنبه ها پرتوان است و بنابر خصوصیاتی که در زیر اشاره می شود می تواند به جهش بزرگی در کل جنبش طبقه کارگر بی انجامد.

 

هر شش مطالبه کارگران اعتصابی که توسط شورای سازمانده و گزارشات کارگری در رسانه های اجتماعی طرح شده شامل: 1- حقوق بالای 12 میلیون تومان برای همه، 2- لغو قراردادهای موقت، 3- انحلال شرکت های پیمانی، 4- تضمین بهداشت و ایمنی محیط کار، 5- حق تشکل مستقل، 6- تعهد به پرداخت بموقع دستمزدها و جرم تلقی شدن تعویق آنها، یک به یک هم تعرضی هستند و هم عمومیت داشته و مطالبات کل طبقه کارگر می باشند. این خصوصیات در رابطه با مطالبات یک تا پنج آشکار است اما در مورد مطالبه ششم شاید این شبهه طرح شود که مبارزه برای دریافت حقوق معوقه تعرضی نیست. اینجا نیز باید گفت در حالیکه حداقل بیش از دو دهه است عدم پرداخت به موقع دستمزدها در همه بخش های اقتصاد به یک نرم  ضد انسانی و جاافتاده بدل گشته، آنگاه مطالبه تعهد به پرداخت بموقع دستمزدها و جرم تلقی شدن تعویق آنها آنهم در اعتصابی با این ابعاد تعرضی برای درهم شکستن این نرم اقتصاد سرمایه داری ایران است.

 

این دو خصلت تعرضی و عمومیت مطالبات، اعتصاب کارگران نفت را از یکسو در مصاف مستقیم با نظام سرمایه داری ایران و حاکمیت طبقاتی آن یعنی جمهوری اسلامی قرار می دهد چرا که این نظام حداقل از پس از کشتار 67 و آغاز انباشت نوین سرمایه بر ارکان: دستمزدهای چند مرتبه زیر خط فقر، شیوع قراردادهای موقت و نهادینه کردن ناامنی شغلی، گسترش شرکت های پیمانی و سلطه بهره کشی بی حد و مرز از نیروی کار، گسترش فقدان بهداشت و ایمنی محیط کار، ممنوعیت حق تشکل مستقل، رواج دستمزدهای معوقه، سازمان یافت و بواسطه استبداد خونین جمهوری اسلامی به طبقه کارگر تحمیل شد. نظام سرمایه داری ایران و حاکمیت طبقاتی آن بدون این ارکان حیاتی در رابطه کنونی کار و سرمایه یک روز هم دوام  نخواهد آورد. کاملا محتمل است که رژیم به دلیل قدرت اعتصاب کنونی، بدون آنکه چیزی را لغو و نفی کند اندکی در این ارکان عقب برود که دستارود مهمی خواهد بود. اما این بی شک عقب نشینی ای خواهد بود برای حفظ و تثبیت همین ارکان و سازمان دادن تعرض بعدی به کارگران.

 

از سوی دیگر اینها مطالبات کل طبقه کارگر است. هزاران اعتراض کارگری در هر سال تماما برای همین مطالبات است که جریان داشته و دارد. اگر این مطالبات در میان انبوه اعتراضات و مبارزات بی وقفه بصورت پراکنده و جدا از هم طرح بودند و لذا به تولید نیروی قدرتمند لازم منجر نمی شدند، اکنون همان مطالبات با تجمیع خود در مانیفست یکی از بزرگترین اعتصابات کارگری ایران در برابر کل طبقه کارگر قرار گرفته و الهام بخش مبارزات منسجم تر و متحد تر و فرموله تر شده و نقشه راه نبرد را در برابر این طبقه می گشاید.

 

این مطالبات تعرضی و عمومی اما در یک مبارزه سراسری تعیین یافته اند. سالهاست که ضرورت مبارزه سراسری حول مطالبات عمومی در جنبش کارگری طرح است اما به پاسخ و راهکار مشخصی دست نیافت. اعتصاب کنونی کارگران نفت در حدود صد مرکز و محیط کار و در بخش های مهمی از ایران رخ داده است. درست است که سراسری بودن این اعتصاب هنوز محدود به یک بخش از طبقه کارگر یعنی کارگران شاغل در نفت و گاز است اما نمونه و الگوی خوبی از مبارزه سراسری را ارایه می کند. الگویی که نشان می دهد حتی در یک رشته معین نیز برای اینکه مبارزه ای موثر باشد باید سراسری و حول مطالبات تعرضی و عمومی سازمان یابد. هزاران کارگر اعتصابی نفت، یعنی هزاران خانواده و فامیل کارگری، بطور طبیعی با هزاران معلم و پرستار و بازنشسته و کارگران و کارکنان شاغل در رشته های مختلف در مراوده اند و این تجربه عظیم را منتقل می کنند و به اینترتیب زمینه های شکل گیری مبارزات سراسری و یکپارچه کل طبقه کارگر حول مطالبات عمومی طبقاتی هموار و فراهم می شود.

 

خصوصیت سازمانیافتگی این اعتصاب از دیگر جنبه های برجسته آن است. جمهوری اسلامی از ترس وقوع اعتراضات توده ای و خیزش های مردمی نظیر دی ماه 96 و آبان 98 مدتهاست مشغول بازداشت های پیشگیرانه فعالین سیاسی و اجتماعی است. اما این غلیان پرولتاریایی زیر پوست نفت بود که با صف آرایی آرام و سازماندهی پنهان سربر کشید و کل نظام را در بهت فرو برد و به سرگیجه انداخت. اگر چه به دلیل سلطه اختناق و استبداد چگونگی این سازماندهی، و نیز بدرستی، آشکار نیست، اما آنچه از ورای روند آغاز و گسترش اعتصاب و بیانیه های "شورای سازمانده" و منابع مجازی مشهود است اینکه سازماندهان و فعالین اعتصاب از درک سیاسی - طبقاتی عمیق و مهارت های سازمانگرانه کم نظیر و آموزنده و تلفیق مدبرانه کار علنی و مخفی و خنثی نمودن تحرکات اعتصاب شکنانه کارفرمایان و اتخاذ تدابیر لازم برای حفظ اتحاد و یکپارچگی اعتصابیون برخوردارند و اعتصاب را تا اینجا با موفقیت رهبری نموده اند.

 

اعتصاب کارگران نفت بی تردید به کسب دستاوردهایی در زمینه دستمزدها و شرایط کار و لذا بهبود هر چند محدود و ناپایدار، و اما با ارزش، کیفیت زندگی خواهد انجامید. اما دستاورد وسیعتر آن تولید یک دنیا آگاهی و همدلی و اتحاد و همبستگی طبقاتی و درک قدرت جمعی و اعتماد بنفس طبقاتی و ضرورت تشکل و سازمان یابی در بین بیش از صد هزار کارگر است. همین دستاورد وسیعتر است که جنبش کارگری بیش از هر موقع بدان نیازمند دارد و خوشبختانه هر مبارزه کارگری نیز آنرا تولید و باز تولید می کند.

 

گفتیم اعتصاب کنونی کارگران نفت با دوران بی سابقه ای از بحرانها و بن بست های اقتصادی و سیاسی و اجتماعی در نظام سرمایه داری ایران و حاکمیت استبدادی آن همزمان است. معنای بلافاصله این همزمانی اینست که کلیت نظام اقتصادی و سیاسی  نه می خواهد و نه می تواند به هیچیک از مطالبات کارگران پاسخ دهد و عقب نشینی هایش در برابر زور برتر مبارزه کارگری نیز محدود و گذرا خواهد بود. از اینرو ضروری است همه دستاوردهای گرانقدر اعتصاب کنونی را در خدمت رشد آگاهی طبقاتی نسبت به کلیت شرایط  کار و زندگی و مبارزه مان، و سازماندهی هر چه عمیق تر و گسترده تر نیروی خود، و ایجاد اتحادی مستحکم در صفوف کارگران، بکار گرفت و با فراخواندن همه زحمتکشان و ستمکشان حول استراتژی مستقل طبقاتی مان برای  بدست گرفتن سرنوشت جامعه حرکت کنیم.

امیر پیام

25 تیر 1400

16 جولای 2021

amirpayam.wordpress.com

 

******************************

مطالبی که فقط متعلق به اين سايت مي‌باشد، انتشار آن با درج منبع آزاد است