درباره ما

سایت‌های دیگر

صوتی و تصویری

مقالات

اخبار و گزارشات

اطلاعيه‌ها و بيانيه‌ها

صفحه نخست

 

کدام انتقاد؟

( پیرامون اختلافات در حزب کمونیست ایران و کومه له )

فرشید شکری

علی العموم و بطور معمول، منشاء و سرچشمه ی مناقشات درونی در احزاب چپ و راست، منهای جدل بر سر تصاحب قدرت، بروز آراء و دیدگاه های متفاوت است که به تغییر و تحول در ساحتِ سیاسی جامعه مرتبط اند. نمایان شدن اختلاف نظر سیاسی در همه ی احزاب، میتواند بر سر برنامه، استراتژی سیاسی، و تاکتیک، فارغ از روندهای سیاسی درون جامعه نیز باشد. افزون بر اینها، خاصه در احزاب چپ رادیکال، تجدید نظر در اصول و مبانی فکری و ایدئولوژیک، درغلتیدن به انحرافات سوسیال – دموکراتیک، رفرمیسم، و غیره، و یا تغییر ریل و پیوستن به یکی از جنبشهای سیاسی – اجتماعی طبقات فرادست، نقطه ی آغاز اختلافات، و پیدایش بحران در این احزاب است.

همگان اطلاع دارند، بعد از بروز تمایزات بینشی و سیاسی در حزب کمونیست ایران و سازمان کردستان آن (کومه له) ، دو – سه سالی است که این حزب دچار بحران شده و با کمال تأسف به علت غیاب فرهنگ و سنت کمونیستی در مبارزه ی سیاسی و درون حزبی، و وجود فرهنگ و سنت فرار از بحث سیاسی روشن، دامن زدن به عرق سازمانی، حتک حرمت، پرونده سازی، توطئه سازمانی و ...، به علاوه ی سوء استفاده ی عناصری اپورتونیست از این آشفتگی، حل اختلاف نظر را به روشی سیاسی و متمدنانه، بسی سخت و یا غیر ممکن کرده است. 

در این حزب روابط محفلی تماماً جای مناسبات رفیقانه و کمونیستی را گرفته، و بی آنکه قرار و قطعنامه هایی در کنگره ها و پلنومها آورده شوند تا بشود حول آنها جناح  بندی ایی شکل بگیرد، بلوک بندی و دو قطبی در این حزب بوضوح قابل رؤیت میباشد. همکاری میان ارگانهای رهبری مختل شده، و کنش و فعالیت مشترک حزبی در سطوح مختلف با مشکلات عدیده ایی دست به گریبان است. این دشواریها حکایت از ترک خوردگی و انشقاق [ اعلام نشده ] در این تشکیلات دارد.

ما در حالی شاهد یکچنین وضعیت اسف باری در حزب کمونیست ایران و کومه له هستیم که تا تاریخ نگارش این مطلب، قطع نظر از مواضع شفاهی رهبری کومه له و همفکران ایشان در سخنرانی ها و مصاحبه های متعدد یا در نوشته هایی پیرامون برنامه ی حاکمیت شورایی و موقعیت حزب، و همچنین اظهارات شفاهی مکرر و کوتاه یکی از آنان در ارتباط با پرسمان سوسیالیسم در یک کشور، که به درستی از تک تک آن دیدگاهها و نظرات، خط مشی سیاسی ناهمسان با خط رسمی حزب استنباط شده اند، جناح رهبری کومه له بارها پایبندی اش را به اسناد پایه ایی حزب و سایر مصوبات کنگره ها و پلنومها اعلام داشته است.(1)

در اطلاعیه ی کمیته مرکزی کومه له به مناسبت انتشار مباحثات درونی حزب کمونیست ایران که پنجم شهریور ماه 1399 خورشیدی انتشار یافت، میخوانیم: « کمیته مرکزی کومه له به سهم خود تمام تلاش خود را برای ادامه کاری و حفظ وحدت در صفوف حزب کمونیست ایران بر مبنای برنامه، اساسنامه، استراتژی حزب و مصوبات رسمی کنگره ها و پلنوم ها مبذول خواهد کرد و فعالیتهای روتین خود را بر اساس تعهدات خود در قبال جامعه کردستان دنبال خواهد کرد. »

با این اوصاف، رهبری حزب کمونیست ایران بدنبال بیانات تحقیر آمیز رهبری کومه له در گفتگو با رادیو دیالوگ حول و حوش اختلافات سیاسی در حزب، بیش از پیش درصدد علنی کردن تمایزات سیاسی از طریق ارجاع مخاطبین به اسناد و مصوبات حزبی، و مقایسه ی کنشگری آنان با این استاد و مصوبات  برآمده اند. البته همه میدانند قبلاً اینکار صورت گرفته بود.(2)

اکنون پرسش اساسی این است که، آیا تشریح اختلافات از راه ارجاع دادن به اسناد پایه ایی و سایر مصوبات که دو طرف روی آنها توافق دارند، و یا تحریر مجدد مقالاتی در دفاع از تحقق سوسیالیسم در یک کشور، دفاع از برنامه ی حاکمیت شورایی، دفاع از موجودیت حزب، دفاع از همکاری با جریاناتِ چپ و کمونیست چه در سطح سراسری و چه محلی، دفاع از موضع حزب در رابطه با اسلام سیاسی، به چالش کشیدن تفکرات سوسیال دموکراسی و رفرمیستی یا نقد بحث " رفرم و انقلابِ " دبیر اول کومه له، رفیق ابراهیم علیزاده که اتفاقاً این بحث برگرفته از استراتژی حزب مصوب کنگره ی یازدهم است، و... با تکیه بر همین اسناد و مصوبات، نتیجه ایی ملموس برای جناح مخالف رهبری کومه له چه در صفوف تشکیلات، و چه در داخل جامعه دربر خواهند داشت؟ آیا فقط انتقاد از نحوه ی تعامل با احزاب بورژوا – ناسیونالیست کرد که در مقاله ی رفیق صلاح مازوجی با عنوان " سیمای سیاسی بحران درونی حزب  کمونیست ایران " به تفصیل آمده و نقدی درخور تأمل و متفاوتر از مطالب انتقادی پیشین است، مؤثر خواهد بود؟

یقیناً، اثبات مغایرت دیدگاههای طرف مقابل و کنشگری اش با اسناد و مصوبات به منظور روشن کردن تفاوتها، بی ثمر است زیرا همانگونه اشاره شد، رهبری کومه له و همنظران وی علی رغم اتخاذ مواضع ناهمخوان با خط رسمی، و علی رغم هر عملکردی که در ایندوره داشته اند، در حرف خود را به اسناد و مصوبات مُقید و مُتعهد میدانند. تازه همان اشخاصی که با پاره ایی از سیاستهای رسمی حزب و کومه له زاویه دارند، در این دوره نظرات خود را " داخل طاقچه گذاشته اند " و از پیگیری آن دیدگاهها در حزب دست کشیده اند و روی رسیدن جناح رهبری کومه له به اهداف تعیین شده تمرکز کرده اند.(3)

جواب سئوال دوم نیز معلوم است. تنها اعتراض به پیوند و رابطه با خبات، و برجسته کردن و نقد قضایایی از قبیل " پروسه ی واگذار کردن حاکمیت به مردم " و " سرنوشت نیروی مسلح در کردستان " که در بخش شیوه ی برخورد با احزاب بورژوا – ناسیونالیست کرد در همان نوشته ( سیمای سیاسی بحران درونی حزب  کمونیست ایران ) نقد شده اند، و در نهایت بر این مهم تأکید شده که نبایستی در دام استراتژی احزاب ناسیونالیست در کردستان ایران افتاد، کافی و کارساز نیست. چرا؟ چون جناح رهبری کومه له طریقه ی همکاری و مناسبات با جریانات ناسیونالیست را تاکتیکی جهت تقویت مبارزه علیه رژیم و ستمگری ملی قلمداد میکند و آنرا منطبق با همان قطعنامه ی " خطوط عمده ی سیاست کومه له در مورد همکاری و تنظیم مناسبات با احزاب سیاسی کردستان " مصوب کنگره ی هفدهم کومه له میداند که رفقایی از هر دو جناح حزب آنرا تدقیق و تدوین کردند.(4)

لازم به ذکر است، در این مصوبه که سیاست رسمی کومه له در خصوص همکاری و تنظیمِ مناسبات با سازمانها و احزاب بورژوا – ناسیونالیست، قوم پرست و مذهبی کردستان را تعیین کرده، رد پای خط مشی رهبری کومه له در آن کاملاً مشهود است. (5) مسلماً، بدون نقد ریشه ایی از ناسیونالیسم حاکم بر این سند، و نقد جبهه سازی با ارتجاع ناسیونالیسم در قالب همکاری و تنظیم مناسبات با احزاب سیاسی کردستان، هر انتقاد دیگری اگرچه درست و پذیرفتنی باشد، ولی غرولند یا خرده انتقادی از تفسیر آن سند است، نه یک نقد برنده مبتنی بر مارکسیسم!

مضاف بر اینها، توصیف ماهیت " پ. ک. ک. " و " پژاک " ( شاخه ی کردستان ایرانِ پ. ک. ک. یا ک. ج. ک. ) ، و زیر سئوال بردن روش تعامل با آنها شارح اختلافی جدی با جناح رهبری کومه له نیست. به عبارت بهتر، غلط دانستن چند و چون مناسبات فعلی با " پ. ک. ک. " و " پژاک " ، و توصیه به تنظیم پیوند درست با این جریانات، و نه قطع رابطه، اصلاً و ابداً توضیح دهنده ی اختلاف واقعی نیست. این ملامت ها قابل قبول و اثر گذار نخواهد بود چون هر دو جناح حزب روی داشتن مناسبات با " پ. ک. ک." و " پژاک " توافق دارند.(6)

نقطه ی اشتراک دو جناح در این است که هیچکدام " پ. ک. ک. " و " پژاک " را نیروهایی ارتجاعی و دشمن طبقه ی کارگر، و بالطبع دشمن یک نیروی کمونیست نمیدانند و به همین دلیل خود را برای تقابل های امروز و آینده آماده نمیکنند.

وانگهی، نقدی ریشه ایی و رادیکال از زاویه ی منافع طبقه ی کارگر و توده های ستمدیده این نیست که گفته شود، استراتژی " پ. ک. ک. " و " پژاک " حفظ بقای رژیم حاکم بر ایران است لهذا در نشست و برخاست با آنها نباید گذاشت از اعتبار سیاسی کومه له به هدف پیشبرد سیاست مماشات جویانه بهره برداری شود. این خرده گیری یک موضع ضد رژیمی صرف است.

در باره ی مواضع اتخاذ شده در مطلب سیمای سیاسی بحران درونی حزب  کمونیست ایران، تقریر نکاتی ضرورت دارد. در بخشی از آن مطلب میخوانیم: « در همین رابطه، لازم است به شرکت کومه له در نهاد زیر مجموعه " ک. ن. ک. " تحت نام " کمیته دیپلماسی مشترک " که بیش از سی حزب و جریان ناسیونالیستی و اسلامی در آن حضور دارند و از بیانیه هایشان پیداست که در خدمت استراتژی بقای جمهوری اسلامی عمل میکنند و هیچ ربطی به منافع کارگران و مردم زحمتکش و ستمدیده ندارد، پایان داده شود... »

در حدی که نگارنده مطلع است، پیشترها رهبری حزب مخالفتی اصولی با حضور سازمان در " ک. ن. ک. " ( کنگره ی ملی کرد ) و نشستهای نهاد " کمیته ی دیپلماسی مشترک " نداشت. بر پایه ی شنیده ها، فقط یکبار در خصوص شرکت دبیر اول کومه له در یکی از آن گردهمایی ها که قریب یکسال قبل یا کمتر برگزار گردید، بحثهایی در جلسه ی کمیته ی رهبری کومه له درگرفته بود و مخالفین شرکت دبیر اول در آن گردهمایی، پیشنهاد حضور سطوح پائین تر کمیته مرکزی کومه له را داده بودند.(7)

ذره ایی نباید تردید داشت، جناح رهبری کومه له به این بحث که دارد یکی از محورهای اختلافات را رو به جامعه می نمایاند، اعتنائی نمیکند، و از متد و سبک دیپلماسی خود به قصد نزدیکی و همپیمانی با سازمانها و احزاب ناسیونالیست، قوم پرست و مرتجع کرد در منطقه، دست نمیکشد. سوای این، یک پرسش چالش برانگیز اذهان بخشی از اعضای حزب بویژه مدافعان خط رهبری کومه له، و البته ناظرین بیرون از این تشکیلات را به خود مشغول میسازد که، اگر از روز اول با حضور رهبری و نمایندگی کومه له در " کمیته ی دیپلماسی مشترک " مخالفت شده، پس از چه روی تا دیروز سخنی نگفته اند؟ بنابر این، آیا چنین مقالی برایی آنچنانی دارد؟

در قسمتی دیگر از این مقاله آمده است: « سیاست، مواضع و حمایت بی دریغ کومه له و حزب کمونیست ایران در دفاع از جنبش حق طلبانه و خودمدیریتی روژآوا یکی از برگ های پرافتخار جریان ماست. ما در حالی که از این جنبش حق طلبانه در برابر دولت فاشیست ترکیه و دیگر نیروها و قدرت های ارتجاعی منطقه دفاع کرده و برای جلب حمایت و همبستگی مردم کردستان ایران و افکار پیشرو و مترقی در سطح ایران از این جنبش پیگیرانه تلاش کردیم، همواره نسبت به خطراتی نیز که در اثر سردرگمی استراتژیک احزاب دخیل، این جنبش را تهدید می کرد هشدار می دادیم. درست آن است که کومه له در قبال نقش پژاک در جنبش کردستان ایران هم همین رویه را در پیش گیرد. » ( خطوط تأکید از ما است )

اینکه هشدارهای کومه له تا چه اندازه ایی روی احزاب تحت امر " پ. ک. ک. " در کردستان سوریه که از یک طرف در قطب ارتجاعی – امپریالیستی روسیه، ایران و سوریه اند، و از آن طرف با آمریکا مناسبات بسیار نزدیک و دوستانه ایی دارند، مؤثر بوده، و از سردرگمی استراتژیک خلاص شده اند، رد شویم، در این پاراگراف غافل نشدن از انتقاد، و پند و اندرز دادن در عالم ارتباط با " پژاک " توصیه شده است. جای سئوال دارد که، در پیش گرفتن همان رویه ( نقد و نصیحت ) با " پژاک "، از کدام ضرورتِ مبارزه ی سیاسی و طبقاتی در کردستانِ ایران نتیجه شده است؟ آیا پژاک به حرف کومه له گوش میسپارد و از استراتژی حفظ بقای رژیم دست میشوید؟ این قسم اظهارات شائبه ایجاد میکند و اذهان نسبت به وجود اختلاف نظر سیاسی دچار تردید میشوند. از این قسم اظهارات اینگونه برداشت میشود که دو جناح مدهوش میلیتانتیسم " پ. ک. ک. " هستند، و " پژاک " را بعنوان یک نیروی ارتجاعی – ناسیونالیست با پتانسیل بالقوه ی تروریستی، نمی شناسند.   

در ادامه ی این نوشتار به انتقاد از حذف منتقدین و یا کادرهای مخالف جناح رهبری کومه له میرسیم. ممکن است این انتقاد صحیح توجه جامعه و احزاب چپ را به مسأله ی حذف معطوف کند، اما خواست پایان دادن به سیاست حذف و کنار نهادن کادرها بیش از آنکه حق و درخواستی دموکراتیک تلقی شود، به تقلایی برای حفظ موقعیتهای حزبی در بین طرفداران جناح رهبری کومه له تعبیر میگردد. جناح رهبری کومه له مدتهاست بطور سیستماتیک مشغول مهندسی افکار پیروان خود است. این جناح اینگونه وانمود کرده که پرسوناژهای جناح مقابل فقط در پی ماندگاری در مناصب حزبی اند.

به باور نگارنده، نقد سیاست حذف، و شکوه و گلایه از نحوه ی مدیریت جناح رهبری کومه له، هرگز جای یک تقابل جدی فکری – سیاسی را نمیگیرند و راهگشا نیستند.

اینک با در نظر گرفتن تمامی نکات مطروحه، میباید روی کدام تفکر، عملکرد و کانسپت رهبری کومه له دست گذاشت؟ واقعیت اینست، رهبری کومه له که سالیان سال حرکت و تعقل سیاسی اش بر مبنای جغرافیا بوده، بنا به ارزیابی و تبیین خود از اوضاع سیاسی ایران و کردستان، و ضمناً تأثیرات وضعیت منطقه ( شرایط کردها در سوریه، عراق و ترکیه، و صف بندیهای ارتجاعی – امپریالیستی در این نقطه از جغرافیای جهان ) بر جامعه، در اندیشه ی محکم کردن جای پای خود در جنبشِ ناسیونالیستی کرد است. رهبری کومه له که دیر زمانیست دنبال متحدین خود در میان سازمانها و احزاب ناسیونالیست، قوم پرست و مرتجع کردستان ایران، عراق، سوریه و ترکیه میگردد، به بهانه ی همیشگی و کهنه ی "مسئول" بودن کومه له در قبال جنبش و سرنوشت مردم کردستان، پرتاپ نشدن به حاشیه ی تحولات آتی، و ممانعت از جنگ احتمالی احزاب، اساساً دستیابی به رهبری جنبش ناسیونالیستی را هدف غایی خود قرار داده است. این سمتگیری تشابه زیادی با موضعگیری آنانی دارد که هنگام حمله ی امپریالیسم آمریکا به عراق در سال 1991 میلادی برابر با 1369 خورشیدی، و سپس قدرت گیری جلال طالبانی و مسعود بارزانی در کردستانِ عراق فیل اشان یاد هندوستان افتاد و ازنو بارقه ایی از امید به ساخته شدن " دولت کردی "  و حضور در این دولت، در دلهایشان تابیدن گرفت.

رهبری کومه له _ که از حق نگذریم _ دارای خط مشی سیاسی شفاف و واضحی است و مدت مدیدی در فکر نبرد آخرش بود ولیکن صبر کرد تا نیرویش را جمع آوری کند، همه ی پتانسیل و ظرفیت اش را به کار انداخته تا برای تحقق هدف یاد شده، حین حفظ حزب کمونیست ایران به مانند یک تابلو، کومه له را به پیش از کنگره ی دوم این سازمان که در آن هنگام قطع نظر از خط مائوئيستی، و خلق‌ گرائى، وجود بینشِ ناسيوناليستی در کومه له واقعیتی عینی بود، بازگرداند.

جریان چپ در این تشکیلات، و در رأس آن رهبری حزب برای ناچار کردن رهبری کومه له به تغییر خط مشی سیاسی اش، بایستی تمام قد و با نقد همه جانبه به میدان بیاید. نقد نیم بند افکار، مواضع، و کردار رهبری کومه له با هر درجه از حقانیت، نه این رهبری را وادار به دست کشیدن از خط خود میکند، و نه پرچمی دیگر و افقی دیگر در این حزب را مقابل جامعه قرار میدهد. از اینروی، برای تنویر افکار کارگران و ستمدیدگان جامعه آنچه بایستی بدون لکنت زبان و با صراحت در کانون انتقادات قرار گیرد، نقد حرکت و تعقل سیاسی رهبری کومه له بر مبناء جغرافیا و ملیت، پیوستن آشکارای این رهبری به جنبش بورژوایی کرد در ایندوره، و تقلا برای بدست گرفتن رهبری این جنبش از طریق رقابت با احزاب ناسیونالیست بویژه حزب دموکرات، است.

تا این برهه، به چالش کشیده نشدن روشن و شفاف این خط مشی سیاسی رهبری کومه له از سوی پیروان خط رسمی و رهبری حزب، باعث شده تا جناح رهبری کومه له به مقاصدش نزدیک و نزدیکتر گردد. جلوگیری از سقوط کامل کومه له به گودال ناسیونالیسم، بازگشت حزب کمونیست ایران و سازمان کردستان آن به بستر و پهنه ی اصلی مبارزه، و تقویت جنبش سوسیالیستی در ایران و کردستان، تغییر متدولوژی تا کنونی در انتقاد از راستگرایی، و دفاع تمام عیار از تاریخ پرافتخار حزب و خط مارکسیسم انقلابی و کمونیسم طبقه ی کارگر ( کمونیسم کارگری) را میطلبد.

در پایان و خارج از بحث ارائه شده، نویسنده اعتقاد دارد که هر دو جناح بایستی ضمن جلوگیری از انشعاب و دوپارگی که قطعاً وقوع آن به زیان جنبش سوسیالیستی است، فضای سالم سیاسی جهت اظهار نظر، و یا نقد و جدل در تشکیلات های کردستان و خارج از کشور را مهیا سازند. خطیرتر اینکه، هر دو جناح در قبال سرنوشت همه ی ساکنین اردوگاه، مسئول هستند. حفاظت از جان و سلامتی این انسانها مستقل از هر اختلافی، وظیفه ی طرفین است. این انسانها حق دارند که زندگی اشان، و دارو و دکترشان تأمین باشد و چنانچه زمانی بخواهند به هر دلیل با هیچکدام از این جناحها نباشند، نگرانی ایی از بابت نان و سرپناه و غیره نداشته باشند.

آگوست 2020 میلادی

پاورقی:

1-    اهمیت این اسناد و مصوبات برای رهبری کومه له صرفاً حفظ سیمای چپ حزب و کومه له در جامعه، و میان جریانات حاضر در جنبش کمونیستی است.

2-    رهبری کومه له در مصاحبه با رادیو دیالوگ، ضمن اقرار به وجود اختلافات سیاسی در حزب، گفت: « آنچه هست فقط برچسپ چپ و راست و ناسیونالیسم و سوسیالیسم و مجموعه ی کلمات هستند که با آنها بازی میشود ».

3-    جناح رهبری کومه له بکرات اعلام کرده که دیدگاههای این افراد نظرات رسمی ما نبوده و نیست!

4-    قطعنامه ی تصویب شده در کنگره ی هفدهم، زمینه های جمع شدن کومه له با احزاب ناسیونالیست در زیر چتر یک پلاتفرم سیاسی مشترک را مهیا کرده است.

5-    این سند توسط فرشید شکری نقد شده است. لینک قسمت های اول و دوم آن مقاله را مشاهده میکنید. قسمت اول: http://www.azadi-b.com/arshiw/?p=79829

قسمت دوم: http://www.azadi-b.com/arshiw/?p=80113

6-    در اینجا ابدا بحث بر سر قطع ارتباط با این جریان که در منطقه حضور دارد و فعالیت می کند نیست، بحث بر سر این است که نه تنها نباید گذاشت که از اعتبار سیاسی کومه له در جهت پیشبرد این سیاست مماشات جویانه سوء استفاده شود، بلکه این نوع مواضع و سیاست ها باید از جانب کومه له به روشنی به چالش کشیده شوند. » ( سیمای سیاسی بحران درونی حزب  کمونیست ایران نوشته ی رفیق صلاح مازوجی )

حتماً همگان استحضار دارند که دبیر اول کومه له در آن نشست شرکت جست و سخنرانی پر سر و صدایی را در محکوم کردن یورش ترکیه به کردستان سوریه، و... ایراد کرد 

 

مطالبی که فقط متعلق به اين سايت مي‌باشد، انتشار آن با درج منبع آزاد است