درباره ما

سایت‌های دیگر

صوتی و تصویری

مقالات

اخبار و گزارشات

اطلاعيه‌ها و بيانيه‌ها

صفحه نخست

 

مبارزه زنان از طریق " می توی ایرانی "، برعلیه تجاوز و اذیت و آزار جنسی راه بجایی نخواهد برد!

سحر صبا

( نقدی بر مصاحبه رادیو پیام با آزاده کیان و مریم دهکردی)

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، جنبش «می‌تو» یا «من هم» که آزار جنسی را افشا می‌کند، بعد از این راه افتاد كه علیه

تهیه‌ كننده سرشناس هالیوود بنام هاروی واینستن، به اتهام آزار جنسی افشاگریهایی صورت گرفت. بمرور اشخاص دیگری در رابطه با تعرض و تجاوزی که به آنها شده بود با این جنبش هم صدا شدند.

در ایران هم " کارزار "می تو" با دستگیری کیوان امام وردی یکی از تجاوزگران و شکایات تعدادی از زنان و دختران علیه او و افشاگری سارا امت علی، روزنامه نگار سابق، بر علیه اذیت و آزاری که از طرف آیدین آغداشلو، نقاش و هنرمند سرشناس ایرانی، به او شده بود، شکل گرفت. در این راستا، صدای اعتراض به تجاوزات و اذیت و آزار جنسی از طرف زنان  و دختران ایرانی در شبکه های مجازی گسترده تر شد. زنان ایرانی در توییتر صدای خود را بلند کرده‌اند: "بله، به من هم تجاوز شده است". آن‌ها نام متهمان به تجاوز را افشا می‌کنند و افراد و سازمان‌ها را به پاسخگویی می‌خوانند.

خوانندگان این مطلب را برای دسترسی به متن مفصل در مورد "می توی ایرانی" و افشاگریهای پیرامون آن به پاورقی این نوشته مراجعه میدهم.

این نوشته در نقد مصاحبه دو نفر از فعالین اجتماعی و حقوقی زنان به نام خانم آزاده کیان و مریم دهکردی است، نفر سوم خانم مریم فعال اجتماعی و حقوقی زنان هم از ایران نفر سوم جزء مصاحبه کنندگان میباشند، از آنجائیکه دوستمان مریم موضع رادیکال و روشنی در رابطه با این مبحث داشتند، این نوشته در آخر به اهمیت بحث ایشان خواهد پرداخت. این مصاحبه -مصاحبه رادیویی و صوتی است، لینک این مصاحبه در پاورقی این نوشته درج شده است. با توجه به اهمیت بحث و اینکه خوانندگان این مطلب بتوانند آسانتر به مبحث دسترسی پیدا کنند، همچنین برای نقد موضوع، لازم بود سخنان این دوستان از صوتی به نوشتاری تبدیل شود. بنابراین، کل مطلب از  صوتی به نوشتاری تبدیل شده است و در این نوشته در خدمت خوانندگان قرار میگیرد..

سه نفری که در این مصاحبه شرکت کرده اند عبارتند از:

مریم دهکردی ( روزنامه نگار و عضو هیئت تحریریه ایران وایر) ،آزاده کیان ( استاد جامعه شناسی و رئیس مرکز تحقیقات جنسیتی ات در دانشگاه پاریس) و مریم فعال اجتماعی و حقوقی زنان در ایران.

قبل از اینکه به نقد نظرات خانم کیان بپردازم ، لازم می بینم مقدمه ایی در رابطه با جنبش زنان و جایگاه خانم کیان به عنوان یک جامعه شناس و فعال اجتماعی و حقوق زنان توضیح دهم، قطعا به روشنتر شدن مطلب و ادامه نوشته کمک خواهد نمود.

مقدمه:

" جنبش می تو" یا هرحرکتی که در  رابطه با زنان شکل میگیرد نمی تواند بدور از جنبش زنان و گرایشات موجود آن  بررسی شود. اینکه جنبش زنان گرایشات مختلف را نمایندگی میکند شکی در آن نیست و شاید همین ویژگی باعث شده که هر کسی از دیدگاه طبقاتی خود این امکان را بیابد که نظرات سیاسی خود را بیان کند. قطعاٌ هیچ تحلیلگری بدون شناخت دقیق از پدیده ای که با آن روبرو است نخواهد توانست برای تغییر آن پدیده راهکارهای درست و قابل حل را ارائه دهد. اما در این مورد خاص این دو نفر فعال اجتماعی و حقوق زنان ( خانم کیان و دهکردی) چقدر پدیده تجاوز و آزار و اذیت جنسی را می شناسند و ریشه یابی می کنند و یا سطحی و با دید رفرمیستی از کنار آن میگذرند، خود قابل بحث است. طبق نظراتی که هر دو نفر ارائه میدهند  بدون شک پدیده را می شناسند، باید اضافه کرد دیدگاه هر دو نسبت به این مسئله کاملا رفرمیستی و حتی عقب مانده تر از آن است که بتواند کوچکترین راهکاری برای حل این قضیه جلو پای زنان ایرانی بگذارد. هژمونی که این گرایش بر جنبش زنان بر میگزند، سیاستی است که همواره معطوف به اصلاحات آرام و تدریجی است و تلاش میکند تغییراتی انجام بگیرد و از چار چوب قوانین رژیم حاکم تجاوز ننماید. این خط مشی تا کنون حرکتهای اجتماعی زنان را برای کسب حقوق مدنی را از مبارزه برای تحولات سیاسی و اقتصادی جدا و باز داشته است.

باید گفت، ابن طرز تفکر جدید نیست، گرایش راست و رفرمیستی جنبش زنان و فعالینی امثال خانم کیان و دهکردی و امثالهم به شیو های مختلف در تلاش اند که با ارائه نظرات راست و لیبرالی جنبش را به بیراهه کشیده و آن را از محتوی  رادیکالیستی تهی نمایند. در واقع بیشتر از اینکه تلاش کنند به درجه ایی از مشکلات زنان و منجلابی که جمهوری اسلامی برای آنها ایجاد نموده است تقلیل یابد، نگران این هستند که به حاکمیت و قوانین ارتجاعی جمهوری اسلامی خدشه ایی وارد نیآید. در نقد نظرات هردو فعال اجتماعی زنان تلاش خواهد شد بیشتر به این نکات پرداخته شود.

همانطور که اشاره شد این نوشته در نقد خانم کیان و دهکردی است. اول از خانم کیان شروع میکنیم

سوال رادیو پیام از کیان: آزار جنسی و خشونت علیه زنان، مرد سالاری یا حق کشی هایی که با آن روبرو هستیم و بوده ایم چیز جدیدی نیست ما تهدیدات و تجاوزات کهریزیکی داشته ایم و تجاوز به زندانیان سیاسی. شرایط الان چگونه است چرا جامعه امروز نسبت به این مسائل واکنش نشان میدهد ولی مثلا نسبت به این شکنجه هایی که جنبه های روحی و روانی بسیار برتری را داشت اونهم برای یک انسانی که در بند بود، به این شکل واکنش نشان نداد؟

پاسخ کیان: اتفاقا همینطور گفتی برای اولین بار است که بنظر میرسد همچنین جنبش گسترده ایی در سطح زنان حداقل ایجاد شده و برای اینکه راجع به آزارهای جنسی و تجاوزی که به آنها صورت گرفته است صحبت بکنند بعضی از اینها سالها قبل انجام پذیرفته است بعضی اخیرا اتفاق افتاده است . مسئله ایی که شما اشاره کردی تجاوز جنسی به زندانیان سیاسی تا اونجا که من اطلاع دارم بخشی از جامعه ایران را تحت تاثیر قرار داد ولی تعداد افرادیکه میدونیم تحت این تجاوزات قرار گرفته بودند خوب خیلی کمتر بود نسبت به آن چیزی که در جامعه ایی که مردسالار است و قوانین آن به ضرر زنان است و خشونتی که ما می بینیم بر علیه زنان است که همین چند روز پیش منجمله دختر14 ساله ایی که توسط پدرش به قتل رسید، پدر فقط به 9 سال زندان محکوم شد. با اینهمه سر و صدایی که از داخل و خارج ایران شد، تمام اینها باعث شد که مسئله "می تو ایرانی" حالا آن چیزی که آن را "جنبش می تو" نامید، گسترده تر بشود. برای اینکه به جامعه ربط پیدا میکند و برای اینکه تعداد بسیار زیادی از زنان را در بر میگیرد من نمی گویم همه این زنها بهشون تجاوز شده ولی آزارهای جنسی می دونیم که بسیار زیاد هستند، بخشی از این آزارها از طرف افرادی که غریبه تر هستند و امروز اسمهای آنها را توی رسانه ها می بینیم. ولی یک بخش مهم تری شاید حتما از این تجاوزات و تعرضات جنسی در خانواده ها و از طرف افرادی صورت میگیرد که با این زنان نزدیک هستند و واقعا گفتن و بر ملا کردن اینها هنوز هم باز مشکلتر از بر ملاکردن آزار جنسی که یک زنی از یک مردی دیده که باهاش غریبه تر است. و هنوز فکر میکنم آغاز راه هستیم و به گمان من این مسئله گسترده تر خواهد شد. چون به شکرانه وجود شبکه های اجتماعی، برای همین آنطوریکه دوستان خانم دهکردی و مریم گفتند تابو بسیار سنگین است در جامعه ایران هیچ قانونی از زنان هدایت نمیکند، هیچ پلیسی هنوز آموزش ندیده که از زنان حمایت کند و غیره. قوه قضائیه که اصلا صحبتش را نکنیم . بهمین دلیل هم هست که خیلی از زنان هنوز نمی توانند بروند رسما خودشان را نشان دهند و رسما شکایت کنند و ما باید این را بفهیم من می بینم توی رسانه ها گاهی گفته میشود بلکه خانمها اینها خودشان را پشت بی نامی پنهان کردند برای اینکه همه را مورد اتهام قرار بدهند این درست نیست ولی این را همه ما میدانیم تجربه به ما نشان میدهد که همیشه یک اقلیت مستقلی هستند که ممکنه برای تصویب حساب شخصی اینکار را انجام دهند ولی میدانم چون تجربه کشورهای دیگر را داریم اکثریت زنانی که می آیند و راجع به این مسائل می نویسند خیلی جرات و جسارت دارند، و روی خودشان خیلی کار کرده اند، این ساده نیست که شما مورد تجاوز قرار گرفته باشی و بیائید این را در شبکه های اجتماعی بیان کنید. من خیلی تاکید میکنم روی صحبتی که خانم دهکردی کردند باید مواظب باشیم که این تکذیب هایی که از طرف برخی آقایان انجام میشود قبول کنیم برای اینکه ما معتقدیم که اتهام هنوز جرم محسوب نمیشود ولی نباید حرف زنان بطور کلی تحت علامت سوال قرار بگیرد و این زنان باید صحبت کنند، سکوت را باید شکست! 

نقد نویسنده:

خانم کیان در رابطه با زندانیان سیاسی و تجاوزی که به آنها شده است، خیلی ساده و آگاهانه با این پاسخ که شکنجه و تجاوز به زندانیان سیاسی توجه بخشی از جامعه را برانگیخت از کنار آن میگذرد، بلکه تازه معترض هستند که افرادی که مورد شکنجه، تجاوز و اذیت و آزار در زندانها قرار گرفته اند نسبت به اذیت و آزاری که در جامعه تحت قوانین زن ستیز جهموری اسلامی اتفاق میافتد کمتر بودند. کیان به قوانین اشاره میکند اما زیرکانه توضیح نمیدهد که این قانون ارتجاعی را چه کسانی مُدون نموده اند. خانم کیان بنا به موقعیت شغلی و تحصیلی اتان و اینکه مدعی حقوق زنان هستی نباید بیخبر بوده باشی که زنان ایران تحت قوانین بربریت جمهوری اسلامی چهل سال و اندی است سرکوب میشوند، انواع خشونها و تجاوز و اذیت و آزار جنسی بر آنها تحمیل شده است. امروز این " جنبش می تو" فقط  نیست که تحرکی بر زنان ایجاد نموده است، بلکه اکثریت زنان ایران در برابر این نابرابریها ساکت ننشسته و مُدام به اعتراض و مبارزه ادامه داده اند و در طی حرکتهایی که انجام گرفته، شماری از زنان دستگیر و زندانی شده اند و به وحشیانه ترین شکل مورد شکنجه، اذیت و آزار و تجاوز قرار گرفته اند. مشتها و لگدهای سنگینی که به سر و صورت و سینه زندانیان زن زده شده، آن باتومهای برقی ای که به قسمتهای حساسی از بدن زنان متصل می کردند، آن لخت کردنهای اجباری که در برابر بازجوهای جنایتکار رژیم انجام گرفته و می گیرد، وشماری از زنان بوسیله این جانیان مورد تجاوز قرار گرفته اند، آن فحشهای رکیک جنسی و ... همه و همه نه تنها از نظر روحی و روانی بالاترین شکنجه ها محسوب میشود و بلکه با خشن ترین برخوردها و غیر انسانی ترین رفتارها توام بوده و هست.

در وقایع هولناک دهه ۶۰ در زندانها ی جمهوری اسلامی، جلادان و شکنجه گران رژیم قبل از اعدام به زندانیان دختر کمونیست و مجاهد تجاوز نموده و بعد آنها را با گلوله می کشتند و فردای فاجعه، بازجو را به منزل دختران اعدامی می فرستادند و اعلام می داشتند که شب گذشته بازجو دخترشان را عقد ( بخوانید تجاوز) کرده است و پولی اندک می دادند و می گفتند که این هم مهریه و حالا پول گلوله را از آن کم کنید. البته زنان و دختران کمونیست برای جلادانی چون لاجوردی، غلامحسین عصا به دست معروف به الهام و محمود احمدی نژاد رئیس جمهور وقت که آن زمان بازجو و تیر خلاص زن بود در حکم غنائم جنگی بودند و کشتارشان را مجاز می دانستند، تجاوز به آنها را نیز به عنوان کفار حق مسلم خود! در آنزمان، طرفداران گرایش لیبرالی و اصلاح طلب جنبش زنان زیرعبای آنها خود را قایم کرده بودند، از جمله کروبی و موسوی در اجرای این اعدامها و به قتل رساندن زنان به این شکل فجیع و خشونت آمیز نقش مستقیم داشتند و دست اندر کار بودند. حتی بعد از این وقایع کروبی در نامه اش با تملق گویی، رهبر را از این جنایات مبرا می کند. در پرداختن کروبی به مساله تجاوز هم می توان رد پای تفکر ارتجاعی و مذهبی او را نسبت به زنان دید. کروبی در مورد تجاوز به دختران و زنان از پارگی مقعد و رحم و ازاله بکارتشان شکایت می کند و در مورد تجاوز به پسران نسبت به افسردگی شان. او با تائید نمودن عمل شنیع  و کثیف تجاوز، در اندیشه کروبی مرد دچار تبعات روحی- روانی و مشکلات اجتماعی می شود اما زن تنها جسمی است که آسیب می بیند، بکارتی است که ازاله می شود.

خانم کیان شکنجه، تجاوز و اذیت و آزار در هر شرایطی و بهر شکلی، جه شامل یک نفر باشد یا هزاران نفر را در بر گیرد عملی شنیع و جنایت محسوب میشود، نه فقط نیاز به افشاگری در سطح وسیعی دارد ، بلکه مبارزه ایی هر روزه را بر علیه بانیان آن می طلبد. 

خانم کیان از خشونت اسم میبرند و قتل دختر۱۴ ساله را بدست پدرش و اینکه پدر فقط به ۹ سال محکوم شده است را بعنوان مثال ذکر میکنند اما این سوال را جلو روی خود قرار نمی دهد، چه قانونی اجازه همچنین جسارتی را به فردی در نقش پدر داده که حق حیات و زیستن را از دخترش جلب کند. ایشان نگرانند چرا پدر حکم کمی دریافت نموده است، آگاهانه بجای علتها را زیر سوال ببرد معلول را مورد خطاب و سرزنش قرار میدهد. خانم کیان فکر میکنم شما بهتر از هر کسی با واژه هایی همچون "آبرو"، "عزت" و "عفت" در قانون پوسیده اسلام که به ادعای خودت از محققیقین این مذهب هستی آشنایی داری. نگرش جنسی به واژه هایی مثل آبرو، عزت و عفت این اخلاقیات کپک زده بورژوایی که برای تحقیر نمودن زن و بر مبنای جنسیتش بکار برده میشود و طوری تلقی می شود که مختص به زنان است بدترین اهانت به زن محسوب میشود. در مقابل، غیرت، شرف و "ناموس داشتن" صفت‌های مردانه تلقی می‌شوند. واژه غیرت در فرهنگ سنتی جامعه "ناموس پرستی" تعریف شده و منظور از ناموس نیز زنان و دختران خانواده هستند که وابسته به مردان می‌باشند. در نتیجه مردان همیشه باید مراقب نوامیس خود باشند تا غیرت، عزت و شرافت شان لکه دار نشود و محفوظ بماند. حق مالکیت مرد بر زن تا آنجا پیش میرود و به او این اجازه را میدهد، که نه تنها بر موجودیت زن کاملا تفوق و تسلط یابد، بلکه با استفاده از واژه های ارتجاعی ناموس و ناموس پرستی تا جائ پیش رود که مقام ومنزلت زن به عنوان یک انسان را تنزل داده و هر وقت این حس بهش دست داد که مایملکش یعنی جنس مونث خانواده از فرامینش نافرمانی کرده، آنها را به قتل برساند. طیق قانون مذهبی جمهوری اسلامی و مناسبات سرمایه داری حاکم که مسئله مالکیت را محترم میشمارد، به مرد این اجازه را میدهد که دست به همچنین جنایت وعمل شنیعی بزند. اینجا قبل از این پدر قاتل مورد شماتت قرار گیرد باید قانون ضدبشری جمهوری اسلامی زیر سوال برده شود، که مسبب تمام این جنایات است. قاتل یا قاتلین تمامی دختران و زنانی که به دست پدر یا سایر بستگان خود به قتل رسیده اند، با اطّلاع از ماده های قانونی اسلام خود را مبّری از مجازات می دانند و با خاطری آسوده اقدام به قتل آن ها می کنند دین اسلام مقام ویژه ای برای ناموس قائل است و قتل زن را به دلایل ناموسی مجاز می شمارد. بر اساس مادهٔ ۶۳۰ قانون مجازات اسلامی "هرگاه مردی همسر خود را در حال زنا با مرد اجنبی مشاهده کند و علم به تمکین زن داشته باشد، می‌تواند در همان حال او را به قتل برساند. همین آیه در مورد جنس مونث خانواده یعنی دختر خانواده هم عمل میکند.
اما شما آگاهانه از کنار آن میگذری، چون هنوز در سودای تغییرات و اصلاحاتی در این قانون هستی. در بخشهای دیگر نوشته به اینکه چرا شما از قانون دفاع میکنی خواهم پرداخت.

خانم کیان، به وجود شبکه های اجتماعی اشاره میکند و اینکه این شبکه ها وسیله ارتباطاتی و منبع افشاگری مفیدی است برای زنانی است که به عناوین مختلف مورد تجازو و اذیت و آزار جنسی قرار گرفته اند. آنچه مسلم است، وجود موثر این شبکه ها را کسی نفی نمیکند، اما این تنها شبکه های ارتباطی نیستند که مرکزی برای افشای جنایات جمهوری اسلامی و جامعه مردسالاری است، به گواه تاریخ، مبارزه زنان به عنوان نیمی از جمعیت جامعه ایران چهار دهه است  برعلیه نظام ضد بشری جمهوری اسلامی در جریان است، این مبارزه به علت استبداد و سرکوبهای شدید افت و خیز داشته اما هیچگاه تعطیل نشده است. باید به اطلاع رساند جنبش زنان مجموعه ای از تحرکات مقطع انقلاب ۵۷، دستاوردها و تجارب با ارزش آن و رشد اجتماعی اش در طول این چهل سال میباشد که زنان را از مبارزه برای خواسته ها و مطالباتشان علیه حکومت زن ستیز جمهوری اسلامی ناگریز نموده است. گرایشات لیبرالی و اصلاح طلبی و لیبرال فمینیسم اسلامی به عنوان عامل بازدارنده در تقابل با گرایش چپ و رادیکال جنبش زنان شکل گرفته اند.

خانم کیان با بیان یک جمله اینکه هیچ قانونی از زنان حمایت نمیکند، هیچ پلیسی هنوز آموزش ندیده است و غیره و یا اینکه قوه قضائیه اصلا صحبتش را نکن از کنار قضایا میگذرد. البته با تفکری که ایشان دارند، و راه رهایی زنان را از  هر ستم جنسیتی، خشونت و تجاوز و اذیت و آزار را در چارچوب قوانین جمهوری اسلامی جستجو میکنند خیلی ساده است از کنار این فجایع بگذرند. برای متحقق شدن خواسته های زنان معتقد به این نیستند که هیچ ساختاری در نظام جمهوری اسلامی دستخوش تغییر گردد. خط مشی لیبرالی ایشان سیاستش معطوف به اصلاحات آرام و تدریجی، و تغییر قانون است. این خط مشی حرکتهای اجتماعی زنان را با بیراهه کشیدن و کسب حقوق مدنی از مبارزه برای تحولات سیاسی و اقتصادی بنیادی جدا می کند. بهمین دلیل است که آب تطهیر روی سر قوه قضائیه میریزد. پلیس حاکم که جزء ارگانهای سرکوبگر و متجازوگر است تحت عنوان اینکه آموزش ندیده اند را هم تبرئه می کند. خانم کیان آیا اطلاع دارید که پلیس و ارگانهای سرکوبگرجمهوری اسلامی در سرکوب جنبشهای اجتماعی منجمله جنبش زنان چه نقشی ایفاء نموده اند؟ بالاترین درصد از تجاوز به زنان و حقوق پایمال شده آنها از کانال همین دستگاه قضائی و پلیس انجام گرفته است. در همین افغانستان کشور همجوار که مذهب اسلام در قانونش نهادینه شده، طبق این قوانین هر سال تعداد چشمگیری از زنان قربانی خشونت، تجاوز، اذیت و آزار شده و شماری از آنها  بقتل میرسند، درصدی از قتلهای ناموسی و تجاوز جنسی توسط پلیس اتفاق می افتد. در حالیکه دستگاه قضائی باید به این  جنایات رسیدگی نماید خود در وقوع این واقعه شریک جرم است. در سیستمی که بر مبنای زن ستیزی و قوانین ارتجاعی مذهبی بنا نهاده شده، مهم نیست در کدام کشور باشد، آنچه مهم است، قربانیانش را از زنان میگیرد. 

سوال رادیو پیام از کیان: من وقتی در دانشگاه بودم شاگردی با استادش پیوند پیدا میکند، در واقع پیوند جدی با هم داشتند و با هم ازدواج کردند. کلی به این دلیل که در آن مقطع خانم شاگرد اون استاد بود خود استاد را توبیخ کردند و برای مدتی از لحاظ تدریس منع شد. ما متاسفانه همانطوریکه خانم مریم اشاره کرد ما رابطه سوء استفاده از مقامها را داریم، چه در مقام استاد یا محل کار و غیره. ما با یک فرهنگی روبرو هستیم با فرهنگی که زنیکه مطلقه است میگویند بی سرپرست، زنی که جدا شده میگویند مطلقه نمی گویند مجرد. یعنی ما ما با فرهنگ مردسالاری روبرو هستیم که نگاه از بالا دارد. شما با این توضیجات و قانون اسلامی حاکم است شرایط را چگونه ارزیابی می کنید؟

پاسخ کیان: ببیند اتفاقا من می خواستم به این مسئله اشاره کنم درست است آموزش مهم است. آموزش در خانواده شروع میشود و نقش اصلی را زنان و مادران ایفاء میکنند. این آموزش باید از خانواده شروع شود. باید به دخترها این را یاد داد که فریاد بزنند وقتی با چیزی موافق نیستید. اما این آگاهی فقط مسئله نیست بنظر من مسئله این هستش ما در جوامعی زندگی می کنیم حالا نمونه ایران نمونه بسیار حادتری است. از نابرابریهای موجود بین زنان و مردان و تا قانون کاملا هم میدونی که طرف مردان هستش و اصولا فرهنگی را اینها می خواهند مسلط کنند که بر اساس آن زن اساسا و جوهراً در خدمت مرد باشد. شما قانون مدنی ایران را می خوانید دقیقا این است در نتیجه اون وقتی توی ذهن مردان جا بیفتد حداقل برخی از مردان که زنان در خدمتشان هستند و اینکه مردان قدرت دارند و بالا دست هستند و زنان فرو دست و فتنه گرند و غیره و ذالک. و برای همین وقتی هم یک زنی میگوید نه و حتی تاکید بر نه گفتن میکند برخی از این مردان اصلا نمی فهمند چرا که اون زن قرار است در خدمتشان باشد، منجمله خدمت جنسی به مرد کردن، و این نه گفتن اونموقع وقتی خیلی برای این مردان معنی ندارد. من هم بهمین دلیل فکر میکنم که این موجی که براه افتاده هدفش میبایستی فقط فکر میکنم بر ملاکردن موارد آزار جنسی و تجاوز گسترده در ایران نیست، بلکه هدفش مبارزه با فرهنگ تجاوز است. و بهمین دلیل هم هستش که برخی از این خانمها را من میبینم توی شبکه های اجتماعی، خانم دهکردی هم به آن اشاره نمودند . میگویند من نمی روم شکایت کنم چون با اعدام مخالفم و حداکثرش اینه می گیرند طرف را اگر هم من ثابت کنم این فرد به من تجاوز کرده است اعدامش کنند، ما اصلا با کل این قوانین مخالف هستیم، در تنیجه هدف این زنان و هدفی که میبایستی داشته باشیم از این مبارزه این است که بر علیه فرهنگ تجاوز، فرهنگ خشونت و نابرابریهای جنسیتی عمل بکنیم. و اینکه "می توی ایرانی" به این شکل شروع شده است بنظر من بسیار مهم است، ما از زمان انقلاب مشروطه، سابقه مبارزات زنان را داریم، ولی بنظرم همیشه این مبارزات بیشتر شاید محدودتر بودند بخصوص با سرکوبی که میکنند. می بینیم الان – امروز همانطوریکه گفته شد تعداد کمی از سازمانهای غیر دولتی زنان را هنوز گذاشتند که فعالیت کنند و آنهم چه فعالیتی، همه چیز تحت سرکوب است. شبکه های اجتماعی این امکان را به زنان و نیز به هم جنسگرایان میده که خودشان را بیان کنند و مسائلشان را صحبت بکنند، برای اینکه ما بتوانیم خودمان، یعنی جامعه ایران فرهنگ سازی برعلیه خشونت و بر علیه تجاوز انجام بده، این را ما و خودتان گفتی، من هم تاکید میکنم متاسفانه از حاکمیت ایران نمیشه انتظار داشت ولی انتظاری که میشه داشت اینکه حداقل به پلیس آموزش بدهند که اگر زنی مورد تجاوز یا آزار قرار گرفت، رفت به پلیس مراجعه کند، حرفش جدی گرفته شود. پزشک قانونی او را جدی بگیرد. امروز خبر خوبی که هست علیرغم تمام این مسائل برخی از وکلای ایرانی اعلام کرده اند که بطور مجانی حاضرند وکالت این زنان را بر عهده بگیرند، این خودش می بینی جامعه دارد تکان میخورد و فکر میکنم که همین موج بایستی که گسترده تر شود. این صداها همینطور که گفتیم رساتر.

نقد نویسنده:

خانم کیان به آموزش اشاره میکنند و اینکه آموزش از خانواده شروع میشود، مسئولیت این آموزش را بر میگرداند بعهده زنان و مادران خانواده. سوال از خانم کیان این است، مادرانیکه که خود با ساختار خانواده مردسالار و متاثر از سنتهای ارتجاعی روبرو اند، و در کنار آن هم بار سنگین کار خانگی را بر عهده دارند و در خانواده جز بی حقوق ترین افراد هستند، بویژه در خانواده های مذهبی زنان از فشارهای مضاعف برخوردارند، گاها ذهنیت افراد خانواده نسبت به این زنان و دختران جوان تا جائی است که زن به عنوان انسان به حساب نمی آید.( بویژه در کشورهای جهان سوم) زن  ناموس مردان خانواده است، تن و بدن زن ملک مردانه تلقی میشود. این نظام مرد سالار است که برای او تصمیم می گیرد. زنان ایران در فضای مردسالاری خانه و جامعه مورد سرکوب قرار می گیرند و تحت قوانین ارتجاعی اسلامی که در تارو پود آن جامعه نهادینه شده است از ابتدائی ترین آزادیهای فردی و اجتماعی محروم و مرتبا ما شاهد هستیم که تعدادی از زنان  برای برون رفت از این شرایط فلاکتبار که هر روز با آن دست و پنجه نرم می کنند دست به خودکشی زده و راه دیگری برای رهایی خود بجز آن جستجو نمی کنند. در چنین فضایی از سرکوب و شماتت و نابرابری چه کسی باید آموزش بدهد و چه کسی باید آموزش ببیند؟

ایشان معتقدند ، که دختران باید یاد بگیرند اگر با چیزی موافق نیستند فریاد بزنند. اما نمی گویند سر کی فریاد بزنند؟ و خواست و مطالباتشان را با فریاد زدن از کی مطالبه کنند؟ خانم کیان زنان ایران چهل سال است بر علیه حکومت جنایتکار جمهوری اسلامی و قوانین ضد زنش که شما به غلط به آنها آدرس میدهید فریاد میزنند، آنها نه از خانواده و مادرانشان، بلکه در خیابانها، در زندانها، در مراکز صنایع کارگری و دانشگاها بر علیه حاکمیت ارتجاع اسلامی که با نهادینه نمودن قوانین پوسیده ضد زن، بیشترین تبعیض جنسی و طبقاتی را برآنان اعمال نموده و از نظر اجتماعی- سیاسی آنها را درموقعیت درجه دوم قرار داده است، آموزش دیده اند. لابد صدایشان به مدعیان حقوق زنان اروپا نشین نرسیده است! این شمائید که باید دوباره این قوانین مدنی ارتجاعی را مروری بکنی که در دفاع از آن برخاسته و از طریق رفرم و تغییر می خواهید حق و حقوق زنان داده شود.  بسیاری از زنان ایران به حق و حقوق خود آشنا هستند، آنچه امروز این زنان به آن نیاز دارند متشکل شدن و هم صدا شدن برعلیه ستم جنسیتی و طبقاتی است که با گوشت و استخوان خود لمس کرده اند و برایش تا کنون بهای سنگینی پرداخته اند.

از مشکلات اجتماعی که بخشی از زنان زحمتکش با آن مواجه هستند، به علت عقب ماندگیهای یک جامعه مرد سالار و قوانین نهادینه  شده مذهبی در رابطه با زنانی که جدا شده اند و یا همسران خود را از دست داده اند این زنان نه تنها از امنیت برخوردار نیستند، بلکه با چشم حقارت و عدم اعتماد با آنها برخورد شده و مرتبا مورد مزاحمت و اذیت و آزار جنسی قرار می گیرند.  مسئله صیغه (فحشاء موقت) که زنان از این طریق مورد تحقیر و بی حرمتی قرار می گیرند در ضمن اینکه در این روابط کالایی زنان مورد سوء استفاده های جنسی قرار می گیرند، در واقع با مشروعیت دادن شرعی و قانونی به عنوان یک شغل که زنان بتوانند بخشی از درآمد خود را از این راه جبران نمایند، رسمیت داده شده است. درصد بالایی از زنان سرپرست خانواده را برعهده دارند. که از مجموع زنان سرپرست خانوار کمتر از ۲۰ درصد شاغل بوده و حدود ۸۰ درصد آن‌ها بیکار می‌باشند.

به علت عدم تامین اجتماعی و اینکه دولت هیچ مسئولیتی در قبال زنانی که کار ندارند یا مشاغل خود را از دست میدهند، تن فروشی یکی از مشاغل رایج در ایران است. بنا به تحقیقات، میزان زنان تن فروشی که به عوارض مشکلات روحی- روانی و شوک های ناشی از این کار دچار می شوند، همان قدر بالاست که قربانیان جنگی، تجاوز و شکنجه دچار آن هستند. این ماجرا فقط به تن فروشی ختم نمیشود معمولا زنان تن فروش به مواد مخدر معتاد شده و یا خارج از اندازه الکل می نوشند تا بتوانند وضعیت و موقعیتی که بر انها تحمیل شده تحمل کنند. تن فروشی یا تجارت سکس علاوه بر اینکه ریشه در مناسبات سرمایه داری دارد بلکه استثمار جنسیتی ربط مستقیم هم به روابط مردسالاری دارد. در این تجارت سکس که سودهای کلانی برای دلالان و واسطه گرها دارد، خود جمهوری اسلامی در تمام این سالها یک پای اصلی این ماجرا در صادر کردن زنان به کشورهای عربی و همجوار بوده، و ثروتهای کلانی از این راه اندوخته نموده است.

خانم کیان در ایران رژیم اسلامی سرمایه داری با نهادینه نمودن قوانین فوق ارتجاعی ضد زن همواره کوشیده است مشکلات و معضلات زنان را مشکلاتی زنانه جلوه داده و فعالین مدنی دست در دست رژیم سرکوبگر آن را مشکلاتی فرهنگی به حساب آورده و جنبه سیاسی بودن آن را نادیده بگیرند، دفاع شما از مبارزه علیه فرهنگ تجاوز دقیقا در این راستا است. اما از آنجا که موقعیت زنان در هر جامعه ای بازتابی از ساختار سیاسی و روابط طبقاتی حاکم است پس هر گونه تلاش برای لغو قوانین زن ستیزانه ماهیتی سیاسی بخود گرفته و بر علیه نظام حاکم خواهد بود، اما گرایش لیبرالی جنبش زنان هیچوقت نمی خواهد به نظام حاکم خدشه ایی وارد آید.

باز گرداندن زنان به کنج خانه و محروم ساختن آنها از اشتغال، وابسته کردن هر چه بیشتر آنها از نظر اقتصادی به مردان، خشونت و سرکوب روز افزون بر آنها، نهادینه شدن کنترل مردان بر زندگی زنان، مرد سالاری و نابرابری فزاینده ای را بر زندگی زنان حاکم نموده است. فرودستی و تبعیض ونابرابری، فقدان تامین اجتماعی و سرکوب و خشونت بر زنان که ریشه در نظام سرمایه داری دارد، شرایط دشواری را برای زنان در ایران، تحت سلطه یک حکومت ارتجاعی مذهبی و در ابعاد گسترده ای ایجاد نموده است. مبارزه علیه فرهنگ تجاوز، فرهنگ خشونت و نابرابری جنیستی واژه های جدیدی از طرف خط مشی لیبرالی در جنبش زنان نیست، فعالین واقعی جنبش زنان سالها است با این گرایش مماشات طلبانه که هدفش حفظ  رژیم جمهوری اسلامی است به مبارزه بر خاسته اند، و در بسیاری موارد آنها را به عقب رانده اند ( از جمله کمپین یک میلیون امضاء). فعالین رادیکال جنبش زنان راهکارهای جنبش مدنی زنان را که بر جنبش زنان سایه افکنده و ادعای برابری طلبی را دارند، بارها به زیر سوال برده اند.  اما این گرایش هر بار در ایران در رابطه با جنبش زنان اتفاقی می افتد سربزنگها پیداش شده  و تلاش می نماید، که وفاداری خود را به بورژوازی ثابت نماید. خواست جنبش زنان را در چارچوب قانونگرایی جمهوری اسلامی محصور نماید. در واقع خود این گرایش جزئی از همان نظام سرکوبگر جمهوری اسلامی است که نمی خواهد جنبش زنان فراتر از مناسبات این نظام حرکت کند.

خانم کیان شما طبق تحصیلات دانشگاهی و تخصصی که در جامعه شناسی داری، قطعا این را مطالعه کرده ای، که چگونه  جامعه طبقاتی ظهور کرد، از نظر تاریخی چگونه نظامهای مختلف از کمون، برده داری ، فنودالی و تا به امروز سرمایه داری   شکل گرفته است.  ریشه های تاریخی خشونت و تبعیض و ستم کشی بر زنان، با پیدایش طبقات و جامعه طبقاتی، شکل گرفت. قبل از آن تاریخ، زنان در همه امور مانند مردان سهیم و از حقوق برابر برخوردار بودند. بهمین دلیل است، که نابرابری زنان تنها جنیستی نیست، بلکه طبقاتی هم است. وسعت خشونت عليه زنان به گستردگی تاريخ بشراست. خشونت و تجاوز و اذیت و آزار پدیده های آشکار و شنیعی هستند. زنان با تفاوت هایی در کشورهای مختلف، آماج خشونت ‌های گوناگون، از سرکوب دولتی، ضرب و شتم در جامعه و خانواده، تحقیر، ختنه جنسی و محرومیت اقتصادی گرفته تا  قربانی قتل‌ های ناموسی‌ هستند. بهمین دلیل مبارزه از طریق فرهنگ تجاوز، به هیچ عنوان نمی تواند حتی یک درصد به  تجاوز و اذیت و آزار جامعه پاسخ دهد، کما اینکه شما فقط با واژه ها بازی میکنید، و هیچ راهکار عملی هم برای این طرح رفرمیستی خود ارائه نمی دهی.

آما باید گفت، که تجاوز فقط  به دو نفر که متجاوزگر و کسی که مورد تجاوز قرار گرفته خلاصه نمیشود. تجاوزگر اصلی حکومتی است که قوانینی را در جامعه تدوین کرده و هر روز با بکارگیری ارکان این قوانین به حقوق آحاد جامعه تعرض و تجاوز می کند، و به اتکای این قوانین است که تجاوز و خشونت در جامعه هر روز تولید و باز تولید میشود. صحبت از همان قوانینی است که شما از قانون مدنیش سخن میرانی ، اما جرات انتقاد از آن را نداری، همان قوه قضائیه ایی که  نامی از آن می بری و آن را از جرائمش مُبرا می کنی.  به گواه چهل سال وحشیگیری رژیم جمهوری اسلامی و تجاوز به حقوق شهروندادن جامعه ایران در سطوح مختلف، شما و دوستان خط مشی لیبرالی که هدفتان حفظ نظام جمهوری اسلامی است باید گفت نظام جمهوری اسلامی متجاوزگر اصلی است. آیا صادر نمودن دختران جوان ایرانی تحت عنوان تجارت سکس به کشورهای همجوار ایران از طرف باندهای قاچاق و مافیای جمهوری اسلامی تجاوز و خشونت نیست ؟  که یکی از پول سازترین منبع درآمد برای اوباشان جمهوری است؟ آیا خود فروشی دختران و زنان ایرانی که به علت فقر مالی و عدم حمایت از طرف دولت ، هر روز متاسفانه بر آمار آنها هم اافزوده میشود، تجاوز و خشونت نیست؟ بنا بر یک منبع رسمی در تهران، نرخ رشد تعداد دختران نوجوان در فاحشه گری درصد بسیار بالایی را رقم میزند. بالابودن این آمار حکایت از این دارد که چگونه این نوع از آزار و خشونت بر علیه زنان بسرعت رشد کرده است. در تهران بطور تخمینی ۸۴۰۰۰ زن و دختر فاحشه وجود دارد. بسیاری از آنها در خیابانها هستند، برخی دیگر در ۲۵۰ فاحشه خانه که بنا بر گزارش هایی در تهران اداره مى شوند، ساکن هستند. این تجارت تنها به داخل مربوط نمیشود بلکه در سطح بین المللی هم انجام میگیرد،  تا به امروز هزاران زن و دختر ایرانی در بردگی سکس در خارج به فروش رسیده اند.
رئیس دفتر انترپول در ایران معتقد است که امروزه تجارت سکس یکی از سود آورترین تجارت در ایران است. این تجارت جنایت آمیز بدون اطلاع و شرکت بنیادگرایان حاکم صورت نمى گيرد. مقامات دولتی خود نیز در خرید و فروش و آزار جنسی زنان و دختران دست دارند. گزارش سازمان دفاع از قربانیان خشونت نشان میدهد، سن شماری از دختران قربانی سکس حتی کمتر از چهارده سال است.

آیا زن گرسنه ایی که برای گرفتن یک ساندویج سه بار در قبر مورد تجاوز قرار میگیرد تجاوز و خشونت و لگد مال کردن حرمت و حیثت انسانی نیست، که قلب هر انسان شریفی را بدرد میآورد؟ آیا پدر و مادری برای زنده ماندن پاره نتشان را میفروشند، این تجاوز و خشونت نیست؟ آیا اعدام هزاران انسان کمونیست و آزادیخواه که به فجیع ترین شکل شکنجه و مورد تجاوز قرار گرفتند، و هنوز هم این اعدامها به دست جانیان جمهوری اسلامی ادامه دارد، خشونت و تجاوز نیست؟ آیا کارگری که بدلیل مبارزه برای حق و حقوق و مطالباتش دستگیر و به فجیع ترین شکل شکنجه میشود، خشونت و تجاوز نیست؟

ازدواج موقت در واقع باید گفت فحشاء موقت به یک شغل برای زنان کم درآمد تبدیل شده است. علت اصلی تن دادن زنان به این ازدواج بیکاری و مشکلات اقتصادی است. اگر برای این زنان امکان کار بود، و می توانستند از شرایط اقتصادی مکفی برخوردارباشند، یا از طریق دولت کمکها و پشتیبانی هایی از آنها صورت می گرفت، هیچکدام از این زنها تن به ازدواج موقت نمی دادند؟ این خشونت و تجاوز نیست؟

کشوری که از نظر ثروت و درآمد در چهارمین رده کشورهای ثروتمند دنیا قرار دارد، مشاهده میکنی که شهروندانش برای حداقل معیشت که حق طبیعی هر انسانی است، به این اشکال مورد تجاوز و خشونت قرار می گیرند و لگد مال میشوند. غیر از این است که حکومت متجاوزگر جمهوری اسلامی در چارچوب قانون و مالکیت خصوصی میلیونها انسان را به بردگی کشانده است، که بالطبع زنان با تحمیل ستم مضاعف بر آنها از این قاعده مستثنی نیستند.  

خانم کیان اگر تمام این مواردی که ذکر کردم و شما آگاهانه چشمت را بر آن بسته ایی، ریشه در مشکلات اقتصادی ندارد، کدام فرهنگ تجاوز می تواند و خواهد توانست جوابگوی یک درصد از این مشکلات و معضلات باشد. امروز متجاوزینی مانند آقای کیوان وردی و آیدین آغداشلو بخود اجازه تجاوز و اذیت و آزار به زنان را میدهند با اتکاء به همین قانون ارتجاعی جمهوری اسلامی است که به همچنین اعمال شنیعی دست میزنند و فجایع تجاوز و اذیت و آزار را برای زنان می آفریند. بهمین دلیل است امروز صدای زنان ایرانی باید نوک حمله اش برگردد به جمهوری اسلامی و قوانین ضد زن و بشریش. همانطور که دوست عزیزمان مریم از ایران بدرستی روی این نکته بر خلاف نظرات شما و خانم دهکردی تاکید میکند که این قانون تغییر پذیر نیست و انتظار هر تغییری در قانون جوکی بیش نخواهد بود! البته من به این نکته بر میگردم، فقط اینجا جا داشت اشاره ایی به آن بنمایم.

خانم کیان، قانونی که بر ضد زن است، و زن را نصف مرد محسوب میکند، حتی اگر فرض را بر این بگذاریم زنی که مورد تجاوز قرار گرفته باشد، برود شکایت کند ، کدام مرجع حرف او را قبول میکند در حالیکه موجودیتش به عنوان یک زن برای جمهوری اسلامی زیر سوال است ؟ در حالیکه تمام دم و دستگاه قضائی از این قانون تبعیت میکنند. بهمین دلیل، عدم شکایت زنان نه به این دلیل که مجرم محکوم به اعدام خواهد شد، بلکه به این دلیل است که زنان خود میدانند که با متوسل شدن به مجریان این قانون بربریت کار بجائی نخواهند برد. بنابراین ترجیح میدهند سکوت کنند، و جنایتی که بر آنها روا شده، در حد روایتها در شبکه های مجازی باقی بماند، شما و خانم دهکردی هم شنوندگان خوبی برای آنها به حساب بیآئید.   

خانم کیان به مبارزه زنان انقلاب مشروطه اشاره میکند، بنظر می آید که درمورد مبارزات زنان ایران هم بی اطلاع نیست. اما ایشان از چگونگی این مبارزه سخنی به میان نمی آورد، که حداقل زنان ما امروز از این تاریخجه مبارزاتی اطلاع  پیدا کنند و بیآموزند. من اینجا در رابطه با این تاریخچه زنان مبارز توضیحاتی خواهم داد. 

انقلاب مشروطیت نقطه عزیمت مبارزات زنان ایران برای کسب آزادیهای مدنی و دخالت آنها در حیات سیاسی -اجتماعی جامعه ایران بود. این انقلاب و دگرگونیهای آن دوران و سالهای بعد از آن سرآغازی بود برای ابراز وجود زنان و فعالیت در عرصه های اجتماعی-سیاسی . زنان برای اولین بار در بطن تجمعات انقلابی آنزمان به ویژه در تهران، تبریز و شمال قرار گرفتند و توانستند مبارزات نسبتا چشمگیری را ازحضور خود بروز دهند. شرکت زنان در مبارزات ضد استعماری و تجدد خواهانه مشروطیت با وجود کم و کاستی ومحدودیتهای بیشمار و با توجه به اینکه با مطالبات مشخص مسئله زنان به میدان نیامده بودند، اما خود معرف حضور زنان در عرصه اجتماعی- سیاسی بود، تا جائیکه به پیدایش اولین تشکلهای زنان آن دوران ختم شد.

زنان در مبارزات نقش مهمی برای کسب آزادی و متشکل شدن داشتند. در فرصت و فضایی که فراهم شده بود زنان به پتانسیل و نیروی اجتماعی خود پی برده ، و اقدام به متشکل شدن کردند. به همین ترتیب بود که نطفه هایی از اولین انجمنهای زنان شکل گرفت. نخستین نشریات مانند دانش، زبان زنان، پیک سعادت نسوان، بیداری ما و نامه بانوان به همت اولین گروههای زنان روشنفکر و آزادیخواه در مقاطع مختلف سالهای بعد از مشروطیت و سالهای زمامداری پهلوی توانستند با مبارزات خود، حقانیت خود را به جامعه ثابت کنند. این جراید را موضوعاتی چون مبارزه با گرانی، قحطی واعتراض به وضعیت بد زنان در امور آموزش بهداشت وبیسوادی و غیره در بر میگرفت.

تا قبل از دوران قاجاریه از حرکت جمعی زنان و نقش آنها در تحولات اجتماعی ـ سیاسی اطلاعات مستندی در دسترس نیست. چند موردی که در کتابهای تاریخی آمده است، مربوط به نقش آنها در حمایت از سربازان در جنگ با دشمنان است. برای مثال، در جنگهای طولانی ایران و عثمانی در زمان صفویه، زنان آذربایجان لباس جنگ پوشیده و وارد میدان می‏شدند. همین که قشون عثمانی به شهر حمله می‏آوردند، زنانی که در شهر مانده بودند از بالای بام بر سر آنها آب جوش می‏ریختند. (صابری شمیرانی، مشارکت سیاسی زنان در ایران)
در دوران قاجاریه، آغاز حرکت جمعی و مشارکت زنان را باید به دو دوره تقسیم کرد. نخست دوره‏ای که زنان به علل نارضایتی‏های سیاسی ـ اجتماعی ناشی از ضعف دولت در برابر دولت های استعمارگر خارجی و حکومت استبدادی داخلی به دنبال مردان و به هدایت و تشویق و تأیید آنها به نهضتهای اجتماعی پیوستند و به طور مؤثری در این راه کوشیدند. آنها در این راه، از هدفهای مردان پشتیبانی می‏کردند و خواسته‏های مشخص نداشتند (مانند نهضت تنباکو و نهضت مشروطیت)
در دومین دوره، زنان به فعالیت جداگانه در زمینه مسائل خاص خود پرداختند که حاکی از تحول و پیشرفت این حرکت است و نشان می‏دهد که زنان در این مرحله آگاهی بیشتری یافته و به عنوان یک گروه اجتماعی مؤثر فعالیت می‏کنند. اما حرکت اخیر، بر خلاف گذشته، از تأیید و همراهی کامل مردان برخوردار نبود و مخالفان با این گونه فعالیت‏های زنان دست به دشمنی زده و این حرکت را گاه دچار مشکل می‏کردند. البته، این مخالفتها اصولا به این سبب بوده که حرکت زنان را بدعت می‏دانستند. در واقع، جامعه پذیرای چنین جنبشی از طرف زنان نبود، (مانند تشکیل مدارس، چاپ روزنامه) (منصوره اتحادیه، بیداری زنان: تاریخچه مشارکت زنان در نهضت مشروطیت، مجموعه مقالات اولین سمینار مشارکت اجتماعی زنان).
در تظاهرات دیگری که مردم تهران در دفاع از امیر کبیر بر پا ساختند، زنان شرکت فعالی داشتند. درخشان‏تر از هر دو واقعه یاد شده، اتحاد و همبستگی‏شان در جنبش تحریم تنباکو بود. در اواخر سلطنت نیم قرنی ناصرالدین شاه که امتیازات فراوانی به خارجیان داده شد، توتون و تنباکو در انحصار یک کمپانی بیگانه درآمد. این پافشاری بجایی رسید که دولت ناچار امتیاز توتون و تنباکو را لغو کرد. (بدر الملوک بامداد، زن ایرانی از مشروطیت تا انقلاب سفید)

همچنین قبل از مشروطه در رابطه با قحطی و گرانی نارضایتهایی در سطح جامعه بوجود آمد، زنان با شرکت خود در  تظاهرات و اعتراضاتی که در آنموقع صورت گرفت، نقش سیاسی خود را بطور بر جسته ایفاء نمودند.  
زنان ایران در نهضت مشروطیت که جامعه ایران را تکان داد، همگام و همدوش با مردان به مبارزه برخاستند، باید گفت این نقطه عطفی در آگاه شدن و تاریخ مبارزاتی زنان بود.

سابقه شکل‌گیری اولین انجمن‌ها و تشکل‌های زنان در ایران نیز همگام است با رشد سرمایه‌داری و ورود به دوره تدارک انقلاب مشروطه. در واقع طی همین دوره است که اولین سازمانهای زنان به طور مخفی شکل گرفتند. البته این تشکل‌ها در ابتدا به طور مشخص و آشکار به دنبال کسب حقوق زنان نبودند، بلکه در پیوند با جنبش مشروطه فعالیت می‌کردند. وضع رقت‌بار زنان ایرانی در دوران حاکمیت فئودالیسم در ایران و آگاهی از اخبار فعالیت‌ها و مبارزات این بخش از جامعه در کشورهای اروپایی و آمریکا و همچنین تغییر و تحولی که در شرایط  زنان در پی پیروزی انقلاب اکتبر ١٩١٧ در روسیه به وجود آمده بود و دستاوردهایی که در این راستا کسب کردند، بر شرایط مبارزاتی زنان ایران تاثیر خود را گذاشت و زمینه‌ را برای ایجاد تشکل‌های زنان با اهداف مشخص در بهبود وضعیت آنان ایجاد نمود.
تاسیس انجمن حُرّیت زنان در سال١٢٨٦، انجمن مخدرات وطن در سال ١٢٩٠ توسط صدیقه دولت‌آبادی، انجمن شکوفه در ١٢٩٢ توسط مریم عمید مزین‌السلطنه، انجمن پیک سعادت نسوان در ١٣٠٠ توسط روشنک نوعدوست، مجمع انقلابی نسوان در سال ١٣٠
۶ توسط زندخت شیرازی و جمعیت نسوان وطنخواه توسط جمعی از زنان روشنفکر، از جمله محترم اسکندری، تنها نمونه‌هایی از تشکل‌های اولیه زنان در ایران می‌باشند. اهداف این سازمان‌ها عمدتا ارتقاء آموزش زنان بود و گاه از این فراتر رفته و در پاره ای موارد خواهان حق رای و کشف حجاب نیز بودند.

خانم کیان بهتر بود سابقه مبارزات زنان مشروطه را فقط با یک جمله بیان نمی کردی، توضیح میدادی که زنان بنا به شرایط و موقعیت تاریخی چه مبارزات شایان توجهی را در آن دوران انجام داده اند. حداقل کمک میکردی که زنان به تاریخچه مبارزاتی خود بیشتر آشنا بشوند و به نیروی اجتماعی اشان بر علیه استبداد ایمان بیآورند. تاریخ مبارزات زنان در هر دوره سیاهی از حکومتهای استبدای توام با مبارزه برای برابری و آزادیخواهی و متشکل شدن بوده است و همیشه حکومتهای مستبد و مرد سالار را برای کسب مطالبات خود به چالش کشیده اند، زمانی که به حق و حقوق خود آشنا شده اند، با نیروی اجتماعی خود در پی گرفتن خواستهای خود بر آمده ، نابرابری خود را در مناسبات جامعه حاکم یافته نه در فرهنگ، و برای رفع مشکلاتشان فقط به نیروی متشکل خود متوسل نشده اند، نه به پلیس و ارگانهای سرکوبگر سیستم حاکم.

سوال رادیو پیام از کیان: خانم کیان ما در جامعه ایی زندگی می کنیم همانطور که در بحثها اشاره شد، مسئله احکام شرعیت در اون حاکم است و قانون – قانون اسلامی است، خیلی از جزئیات هم امر دخول و آزار جنسی، خیلی چیزها اصلا آزار جنسی محسوب نمیشود، مگر اینکه در واقع شهود باشد، مثل اینکه احتمالا دو تا مرد بیایند تائید بکنند که این تعرض با این شرایطی که قانون حامی در واقع کسانی که مورد تعرض قرار گرفته اند شما هم در صحبتهایی که کردی، این فقط شامل زنان نه، این همجنسگرایان، اونهایی که دیگر وضعیتشان احتمالا خیلی بحرانی تر از شرایط این چنین است. تا چه حد میشود با این قانون تلاش کرد که در واقع تغییرش داد که وقتیکه قانونی پیوند خورده با یک کلیت جامعه و بعد از این کلیت فرهنگ خودش را دارد میآره چقدر کار دشوار است؟

پاسخ کیان: ببینید من معتقدم همیشه حاکمیت را از جامعه جدا کنیم برای اینکه جامعه ایران در چهل و اندی سال قبل تغییر و تحولاتی اجتماعی شگرفی درش انجام شده که بعضی از آنها هم بخود انقلاب ربط دارد کلی بهر حال، شما با جامعه ایی مواجه هستی که درصد باسواد خیلی در آن افزایش یافته و تعداد دخترانی که دانشگاه میروند باسواد هستند، و برای همین فکر میکنم جامعه ما نسبتا جامعه جوانی است در مقایسه با خیلی از کشورهای غربی برای مثال: جامعه ایی که خیلی باز رو به دنیا. ببنید این شبکه های اجتماعی چقدر در جوانها بیشتر با آن رابطه دارند و تعریف می کنند و از آن استفاده میکنند، مطابق آمار بین المللی 70% جمعیت ایرانی دسترسی دارد به این شبکه های اجتماعی و برای همین من فکر میکنم اتفاقا جامعه ایرانی بسیار می تواند پذیرای این صحبتها باشد، پذیرای این جنبشی که راه افتاده باشد. خواستهای این جنبش باشد و البته بنظر من میشود در سطح جامعه این فرهنگ سازی انجام بگیرد اما قانون و بخش قانونی شما درست میگویی بسیار مهم هست، یعنی چنانکه قانون حمایت نکند از این تغییر و تحولات فرهنگی و بخواهد از متجاوزین دفاع بکند از فرهنگ مردسالار خوب طبعا تغییرات خیلی سخت تر خواهد بود . اگر اجازه بدهی، ما چند نمونه داریم که مبنی بر تغییر و تحولاتی که در خود قانون صورت گرفت، در سالهای دهه 1990 در سالهای 2000 زمانیکه یک دیالوگ مهمی وجود داشت بین بخشی از حکومت و فعالین زنان، چون آنموقع من در ایران بودم، زیاد میرفتم و می آمدم و تحقیق میکردم اینها را به چشم خودم دیدم. و یکی از اینها توی قانون تاثیر گذاشت مثلا سن ازدواج دختران از 9 سال به 13 سال رسید خوب اینها را میشود ادامه داد. بعد از آنهم خانمهایی بودند به جایی که خواهان افزایش حداقل سن ازدواج به 18 سال بودند و متاسفانه به جایی نرسیدند، منظورم این است که وقتی فشار اجتماعی زیاد میشود، وقتی که واقعا افراد جامعه از هر طیف و طبقه ایی دنبال این مسئله بیایند و خواهان آن بشوند، فکر میکنم حاکمیت خودش را نگه دارد در حکومت، یک جاهایی مجبور است امتیازاتی را به جامعه بدهد. بهمین دلیل من فکر میکنم که علیرغم اینکه بسیاری از مراتب قانونی، با شرعیت در آمیخته است ولی همین شرعیت فقط  مگر ایران است که مسلمان است تمام کشورهای دیگر را هم می بینید . همین ترکیه مسلمان نیستند، مگر خیلی از کشورهای مغرب مراکش، مسلمان نیستند و... خوب اینها چطوری آمدند با این مسئله برخورد کردند. با مسئله اسلام و اینکه تا چه حدی لازم است که اسلام به تغییر و تحولات اجتماعی توجه کند و خودش را با اون خواستها تطبیق بدهد و آیت الله عظام بن برای مثال آیت الله عظام صانعی را مثال بزنیم که فتوا دادند که سالهای سال قبل یعتی مبنی بر اینکه هیچ برتری مردان بر زنان ندارند، حتی گفتند زنان می توانند رهبر باشند، رهبر سیاسی بشوند، قضاوت کنند و غیره و ذالک... و برای همین اینجور هم نیست جامعه ایران تا اونهائیکه بنظر ما افرادی که منظورم آیت الله و غیره، من می توانم حتی اسم آیات الله های مختلف را برای شما ببرم که طرف زنان هستند، وقتی زنان با آنها در ارتباط قرار گرفتند به نفع زنان حکم دادند، مشکل، مشکل اسلام سیاسی است نه اسلام، مشکل ما کسانی است که بنام اسلام دارند حاکمیت می کنند و جز فساد و ارتشا چه چیزی را شما دارید می بینید که برتری طلبی و سلطه در واقع مردسالاری برای اینکه بتوانند خودشان را در حاکمیت حفظ کنند، بهمین دلیل، من البته جامعه شناس هستم با جامعه بیشتر، امیدم به جامعه ایران است و امیدم به این است که جامعه ایران بیش از پیش به دنیا باز شود و به تبعه اش میشود قوانین را کم کم تغییر داد.

نقد نویسنده:                                                                           

سوال من از خانم کیان این است، چگونه می توان حاکمیتی که با این درنده خویی که خود قوانین ضد بشری را وضع و تدوین نموده و بر جامعه احاطه کامل دارد از جامعه جدا نمود؟ البته من این را می فهم که خانم کیان بهیچ عنوان در طرح سوالی که ربط مستقیم به حکومت و حاکمیت پیدا میکند نمی خواهند پاسخ صریحی بدهند، ایشان خیلی آگاهانه و عامدانه فجایعی را که چهار دهه این رژیم نه تنها در رابطه با زنان بلکه در رابطه با تمام اقشار جامعه بر مردم روا داشته، از کنارش به آسانی گذشته، و مسئولیت آن را به جامعه و شهروندان آن برمیگرداند. شما اشاره ایی به انقلاب  ۵۷  میکنید، اما توضیح نمیدهی که این انقلاب چه دستاوردهایی داشت و زنان چه نقش تعیین کننده ایی در این انقلاب داشتند. حداقل نسل ما این انقلاب را دید و تجربه کرد ما مسئول هستیم که برای نسل جوان از دستاوردها و سرکوبهایش و اینکه زنان نقش اساسی در به سر انجام رساندن این انقلاب را ایفاء نمودند، سخن به میان آوریم. زمانیکه امپریالیستها و بخصوص آمریکا از هراس انقلاب و تغییر و تحولاتش در ایران و منطقه، جمهوری اسلامی را با عوامفریبی و زور سرکوب و چماق حاکم نمود و دستاوردهای انقلاب در مدت کوتاهی با وحشیانه ترین شکل به یغما برده شد، اولین حمله و سرکوب اوباشان جهل و خرافه حکومت جمهوری اسلامی ( همان حاکمیتی که شما اورا از جامعه جدا میکنی)  به اجتماع وسیع زنان در برگزاری هشت مارس صورت گرفت. از آن تاریخ مزدوران سرکوبگر جمهوری اسلامی انقلاب را در نطفه خفه کردند و حق نفس کشیدن را از مردم سلب نمودند. هزاران نفر از فعالین کمونیست و آزادیخواه را زندانی و به جوخه های اعدام سپردند و هنوز هم خانواده هایشان نتواسته اند گور عزیزانشان را پیدا کنند. از اینکه اظهار می کنی درصد بالایی از زنان و دختران جامعه ما باسواد هستند، شکی در آن نیست، این هم موفقیتی برای نسل جوان و جامعه است. اما مبارزه واقعی زنان بر علیه ستم طبقاتی و جنسیتی اشان از پشت میزهای دانشگاه شکل نمیگیرد، بلکه از واقعیتها و عینیتی که در جامعه نابرابر موجود است نشئت میگیرد. در سه خیزشی که بر علیه نظام حاکم صورت گرفته، زنان نقش خود را بخوبی و به شکل گسترده ایفاء نموده اند، من در یک بخش از این نوشته به آن اشاره خواهم نمود. من هم با شما موافقم که زنان ما پذیرای جنبشهایی هستند، اما نه از جنس جنبش " می توی ایرانی" که شما دنبال میکنید، جنبش زنان اعتبار خود را به اتکاء مبارزاتی که در طول سالهای حکومت فاشیستی جمهوری اسلامی انجام داده است، گرفته است. 

خانم کیان شما با هر استدلالی که بخواهید حاکمیت را از قانون ارتجاعیش مبرا نمائید، نمی توانید از این واقعیت گریز بزنید که شوادهد عینی نشان میدهد که نصفی از جامعه ایران یعنی زنان تحت حاکمیت ارتجاعی اسلامی با نهادینه نمودن قوانین قرون وسطایی ضد زن هر روز تحت تبعیض جنسیتی و طبقاتی قرار گرفته و تا کنون بهای سنگینی برای آن پرداخته اند.

شما  تقلیل سن ازدواج دختران را از ۹ به  ۱۳ از افتخارات تغییر قانون می دانی، در حالیکه بین سنین نه یا سیزده هیچ تفاوتی نیست، هر دو سن به یک میزان در رابطه با ازدواج ارتجاعی است، چرا از این سخن به میان نمی آوری که رژیم جمهوری اسلامی زیر پوشش شرع اسلام ، سوء استفاده جنسی از کودکان دختر را قانونی نموده، و در سالهای اخیر به مردان مسن اجازه داده با دختران ۹ ساله تا ۱۴ یا ۱۵ ازدواج نمایند. قانونی شدن ازدواج سرپرست خانواده با فرزند خوانده یکی دیگر از قوانین ارتجاعی است که به اجرا در آمده است.

خانم کیان برای تبرئه جمهوری اسلامی و شرعیت و جنایتهای ناشی از این مذهب از کشورهایی که مذهب اسلام بر آنها حاکم است نام میبرد. در این کشورها هم مانند ایران به علت حاکمیت مذهبی تمام قوانین قرون وسطایی را این نظامهای حاکم بخدمت گرفته اند و با اعمال دیکتاتوری عریان سیاسی، نظامی و مذهبی  به سرکوب هر صدای حق طلبانه ایی پرداخته اند، که بدون شک هر گونه سرپیچی زنان از این قوانین اسلامی با مجازات شدید روبره بوده که تا به امروز نمونه های آن را زیاد دیده ایم. انواع خشونت، تجاوز و اذیت و آزار جنسی بر زنان چه در محیط کار و چه در محیط زندگی روزانه باز تولید می شود و بیشترین فجایع غیر انسانی در مورد زنان بکار گرفته می شود. بی جهت نبود که با بروز طغیان های اجتماعی و نیز عروج جنبش های توده ای برعلیه نظام حاکم و رژیم های دیکتاتوری مذهبی دست نشانده در کشورهای پیرامونی زنان در صف مقدم مبارزات قرار گرفتند، به عنوان مثال در جنبش های توده ای کشورهای عربی ما حضور چشمگیر زنان را در این حرکتها دیدیم.  

خانم کیان با تفاوت قائل شدن بین اسلام و اسلام سیاسی نمی توان برای جمهوری اسلامی آبرو خرید. این حکومت با استفاده از همین اسلام و عوام فریبی چهل سال است جنایت میکند. با همین اسلام سیاسی که دقیقا بازتابی از همان اسلام است، دولتها با بکار بردن قوانین آن هر روز خشونت و تجاوز را بر زنان اعمال می نمایند. نمونه های این گونه قوانین را در کشورهای اسلامی مانند افغانستان و عراق و ایران و پاکستان و... که اسلام سیاسی در قدرت است و نیروهای مرتجع و واپسگرا دست بالا را دارند در قالب قوانین ضد انسانی سنگسار و اعدام و شلاق و ... می بینیم.  در کنار تجاوز و قتل های ناموسی،  و بی حقوقی اجتماعی دیگر از جمله: نداشتن حق طلاق یا حضانت کودکان و... و خودسوزی و اقدام به خودکشی از جمله خشونت هایی است که هر روزه به زنان ایرانی و افغانی و عراقی و کشورهای عربی.... تحمیل می شود. همچنین جنگهای محلی و قبیله ای مثلاً درعراق  با مبادله یک یا دو زن بین قبایل درگیر خاتمه می یابد. در جوامع پیشرفته هنوزهم زنانی وجود دارند که ناموس و شرف مردان تلقی می شوند و با این وسیله دائماً در معرض خشونت های جنسیتی وحتی قتل اند.  قاتل یا قاتلین تمامی دختران و زنانی که به دست پدر یا سایر بستگان خود به قتل رسیده اند، بر مبنای ماده های قانونی اسلام خود را مبّری از مجازات می دانند.

خانم کیان امیدشان را به اصلاح و تغییر قانون ارتجاعی جمهوری اسلامی بسته اند، اما توضیح نمی دهند این تغییر چگونه باید صورت گیرد.
سوال رادیو پیام از کیان: خوب من اینجا می خواهم یک سوال از شما بپرسم قبل از اینکه دور بعدی  و به پایان برنامه برسیم، وقتیکه اشاره میکنی بهر حال اسلام می تواند به نوعی احتمالا شاید برداشت من این بود میتونه پاسخگوی شرایط جامعه کنونی باشد، اشکال اسلام سیاسی است، وقتی این را نگاه می کنیم، در کشورهای همسایه هم مثل افغانستان، ترکیه- ترکیه هم این چند وقت پیش " پنار" در ترکیه را ربودند و کشتند. همان قتلها من سعی میکنم از قتلهای ناموس بردار ببُرم .  ولی بهر حال قتلهایی به این شکل و ما شاهد هستیم که اینها حضور دارند وقتیکه شما قرار است از اسلام مطرح بکنید، قوانین اسلامی را باید بیآورید مطرح کنید و این قوانین اسلامی، خوب آیا فکر نمی کنید در قوانین اسلامی زن وقتیکه نصف مرد محسوب میشود در همه موارد حقوق او هم نصف حساب میشود و حکومت اینجوری روی قانون اسلام بوده، فکر نمی کنی از اونجا می تواند شروع بشود؟

پاسخ کیان: من اگر اجازه بدهی پاسخم نه است من یک کتابی پارسال منتشر کردم بنام " زنان و قدرت در اسلام" که یک واقعا نگرش تاریخی از بدو اسلام تا کنون به مسئله زنان در اسلام است. و بسیار چیزها برای خودم مشخص شد که خودم نمی دونستم و یکی از اینها اتفاقا در اسلام اینجوری نیست که در ابتدا یک چیز باشد، اصلا اسلامی که امروز ما در مورد آن صحبت می کنیم تحت قوانین اسلامی در واقع از تقریبا 200 سال بعد از مرگ پیغمبر اینها شروع کردند تدوین اون چیزی را کردند که ما بهش میگویم قوانین اسلامی و تازه اونهم تغییرات زیادی داشته است. برای مثال زنان فاطمیون در مصر این زنان حقوق بسیاری داشتند حتی ارث برابر با مردها بوده است، حق طلاق داشتند و غیره و ذالک. اینهم باز بستگی به  این دارد باید واقعا یک نگرش تاریخی داشته باشیم به این مسئله و اسلام هم یک اسلام نیست، همان زمانیکه فاطمیون اون حقوق را به زنان میدادند، عباسیون حقوق زنان را از آنها پس میگرفتند، یا مثلا من به این رسیدم که سکینه نوه پیغمبر و دختر امام حسین بود یک زن آزاده ایی بوده و این را همیشه بما چیزی را نشان نداده اند، راجع به سکینه حتی گفته شده است که در کربلا به همراه امام حسین کشته شد، در حالیکه این واقعیت ندارد ایشان به سوریه رفته اند و از سوریه به جاهای دیگر رفته، و یک زن ازاده ایی بود که اولا با سواد بوده وقتی هم ازدواج کرده اولین چیزی که میگرفته حق طلاق بوده، تحت شرایط خاص اجتماعی قادر بوده تحت تمکین شوهرش قرار نگیرد، تمام اینها مال اوایل اسلام است . مثلا عمال میگویند که امام جماعت تمام خانواده پیغمبر بوده است چه زن و چه مرد از این مثالها خیلی زیاد میشه زد، برای همین و اصلا بنظر من این درست نیست که شما بیائید یک میلیارد مسلمان را در دنیا تحت سوال قرار بدهی یعنی این بحث، بحث جدی است. امروز ما باید ببینیم تحت شرایط خاص اجتماعی- اقتصادی سیاسی و فرهنگی و غیره جامعه ایران و اسلام شیعه که باز هم با سنی متفاوت است ما چطوری می توانیم در واقع این اسلامی که بهش میگوئیم اسلام حاکم را در واقع به نفع جامعه تغییر دهیم. این بنظر من بجز با فشارهای اجتماعی امکانپذیر نیست. اما اینکه ببینید من خودم یادم هست همین مسئله حجاب که شما مطرح می کنید امروز خیلی از زنها در ایران داخل گیومه بقول اینها بد حجابند و خودشان هم توی خیابان هستند و کس زیادی به انها کار ندارد. به شکرانه مبارزات خودشان. من یادم هست در زمان رفسنجانی در دهه 1360 و حتی خاتمی دو تار موش که بیرون بود آدم را توی خیابان اذیت میکردند. کلی الان زنان جوری خودشان مبارزه کردند که الان دیگر برای نیروهای امنیتی خرجش بالا است که بخواهند تمام این زنان را شما می خواهید که دو سه میلیون زن را دستگیر بکنند و اذیت بکنند چرا چون مردم حمایت کردند. می بینیم مبارزه اجتماعی پشت آن بوده است و خیلی وقتها مردم حمایت کردند. می بینیم وقتی زنی را آزار میدهند مردان می آیند و حمایت میکنند تمام اینها نشان دهنده این است که جامعه فعلی ایران هیچ ارتباطی با اون قوانین موجود قرون وسطایی به معنای کلمه است ندارد. خوب این تنشها باید به نفع طرفی حل شود من فکر میکنم با این دید تاریخی که دارم فکر میکنم به نفع جامعه این مسئله حل خواهد شد. بشرطی که همین جور که دوستان گفتند این مبارزات ادامه پیدا نکند نه اینکه هراز گاهی مثلا دختری از طرف پدرش کشته شود ما هی بیایم تو رسانه ها صحبت کنیم بعد هم با نفرت تمام بشود و برود. من در کشور فرانسه زندگی میکنم، کار میکنم شما فکر می کنید این حقوقی که زنان فرانسه دارند با تبق آوردند بهشان دادند یا اینها مبارزات بوده و هنوز هم ادامه دارد و بدون لحظه ایی غفلت. شما الان در اروپا می بنید یک لحظه غفلت، حقوق زنان از آنها پس گرفته میشود. ما همه اش باید در این مبارزه باشیم و آگاه باشیم و بشکل جنبش متداوم مطرح کنند که تاثیرگذار باشد. 

نقد نویسنده:

خانم کیان  شما بعنوان یک جامعه شناس و قطعا بنا به اشرافی که نسبت به روابط و مناسبات حاکم جوامع مختلف، بویژه جامعه ایران داری، لااقل این انتظار از شما میرفت، که  در کنار کار تحقیقی خود  در رابطه با نظام پوسیده و ارتجاعی اسلام نگاهی هم به تغییر و تحولات انقلابی که در کشورهای دنیا صورت گرفته بیاندازی، البته با توجه به تحصیلات دانشگاهی ات و زندگی در فرانسه فکر نمی کنم این بدوراز انتظار نباشد. بخصوص شما  در کشوری زندگی میکنی، که تاریخ پر افتخار کمون پاریس را پشت سر گذاشته است، و مبارزه زنان کمون برای آزادی و برابری الگوی ویژه ای را از نظر تاریخی در مبارزات زنان جهان ثبت و به خود اختصاص داده است.  قطعا این مصاحبه شما بعنوان شخصی که کسب کرسی در دانشگاه فرانسه را تحت عنوان استاد جامعه شناسی و رئیس مرکز تحقیقات جنسیتی ات در دانشگاه پاریس، را کسب کرده، وقتی در همچنین مصاحبه ایی با عقب مانده ترین و واپس گراتیرین افکار و بینش اجتماعی و سیاسی به عنوان سخنران ظاهر شده و خود را فعال مدنی و حقوق اجتماعی زنان معرفی می نماید، بی شک توجه همگان بویژه زنان ایران را به خود جلب خواهد نمود. بطور قطع این بینش شما یکشبه بوجود نیآمده بلکه کاملا به منافع طبقاتی شما گره خورده است، این تفکر عقب مانده بورژوایی را طیفی تحت نام لیبرال فمینیسم با خود یدک میکشند، که بعنوان نمونه می توان مشخصا از خانم شیرین عبادی برنده جایزه نوبل هم نام برد. وقتی نظرات ایشان را دنبال نمودم در رابطه با "جنبش می توی ایرانی " دقیقا با شما هم نظر هستند. ( نظرات خانم شرین عبادی در پاورقی این نوشته درج شده است) . گرایش راست و رفرمیستی جنبش زنان که شما آن را نمایندگی میکنید بار اول نیست که نمایندگان مرتجعی مانند شما را به جلو صحنه میفرست، اما هر بار به همت مبارزات گرایش چپ و رادیکال جنبش افشاء و به عقب رانده میشود. بخصوص در این دوره که جامعه ایران سه خیزش را پشت سر گذاشته و زنان نقس بسیار برجسته ایی در این مبارزه داشته اند، حنای شما حضرات و گرایشتان دیگر برای جنبش زنان رنگی نخواهد داشت. 

خانم کیان باید به استحضار شما برسانم که از سالها قبل اصلاح طلبان ازطریق فمینیسم اسلامی تلاش نمودند جنبش زنان را در چهارچوب قانون اسلامی محصور کنند و لیبرالها با راه اندازی کمپین یک میلیون امضا و برجسته کردن برخی از آزادیهای مد نی در قبال زنان معضلات اساسی زنان را  لاپوشانی کردند. اکنون و با گذشت دو دهه از عروج جنبش توده ای ۸۸ علیه رژیم اسلا می هم اصلاح طلبان و هم لیبرالها با پی بردن به پتانسیل  عظیم جنبش زنان و نقش آنان در مبارزه برای آزادی در تلاش برآمدند از آن برای استراتژی خویش استفاده نمایند.  

دفاع شما از اسلام و مترقی جلوه دادن اسلام من را به یاد فاجعه داعش میاندازد، آنها هم به نام اسلام فجایعی آفریدند، همتراز با جمهوری اسلامی . حتما شما هم حافظه تاریخیتان خوب یاری میکند و بیاد داریی، که داعش ، بربریتی که در منطقه ظاهر شد، در درجه اول قربانیانش را از میان دختران و زنان جوان گرفت و سنتا الگوی پیش کسوتانش را  همچون جمهوری اسلامی و طالبان و...بجا می آورد . چند ماه بعد از فاجعه داعش طبق گزارشی که از سازمان ملل منتشر شد و در آن قید شده بود هنگام تصرف منطقه ای توسط داعش اسرا دسته بندی می شدند، ابتدا بر حسب جنسیت و سپس بر حسب سن به چند گروه تقسیم شدند. مردان و جوانان بالای چهارده سال را اعدام می کردند. زنان و دختران را برهنه کرده و بر حسب باکره بودن و جوان بودن گروهبندی می شدند و هر یک بارها مورد تجاوز جنسی مردان داعشی قرار می گرفتند و در صورت مقاومت زنده زنده آنها را در آتش می سوزاندند. برای هر یک نرخی تعیین می کردند و در بازار بفروش می رساندند. نماینده سازمان ملل در امور مربوط به تجاوز زنان در گزارش خود اعلام کرد که زنان جوان در عین حال وسیله ای برای جذب عضویت مردان جوان در داعش بودند. یکی از زنان فراری از منطقه تحت اختیار داعش اعلام کرد که طی یکروز ۲۲ بار مورد تجاوز جنسی قرار گرفت.        

   داعش که با نام اسلام با اینهمه توحش و بربریت در منطقه ظاهر شد نه اتفاقی بود و نه بطور فیزیکی و ناگهانی بساطش جمع شد. داعش در شرایط عینی خاصی که منطقه بخود گرفت و سرمایه داری منافعش بخطر افتاد ظهور کرد. داعش امکاناتش را از کشورهای اروپا تهیه کرد، توسط امریکا برسمیت شناخته شد، شیخ نشین های لندن نشین عربستان و حوزه خلیج فارس تغذیه و اسلحه اش را تامین کردند ، بارزانی و دولت اقلیم کردستان نفتش را فروخت و ترکیه از برکت نفت خریداری شد ه ساپورت و حمایتش کرد، اسد و روسیه و ایران حمایتش کردند. زمانیکه جنبشهای توده ایی در منطقه اوج گرفت، از ترس تغییر و تحولات انقلابی هم به جنگ در سوریه دامن زده شد، هم انواع گرایشات اسلامی و مرتجع در منطقه سر بر آوردند که داعش یکی از آنها بود. فاجعه شنگال، که ساکنان آن هم غافلگیر شدند و هم از خود نیروی مسلحی نداشتند ، داعش را بعنوان بربریت آشکار به انظار عمومی جهان شناساند. این نمونه های مشخصی از اسلام است که شما از آن دفاع می کنید و نشر کتاب و تحقیقتان در این زمینه از افتخارتتان. اما اینجا جا داشت به زنان ایرانی، شجاعت و آزادگی زنان کوبانی را تبلیغ و معرفی کنید، نه سکینه دختر پیغمبر و قوانین ۱۴۰۰ ساله بربریتش که زندگی نصف یک میلیارد مسلمانی که از آن نام میبری و زن هستند را به بردگی و قهقرا کشانده است.

درجنگ مقاومت ۴ ماهه کوبانی زنان رزمنده و آزاده ایی که دوش به دوش مردان برای آزادی و برابری جنگیدند و مبارزه کردند، حماسه آفریدند. در جهانی که زنان در نابرابری جنسیتی و طبقاتی بسر میبرند و در هیچ عرصه اجتماعی، اقتصادی و سیاسی با مردان برابر نیستند، زنان کوبانی با مبارزه، مقاومت و استقامت استراتژیکی برابری مرد و زن را در برخی عرصه ها به اثبات رساندند. اینها به تمام رجز خوانها و مدافعان بورژوا طرفدار حقوق زن ثابت نمودند که برابری زنان با مردان در عرصه های اجتماعی و اقتصادی تنها با مبارزه و حضور مستقیم و دخالتگری زنان بدست خواهد آمد. زنان کوبانی با رشادت و ذکاوتی که در این مبارزه از خود نشان دادند سمبل آزادگی و برابری اند و الگویی برای تمام زنان دنیا خواهند بود!                                     

جمهوری اسلامی هم با طرح و برنامه امپریالیستها برای به شکست کشاندن انقلاب ۵۷ در راس حکومت قرار گرفت، و اولین حمله داعشی خود را به زنان در اولین مراسم ۸ مارس ۵۸ و سپس به نیروهای کمونیستی و انقلابی و آزادیخواه نمود، که هزاران نفر جان باختند، هنوز هم این توحش و بربریت ، دستگیری ، زندان و اعدام تا به امروز ادامه دارد.

حال خانم کیان سوال من از شما این است، حکومتی با چنین مختصاتی را چطور می توان قوانیش را تغییر داد و از تجاوز و اذیت و آزار و خشونت برعلیه زنان کاست؟ باید تاکید کنم  تجاوز فقط عملی فیزیکی بین تجازوگر و شخصی که مورد تجاوز قرار میگیرد نیست، بلکه تجاوز جزء لاتجزای قوانین اسلام است، قانونی که اصل تمکین در آن به مرد اجازه تجاوز به همسرش را می دهد و زن نیز باید در برابر این تجاوز مطیع باشد ( اصولا این تجاوز حق مسلم مرد است) . قانونی که در آن تجاوز به کودک مجاز است، آیا انتظار دیگری از آن می توان داشت؟ اما این هم خاتمه ماجرا نیست. تجاوز صرفا امری جنسی نیست. تجاوز، خشونت و تحقیر است. حجاب اجباری با شعار" یا روسری یا توسری " و به زور اسید و چاقو و اسلحه اوباش حزب الله و خواهران زینب یکی از کریه ترین شکل خشونت است که زنان به علت رعایت ننمودن و اعتراض به آن بالاترین اهانتها و شکنجه و زندان را متحمل شده اند. که شما امروز اشاره میکنی که زنان در دوران خاتمی و رفسنجانی اگر تاری از مویشان بیرون بود، به بدترین شکل مورد تنبیه و اهانت قرار میگرفتند ، اما امروز بمراتب حجاب زنان بهتر شده و کسی زیاد به آنها کاری ندارد، چون دولت نمی تواند برای بد حجابی دو میلیون زن هزینه کند و پشتوانه این مسئله مبارزات خود زنان بوده است.

مشکلاتی که امروزه زنان ایران با آن دست و پنجه نرم می کنند نه مشکلات فرهنگی بلکه مشکلات اقتصادی است. طبق آماری که چند سال پیش ارائه شده فقط ۱۷ درصد زنان شاغل هستند، که قطعا الان درصد کمتر از این است وچیزی حدود ۸۳ درصد بیکار هستند. این درصد از زنان از نظر اقتصادی یا وابسته به شوهرانشان هستند  یا خانواده ها یشان. به احتمال زیاد درصدی از اینها زنهایی هستند که از همسرانشان جدا شده اند یا آنها را از دست داده اند. خیلی ساده است تصور نمود با این مشکلات عمیق اقتصادی زنان با چه فجایعی روبرو هستند. آنها مجبورند بیشتر تمکین کنند حق اعتراض ندارند وهر اعتراضی مواجه خواهد بود با سرکوب. اختلا فات خانوادگی به علت فشارهای اقتصادی به اوج خود خواهد رسید. به این دلیل که با تورمی که امروز در ایران حاکم است حداقل باید دو الی سه نفر کار کنند تا یک زندگی حداقل تامین شود. در مورد درصدی که امروز تعدادشان هم کم نیست هیچ منبع درآمدی ندارند. معلوم است که برای امرار معاشان مجبورند چکار باید بکنند چاره ای جزء تن فروشی ندارند. این درصد بالا از زنان با این شرایط اسفناک اقتصادی از قبل به طبقه ای تعلق دارند که هر روز برای زنده ماندنش مجبور است نیروی کارش را بفروشد. این آن جامعه طبقاتی است که مسایل بنیادی اقتصادی- انسانهای آن جامعه را به دو طبقه کار و سرمایه تقسیم می کند. طبقه ای که استثمار می کند و طبقه ای که استثمار میشود. امروز درصد بالایی از زنان ایران جزء این طبقه استثمار شونده هستند. بهمین دلیل است که زنان از دو زاویه مورد ستم قرار می گیرند ستم طبقاتی و ستم جنسی.

بدون توجه به ستم طبقاتی و فقط ستم جنسی را در نظر گرفتن این دقیقاً به این معنی است. جامعه را با تضاد طبقاتیش پذیرفتن، مالکیت خصوصی را محترم شمردن مالکیتی که تمام نابرابریهای یک جامعه بخصوص زنان ریشه در آن دارد تا زمانیکه این مالکیت امحاء نشود زنان از ستم طبقاتی و جنسی رها نخواهند شد، دقیقا رفع تجاوز و اذیت و آزار هم گره خورده به از بین بردن این مناسبات سرمایه داری.

از آن تاریخ تا به امروز که چهار دهه از عمر ننگین سرمایه اسلامی میگذرد، زنان آزادیخواه تا به امروز با پرداختن بهای سنگین برای خواسته های اجتماعی و سیاسی و اقتصادیشان مبارزه کرده اند و صحنه را ترک نکرده اند.

من در اینجا نقدم را به خانم کیان خاتمه میدهم و با خانم دهکردی شروع میکنم.

سوال رادیو پیام از دهکرودی: خانم دهکرودی بحث از تجاوز هستش و بعد آزار جنسی آیا اینها از دید شما متفاوت است؟ آیا تجاوز جنبه های فیزیکی دارد و آزار جنسی می تواند حتی در نگاه و رفتار باشد، یا مسائل دیگر؟ البته جامعه ایران همچنان در صحبتها اشاره شد همه جا آزار جنسی می بینیم. بهر حال بخشی از آن "جنبش می تویی" که خانم کیان هم به آن اشاره کردند نشان میدهد ابعاد زن آزاری ابعاد گسترده ایی است. بگذار من تصیحح کنم الزاما زن نیست، کودکان و مردان، مردان هم به این شکل دارند آزار می بینند و ما در "جنبش می تو" هم این را دیدیم. این را در فرهنگ ایران به چه شکل میشه نگاه کرد وقتی داهیه شوم مردسالاری را ما در آن جامعه با پوست و گوشت و استخوان خود داریم حس میکنیم؟

پاسخ: قطعا که در تعریف متفاوت هستند، متاسفانه یک اشکال بزرگی که وجود دارد همانطوریکه خانم کیان اشاره نمودند مسئله آموزش و آگاهی است ما در جامعه ایران هیچوقت در هیچ مقطعی، چه زمانیکه بچه ها کوچک هستند و در بستر خانواده دارند بزرگ میشوند و چه زمانیکه وارد مدرسه و دانشگاه میشوند هیچگونه آموزشی در زمینه آموزشهای جنسی بطور سیستماتیک نمی بینند، کودکان و زنان و مردان ما خیلی از مردان ما که الان به تجاوز و آزار جنسی متهم شده اند، من از خیلی از آنها روایتهای مختلفی گرفته ام و پیغامهای متعددی گرفته ام که ما اصلا ما نمیدانستیم این کاری که میکنیم آزار است . اگر یک نفر د لش نمی خواهد یک دعوت شام عاشقانه با ما بیاید این اصراری که به او میکنیم این خودش یک وجهه ایی از آزار است. آزار و تعرض را همه با هم قاطی میکنند همه را با یک هشتگ در فضای مجازی می بینیم که منتشر میشه، بهمین دلیل روایتها از طرف افرادی که منتشر میشود نمی خوانند بخاطر اینکه می گوید مثلا طرف تو را لمس کرده  و دست زده پشت کمرت و تو میگویی این بهم تجاوز شده است. این تفکیها قائل نمیشود چون افراد آموزش ندیده اند، اطلاع ندارند از اینکه اینها با هم متفاوت است، از طرف دیگر مرز رضایت و عدم رضایت را هم، ما خیلی وقتها نمی دانیم.

نقد نویسنده:

خانم دهکردی زمانیکه خشونت، تجاوز و اذیت و آزار جنسی ریشه در مناسبات نابرابر یک جامعه دارد، نمیشود مسئله را با یک آموزش دادن حل نمود. آموزش در رابطه با هر موضوعی بجا و تا حدی کمک خواهد نمود، اما تمام اصل ماجرا نیست. نظام سرمایه داری نظامی خشونت زا و نابرابر است، که قطعا جمهوری اسلامی هم از آن مستثنی نیست. نظامی است که، هر روز با استثمار فرد از فرد و حفظ مالکیت خصوصی برای حفظ منافع طبقاتی خود، ستم و خشونت را تولید و بازتولید می کند. خشونت از نوع تجاوز و اذیت و آزار گرفته تا بقتل رساندن یک پدیده سراسری است و مختص به یک منطقه جغرافیایی نیست، از افغانستان و عراق، ترکیه و ایران ... تا کشورهایی نظیر سوئد و فرانسه و آمریکا و ... سایر جوامع پیشرفته سرمایه داری هر روز ما شاهد بروز خشونت های دولتی و سازمان یافته و اقتصادی، فرهنگی و زبانی هستیم. آمار صندوق جمعیت سازمان ملل متحد، تخمین زده است که هر ساله ۵۰۰۰ زن در سراسر جهان توسط خانواده های خود به دلایل ناموسی به قتل می رسند. از هر ۵ نفر زن یک زن در زندگی خود مورد تجاوز و یا در معرض تهدید به تجاوز قرار گرفته است. اینها بیشترشان ممالکی هستند که به گفته شما از بچگی در رابطه با مسائل جنسی آموزش دیده اند، پس چرا این اتقافات آنجا هم می افتد؟

خانم دهکردی مسئله تمکین زن از هر جهت در مقابل مرد تا به تمکین جنسی میرسد، تنها متعلق به جامعه ایران نیست. بلکه این بر میگردد به جایگاه زن در نظام طبقاتی سرمایه داری و نگرش جامعه مردسالار به زن بکه یک نگرش کالایی است. نظام مردسالار و مردانی که از طریق قوانین این نظام حمایت میشوند می توانند از این کالا به هر طریقی بهره برداری کند. سهم زنان در این روابط کالایی تمکین به روابط جنسی، خشونتِ سازمان‌یافته‌ی دولتی و متعاقبا خشونت خانگی و اجتماعی است که روزانه اکثریت زنان مستقیما آن‌‌ را تجربه‌ می‌کنند؛ گسترش تجاوزجنسی چه از طرف همسر باشد یا شخص غریبه، قتل، قتل ناموسی، تن‌فروشی، تحقیر، توهین و تهدید و ... گسترش بی‌سابقه‌ی بهره‌برداری کالایی از بدن‌های زنان، نمایاندن "زیبایی زن" تحت عنوان به نمایش گذاشتن آن و سود آوری، نقش مادری به عنوان تنها هویت‌ زنان، مجادله بر سر نحوه‌ی کنترل بدنشان با پوشش یا حراج کردنش به وسیله‌ی دولت یا مذهب یا عرف یا فرهنگ یا تقاضای بازار و یا حتی صرفا تمایل شخصی مردان، مجادله بر سر حق کنترل بارداری و یا پایان دادن به آن و ... و بدین ترتیب بدن زنان کالایی است که هر روزه عرضه و قیمت‌ گذاری می‌شود.

درکشورهای پیشرفته صنعتی که زنان و مردان آموزش داده شده اند و زنان به برابری صوری و حقوقی با مردان دست یافته اند ، هر روزه دهها و صدها زن قربانی خشونت و آزار و ستم جنسی قرار می گیرند. در کشور سوئد که سیاستمداران حاکم بر آن مدعی برابری زن و مرد در جامعه هستند طبق آمار رسمی سالانه بیست زن در اثر خشونت خانگی بقتل می رسند و در اروپا رسما ازهرهفت نفر یک زن مورد خشونت خانگی قرار می گیرد.  نظام سرمایه داری با تضعیف مردسالاری در جامعه نه تنهاهمراه نیست، بلکه در هر لحظه آن را به اشکال مختلف باز تولید می کند و در جهت سود آوری بیشتربه آن دامن می زند. زنان در ازاء کار برابر با مردان دستمزد پایین تری دارند. سرمایه داری نه تنها از کار ارزان زنان سود های کلانی به جیب می زند بلکه آنها رادربازار تجارت سکس و انواع روش های اجبار تن فروشی جهت سود آوری بکار می گیرد . با عصر انفورماتیک و استفاده از تکنولوژی سطح تجارت تن فروشی زنان دیگر حتی صدای مدیای رسمی سرمایه را نیز در آورده است. زنان بیکار، مادران جوان و زنان مهاجر که ازکشورهای پیرامونی به اروپا آمده اند اولین قربانیان تجارت تن فروشی را تشکیل می دهند.

سوال رادیو پیام از دهکردی: خانم دهکردی اینکه آنی و آتی چه حرکتهایی باید باشد که خانم کیان ادامه این اعتراضات را بشکل یک جنس متدوام مطرح کردند که بتواند تاثیرگذار باشد خواستم نظر شما را هم در این رابطه بشنویم.

پاسخ دهکردی: در تائید صحبت خانم کیان در مورد تفکیک حاکمیت در جامعه من با ایشان صد در صد موافقم. شما می بینید الان در ماجرای روایت تجاوز کیوان امام وردی بدون اینکه شاکی خصوصی وجود داشته باشد بازداشت ایشان صورت گرفته است. چرا به دلیل اینکه روایتهای متعددی مطرح میشود و سر و صدایی ایجاد شد. من نمی گویم الان این برخورد احتمالا با بقیه اتفاق نمی افتد شما اگر دقت بکنید مثلا آدمهایی که اسم بزرگتری دارند، سایه قدرت گسترده تری دارند مطمئنا با این واکنش از طرف قوه قضائیه روبرو نخواهند شد. اصلا امکانش نیست، حتما باید شاکی خصوصی وجود داشته باشد، حتما باید سلسله مراتب طی بشود. اما من می خواهم این را بگویم که تلاش جامعه در مورد اون فرد نتیجه داد. یعنی من در واقع چیزی که می خواهم اینجا اضافه بکنم و صحبتم را تمام بکنم اینکه بعنوان شهروندان مسئول ما باید علاوه بر اینکه گوش شنوای آزار دهندگان و تعرض کنندگان تجاوزها باشیم، از یک مسئله باید حتما حواسمان باشد، در هر موقعیتی هستیم از فعالان تا افراد عادی، روزنامه نگاران، هنرمندان، همه کسانیکه بشکلی درگیر این ماجرا هستند حواسمان باشد قربانی نکوهی نکنیم. این اتفاق ترسناک است اینکه شما زنانی را صرفا بواسطه اینکه بنظر شما روایتشان باورپذیری نمی آید، صرفا بواسطه اینکه اسم کسی را می آورند که بنظر شما خیلی آدم خوبی بوده، رابطه اش با شما بدون مشکل و سلامت بوده سرکوب می کنید و می گوئید این باور پذیر نیست این امکان پذیر نیست این چیزی که شما دارید اتهام است، این چیزی که شما دارید میگی به پوشش تو مربوط میشود عکس اللملی است که از یک ذهنیت بیمار می آید و خیلی وقتها می خواهد قدرت نمایی کند. خیلی وقتها می خواهد در واقع بگه حرف من، در واقع اگر می خواهید کاری را برایت انجام بدهم، باید به خواسته من تن بدهی. قربانی نکوهی را کنار بگذاریم. گوش شنوای افراد آسیب دیده و آزار دیده باشیم . مطالبه را فراموش نکنیم، این چیزی است که بنظر من در این مقطع زمانی جوابگو است، و گرنه مطمئنا تغییر قانون در نظام خیلی براحتی رخ نمیدهد و آسان بدست نمی آید. این مسئله یک پروسه بلند مدتی خواهد بود.

نقد نویسنده:

خانم دهکردی زنان آسیب دیده مورد تجاوز و اذیت و آزار جنسی نیاز به شنونده های خوبی ندارند، نیاز به انسانهای آزاده و سوسیالیستی دارند ک ضمن همراهی با آنها راهکار نشان دهند. راهکاری که سرانجامش به آگاهی طبقاتی و متشکل شدن بر علیه هر قانون زن ستیز و نابرابر ختم شود. من بیش از این به سخنان خانم دهکردی نمی پردازیمِ از آنجائیکه ایشان به عنوان یک ژورنالیست مدافع بورژوازی با خانم کیان هم نظر هستند، در نقدی که به خانم کیان شد قطعا پاسخ ایشان هم داده شده است. با پرداختن کوتاه به مصاحبه دوستمان مریم از ایران و یک جمعبندی مطلبم را به پایان میرسانم.

سوال رادیو پیام از مریم: خانم مریم سوال من به این شکل است چرا می خواهید ناشناس بمانی و چه مسائل و یا عوامل بازدارنده ایی هست که شما براحتی بتوانید تعرضهایی را که تجربه کرده ای و یا مشاهده کرده ایی را با جامعه مطرح کنی؟

پاسخ مریم: اون چیزی که اکثر ما بطور ناشناس مطرح می کنیم تجاوز و تعرضی است که بر ما رفته و مهمترین دلیلش این است که قوانین بر ضد ما است. همیشه انگشت اتهام به طرف آن آدم است که مسئله را بیان میکند از دل این قوانین ضد زن و ضد انسانی است می آید. آدمهایی که معترض و متجاوز هستند پشت اسمهای بزرگشان قایم شدند خیلی راحت می توانند با احساسات آدمها بازی کنند. با دیدن یک ویدئو و یک بیانیه یا هر چیز دیگری، بهر حال می دانند دارند چکار دارند میکنند با اطرافیانشان. خوب اون کسی که می نویسد اسم اشخاص را میبرد . پوشش خبری بیشتر بطرف متجاوز میرود تا آنکسی که مورد تجاوز قرار گرفته است بخصوص که جنسیت زن باشد. 

سوال رادیو پیام از مریم : خانم مریم ما باز هم تمرکز میکنیم روی مسئله فرهنگ در جامعه ایی که اگر شما مورد تعرض قرار بگیرید، حتی خانواده خودتان هم به اون گوش نمی کنند و معتقدند که حتما تو یک کار خطایی کردی که باعث شده این ااتفاق بیافتد و تحریک کردی. هنوز راجع به پریود زن ، دوران نقاهت او تابو هستش و صحبتی راجع به آن نمیشود. من یک آماری را خواندم که تعداد زیادی از زنان قوز دارند به دلیل اینکه نمی خواهند برجستگی سینه هایشان پیدا بشود، یک حالتی را نگه میدارند که این باعث خمیدگی کمر میشود، ما با فضای اینطوری روبرو هستیم وبعد از چهل سال و اندی است که جامعه را با پوشش اسلامی و غیره، طوری بیان کرده اند که گویی این شما هستید که اگر یکذره دستت پیدا باشد، مردها که غریزه جنسی خیلی تحریک آمیزی دارند. من نمی فهم اینها از کجا می آید ولی تحریک میکند. با چنین فرهنگی چگونه باید مبارزه کرد؟ من هم باز بر میگردم عمق این مبارزه کجا است؟

پاسخ مریم: در واقع من فکر میکنم که مهمترین مبارزه ما نه با فرهنگ بلکه با همین قوانین و در واقع شرعیت و حالا در واقع مذهبی است که یک چنین احکامی را صادر میکند و قوانینی که در واقع اجرا میشوند. توی این کشور و این موجی که هم راه افتاده است چون موجی است که خیلی پر هزینه است یعنی زنان زیادی دارند هزینه میدهند بابتش. حالا اسامی که آورده میشود قطعا داستانی نیست که فقط یکسری اسامی برده شود، یکسری در واقع قصه ها تعریف شود و تمام ماجرا این است که همه ما به تمام این قوانین معترض هستیم، و همه ما کسانی که در واقع داریم بیان می کنیم مسئله را معترضیم، به قوانین معترضیم، به مذهبی که تا این حد توی همه چیز ما در این مملکت دارد نقش ایفاء می کند و بابتش هم توی این موج عظیمی که براه افتاده است، زنان برایش هزینه میدهند، چون بهر حال تو ممکنه با خیلی اسامی طرف بشی که خیلی اسمهای بزرگی باشند یا حتی همه چیزی که خودتان گفتی، در واقع زنیکه مسئله ایی را تعریف میکند، باید با خانواده اش، با اطرافیان نزدیکش هم طرف بشود، چون میدانیم که خیلی از این تعرضات و تجاوزات همینطور که خودتان اشاره کردی، خانوادگی و فامیلی است و یا از طرف اشخاص نزدیک است در دوران کودکی و غیره است. تو وقتی خودت را بیان میکنی خوب خانواده هم قطعا موافق این ماجرا نیستند، چون علاوه بر حسب قوانین که هست که البته من معتقدم یعنی از همون ناشی میشود. بحث بر سر آبرو و غیرت و ناموس و غیره... و من الان می خواهم اشاره بکنم، زهرا نوید پور که ما نباید یادمان برود در واقع تاوانی که زنان ایران میدهند بابت بر ملاء کردن تجاوز و تعرض. اتفاقی است که برای زهرا نوید پور افتاد و این زن کشته شد و بقتل رسید و در نتیجه نباید پا پس کشید و بنظر من باید جلو رفت تا جائیکه بتوانیم در واقع شرایط را بهتر بکنیم و شرایط را تغییر بدهیم. 

سوال رادیو پیام از مریم: خانم مریم تا چه حد بعنوان یک فعال حقوق زنان در داخل امیدوار هستی که حقوق زنان از پوسته جامعه فعلی و بهر حال حکومت و قوانین فعلی بتواند بیرون بیاید و موفق شود.

پاسخ مریم: من فکر می کنم که با وجود این حاکمیت در واقع هیچ تردیدی یعنی هیچ بخواهیم امید ببندیم به اینکه این قانون بخواهد اصلاح شود یا بخواهیم چیزی را تغییر بدهیم با وجود کل سیستم بنظرم حرف خنده داری است و مخصوصا با این همه هزینه ایی که زنها دارند پرداخت میکنند، همانطوریکه دارند می پردازند. همانطوریکه می بینید و اخبار را می شنویم الان اکثر فعالین حقوق زنان زندان هستند و گروهای فعالی که توی ایران در واقع اسم و رسمی دارند و فعالیت میکردند همه حکم دارند. یعنی همه یکجورهایی زیر ضرب هستند و دارند تاوان پس میدهند و خوب این تاوان قطعا یک اصلاح کوچک یا یک تغییر کوچک نیست. در واقع آنچیزی که ما می خواهیم آلترناتیو خودمان را داریم و می دانیم که چه می خواهیم به چی برسیم. ولی اون چیزی که ما می خواهیم این حاکمیت بهیج عنوان نمی تواند بما بدهد.

نویسنده:

خانم مریم دقیقا در مصاحبه اشان با ستمی که به عنوان یکزن بر ایشان رفته، در تقابل با خانم کیان و دهکردی چند بار به صراحت بیان میکنند که با تغییر قانون و امید بستن به تغییرات از بالا نمی توان این توحش را که زنان تا الان بهای سنگینی برای آن پرداخته اند کنار زد. ایشان بسادگی اما با تجارب با ارزش بدون اینکه توهمی به این سیستم و مناسبات سرمایه داری داشته باشند، بیان میکنند که ما آلترناتیو خودمان را داریم، که این آلترناتیو بجز تغییر بنیادی در نظام حاکم نخواهد توانست زنان را از اینهمه ستمی که بر آنها تحمیل شده رها سازد. من هم خوشحالم که دوستان عزیز زن فعال و ستمدیده ما در داخل از افق روشن و آنچنان آگاهی برخوردارند، که نه تنها توهمی به این رژیم ندارند بلکه گرایش راست و رفرمیستی لیبرالی هم نمی تواند بر مبارزاتشان سایه افکند. من خودم بحثم را هم جهت و هم سو با این عزیزان می بینم، هر چند فرسنگها با هم فاصله داریم، اما نکات مشترک مثل هم اندیشیدن ما را آنچنان بهم نزدیک میکند، که در یک سنگر مبارزاتی برای رفع ستم طبقاتی و جنسیتی باهم برعلیه تمام قوانین جهل و خرافه و هر گرایشی که این قوانین واپسگرا را حمایت میکند به مبارزه برخیزیم.  

جمعبندی:

ما شاهد بودیم که زنان در جنبش توده ای ۸۸ زنان در صف مقدم اعتراضات چند میلیونی قرار گرفتند و خیابانهای شهر را به اختیار خود در آوردند. و با حرکت ومبارزه خود نشان دادند که دیگر ابزار پیش برد سیاست های اصلاح طلبان رژیم کار ساز نیست. آنها از سیاستهای اصلاح طلبان و لیبرالها عبور نمودند و با مبارزات رادیکال خود نشان دادند که بدون تعرض به مناسبات سرمایه جمهوری اسلامی نمی توان خواهان حل مسئله زن بطور واقعی شد.

در خیزش دیماه ۹۶ که بمدت ده روز بطول انجامید، زنان در صف مقدم با تمام توان برعلیه ارتجاع جمهوری اسلامی به مبارزه بر خاستند، از دستگیر شدن، زندان و اعدام نهراسیدند و با زیر سوال بردن جناحهای حکومتی خواهان سرنگونی جمهوری اسلامی شدند.

در خیزش آبانماه ۹۸  که شورش گرسنگان بر علیه جمهوری اسلامی سطح خیابانها و هر کوچه و برزنی را بخود اختصاص داد، زنان با تمام وجود در صحنه مبارزات بودند. جمهوری اسلامی با قساوت و بیشرمی تمام، و ترس از این حرکت سراسری به صف اعتراض کنندگان شلیک کرد، بیش از ۱۵۰۰ نفر کشته شدند و تعدادی بیشتر از ۸۰۰۰ نفر دستگیر شده اند، که هنوز خانواده های این دستگیر شدگان از وضعیت آنها بیخبرند. جنازه تعدادی از این افراد که شامل زنان هم میباشد در حاشیه شهرها در آب رودخانه ها و یا بطور سوخته تا کنون پیدا شده است.

زنان در سطح جنبشهای اجتماعی از جمله: جنبش زنان و دانشجویی با حضور فعال و مبارزه ایی پیگیر به جمهوری اسلامی ثابت نمودند که با پایمال نمودن حق و حقوق زنان و به شمار نیآوردن آنها درعرصه های اجتماعی نخواهد توانست خط بطلان بر آنها و مبارزه اشان بکشند.

زنان تمام عرصه های مبارزاتی را بخود اختصاص داده اند، زنان زندانی جنبشهای اجتماعی و حامیان جنبش کارگری مقاومت و استقامتشان در مقابله با شکنجه و حکمهای سنگین، سرکوبگران جمهوری اسلامی را به استیصال واداشته است.     

خانم کیان و دهکردی مبارزات زنان، ممنوعیت ها و خط قرمزها را پشت سر گذاشته برعلیه قوانین ارتجاعی مذهبی و برعلیه پوشش و حجاب تا رفع هر گونه ستم جنسیتی و طبقاتی برخاسته است و تا سرنگونی جمهوری اسلامی پا برجا خواهد ماند. در بطن همچنین مبارزه واقعی و آشتی ناپذیر است که زنان حاکمیت سیاه جمهوری اسلامی را به چالش کشیده اند، نه از فریادهایی که قرار است از "جنبش می توی ایرانی" برخیزد.

در برهه ایی از تاریخ هستیم که هیچ مبارزه سیاسی اجتماعی در هیچ نقطه ایی از جهان بدون سازماندهی شدن نیمی از جمعیت مبارزان و معترضان در آن عرصه که رادیکالترین و پی گیرترین بخش آن یعنی زنان، به پیروزی نخواهد رسید. رفع ستم جنسیتی و طبقاتی در گرو لغو مالکیت خصوصی و در هم شکستن مناسبات سرمایه داری به دست توانای طبقه کارگر، که خود زنان نیمی از این طبقه را شامل میشوند امکانپذیرخواهد بود.

۵ آکتبر ۲۰۲

پا ورقی:

لینک مصاحبه رادیو پیام با سه فعال اجتماعی و حقوقی زنان:

http://radiopayam.ca/Dehkordi_Maryam_Kian_AzarJensi

" می توی ایرانی"

" فتانه می‌گوید بعد از آن به پلیس شکایت نکرده است: «من اصلا اطلاع نداشتم به من تجاوز شده است.» او که می‌گوید در زمان تجاوز "هشیاری نداشته است"، دو سال بعد و با خواندن روایت‌های دیگران در اینترنت است که می‌فهمد برای او چه اتفاقی افتاده بود. او می‌گوید که "بعد از دو سال فهمیدم که ک الف به من تجاوز کرده است". او در شرح آنچه بر او در این دو سال گذشته می‌گوید: "من در همه این دو سال احساس می‌کردم آدمی‌ام که نتوانستم موقعیت را کنترل کنم، آدمی‌ام که نتوانستم نه بگویم و ببین چه اتفاقی پیش آورده‌ام. به خودم می‌گفتم من قصد این را نداشتم که با این آدم باشم و چرا نتوانستم از خودم محافظت کنم. اما بعد از دو سال متوجه شدم که بحث محافظت از خود اصلا وسط نبوده است."

فتانه مصمم است که از کیوان امام‌وردی شکایت کند. او با این‌همه از "مبهم" بودن مسیر پیش‌رویش می‌گوید: «امیدوارم این‌که به خانه یک مرد رفتم ذیل ارتباط نامشروع نرود، و بابتش شلاق نخورم. این‌ها ترس‌ها و نگرانی‌هایی است که من دارم.» این فعال جامعه مدنی در ایران که خود سال‌ها درباره آسیب‌شناسی مساله خشونت بر زنان کار کرده است، اما امیدش را نه در نتیجه دادگاه احتمالی، که در راهی که این افشاگری‌ها به روی قربانیان گشوده است می‌بیند. او می‌گوید: " اینکه افراد شروع کرده‌اند درباره تجاوزهایی که به آن‌ها شده صحبت کردن، یک نقطه عطف و از خیلی جهات حائز اهمیت است."

 

 حکم اعدام، "ترمز روانی" برای طرح شکایت قربانیان

"کارزار می تو" ایرانیان تنها یک هفته پس از اعلام حکم سلمان خدادادی، نماینده پیشین مجلس شورای اسلامی، آغاز شد. دادگاه اتهام تجاوز سلمان خدادادی را مردود دانست و "رابطه نامشروع" را در غیاب شاکی، جایگزین این اتهام کرد. بنا بر یک روایت، شاکی پرونده، زهرا نویدپور، که شکایت کرده بود در سال ۱۳۹۳ (۲۰۱۴) و هنگامی که ۲۴ سال داشته، برای یافتن کار به دفتر خدادادی رفته و در جریان گفت‌وگو با او، مورد تجاوز قرار گرفته است در دی‌ماه سال ۹۷ (ژانویه ۲۰۱۹) با خوردن قرص برنج، خودکشی کرد. 

در حالی که موضوع خودکشی زهرا نویدپور در ابهام باقی مانده است، برخی منتقدان نبود یک جامعه مدنی قوی در ایران را یکی از عوامل خاموش ماندن صدای زنان قربانی تجاوز در ایران می‌دانند. شیرین عبادی، حقوق‌دان ایرانی تبعیدی، با بیان اینکه گروه حقوقی تخصصی ویژه‌ای که در رابطه با قربانیان تجاوز در ایران کار کند، سراغ ندارد، تنها امکان موجود برای قربانیان تجاوز را رجوع به کانون وکلای دادگستری می‌داند. به گفته او قربانیان تجاوز خصوصا اگر ناتوان از پرداخت هزینه‌های مالی هستند، "می‌توانند با مراجعه به کانون وکلا به وکلای مساعدتی رجوع کنند."

در روزهای اخیر در توییتر برخی از وکلای زن اعلام کرده‌اند به صورت داوطلبانه وکالت پرونده‌های تجاوز را بر عهده می‌گیرند اما فعالان به حاشیه‌رانده شده حوزه زنان می‌گویند که قربانیان تجاوز نه صرفا به حمایت‌های حقوقی که به چتری از حمایت‌های مختلف نیاز دارند، که سرکوب جامعه مدنی در سال‌های اخیر بیش از پیش فعالیت چنین گروه‌های را با مشکل روبرو کرده است. 

شیرین عبادی یکی دیگر از عوامل بازدارنده برای شکایت قربانیان تجاوز را حکم اعدام که در قوانین ایران برای تجاوز در نظر گرفته شده است می‌داند. او می‌گوید: «تعدادی از افرادی که به آن‌ها تجاوز شده است؛ اساسا معتقد به اعدام نیستند و چون می‌دانند در صورت اثبات این واقعه اعدام صورت می‌گیرد حالت ترمز روانی برایشان ایجاد می‌شود." 

او همچنین درباره پیچیدگی‌های پرونده‌های تجاوز به ممنوع بودن روابط آزاد زن و مرد در ایران اشاره می‌کند. این‌که "اگر دختری با پای خودش به منزل مردی رفته باشد، معاشقه کرده باشد و در نهایت منجر به سکسی شده باشد که زن به آن رضایت ندارد، هر چند این رابطه جنسی مصداق تجاوز است، اما زن هم در همین مقدار اعمال که انجام داده مرتکب "عمل خلاف عفت" شده و "مجازاتی در حد تعزیر که معمولا شلاق است و قابل تبدیل به جزای نقدی هم است متحمل می‌شود". چرا که به گفته عبادی، "در قوانین ایران ارتباط بین آزاد زن و مرد در محدوده‌ای که مثال زدم ممنوع است."

 

از ایده‌آل تا واقعیت، از گزارش به پلیس تا گریه در خفا

با این‌همه شیرین عبادی در چارچوب توصیه‌های عمومی به کسانی که به آن‌ها تجاوز شده است می‌گوید:" توصیه می‌شود که فرد، در صورت امکان، مساله را در اولین فرصت ممکن به پلیس اطلاع دهد. در اداره پلیس درخواست کند که به پزشک قانونی ارجاع شود. در این میان آثار تجاوز را از بین نبرند، حمام نکند، حتی لباسش را عوض نکند، دستشویی نرود، زیرا ممکن است شواهدی در لباس وجود داشته باشد. در این صورت اثبات تجاوز بسیار راحت‌تر خواهد بود."

به گفته عبادی اما "مشکل جایی است که معمولا فرد آسیب ‌دیده می‌ترسد و اولین کاری هم که می‌کند این است که لباس‌ها را در می‌آورد می‌اندازد دور برای اینکه یادگار خاطره بدی است، حمام می‌رود و شروع می‌کند به گریه کردن، و بعد از چند ماه شروع به گفتن حقیقت دردناکی می‌کند. در این صورت آثار جرم از بین رفته است و اثبات آن در دادگاه بسیار دشوار است." 

حالا قربانیان تجاوز و تعرض جنسی در ایران از طریق بازگویی روایت‌هایشان در توییتر در پی اجرای عدالت‌اند، حتی اگر آثار جرم و مدارک تجاوز از بین رفته باشند.

یک زن ایرانی نوشت به خانه دوستش رفته، شرابی خورده که احتمالا در آن داروی خواب‌آور بوده، و صبح با بدن برهنه و زخمی از تجاوز بیدار شده. یک دانش‌آموز از تجاوز معلمش نوشت که بسیار به او اعتماد داشته است و زنی دیگر از شخصی مشهور نام برد که در یک قرار کاری او را آزار داده است.

این سه روایت فقط بخشی از داستان‌های بسیاری است که در چند روز گذشته با هشتگ تجاوز افشا شد.

روایت زنان ایرانی و تجربه‌شان بسیاری را شگفت‌زده کرد. دلایل زیادی وجود داشت: گستردگی و تعداد زیاد زنان آسیب‌دیده، شهامت آنها در طرح موضوع، حمله به کسانی که تجربه‌شان را مطرح می‌کردند به جای شماتت متجاوزان، و احساس "بی‌پناهی" در برابر قانون و عرف جامعه و سوال اصلی که چطور می‌شود این ادعاها را ثابت کرد؟

روایت‌های زنان ایرانی از تجاوز از شبکه‌های اجتماعی فراتر نرفته است. 

مرضیه رسولی که در پادکستش با آزاردیدگان جنسی صحبت کرده، نوشت: "رسانه‌های فارسی از روایت‌های آزار جنسی که این چند روز در شبکه‌های اجتماعی مطرح شده جاموندن. چون پروتکلی ندارن براش و نشستن فقط تماشا می‌کنن. روایت آدمای بی‌شماری که چون با اسم شناسنامه‌ای جلو نیومدن از پوشش رسانه‌ای حذف می‌شن. آدمها خودشون با هم‌افزایی روایت‌ها تبدیل به رسانه‌ شدن."

اثبات تجاوز و تعدی جنسی مخصوصا وقتی سال‌ها از آن گذشته باشد، در تمام دستگاه‌های قضایی دنیا کاری دشوار است، چه ایران چه آمریکا. اما در ایران مشکل مهم دیگر همراهی نکردن خانواده و جامعه و گاهی حتی بدتر شدن شرایط برای آزار دیده است.

یکی از آنها نوشته است که اگر موضوع را علنی می‌کرد اول پدرش او را می‌کشت.

 

مطالبی که فقط متعلق به اين سايت مي‌باشد، انتشار آن با درج منبع آزاد است