درباره ما

سایت‌های دیگر

صوتی و تصویری

مقالات

اخبار و گزارشات

اطلاعيه‌ها و بيانيه‌ها

صفحه نخست

 

همکاری دولت سوئد و جمهوری اسلامی محکوم است!

دولت سوئد بار دیگر سعی بر این دارد که به بهانه شکایت مقامات جمهوری اسلامی، دست به بازجویی از معترضین و شرکت کنندگان در تظاهرات های مقابل سفارت جمهوری اسلامی در استکهلم بزند. اخیرا، یکی از معترضین برای بار دوم به بازجویی فراخوانده شده است تا به شکایت رسیدگی کند.

جمهوری اسلامی همواره سعی کرده است تا موانع متعددی در مقابل هرگونه اعتراض در خارج از کشور ایجاد كند. اگر در دوره ای مستقیما با حربه ترور در خارج، و یا سپس با اتکا به پلیس بین المللی و پرونده سازی در اینترپول این امر را به پیش می برد، امروز با شکایت بر اساس قوانین موجود در مثلا سوئد اقدام کرده است تا همان هدف تحدید اعتراض به خود را انجام دهد. اما طی ۴۰ سال اخیر، پیوستگی و ربط مستقیم اعتراض علیه جمهوری اسلامی در داخل و خارج از ایران، هر بار این سیاست های جمهوری اسلامی با شکست مواجه کرده است. همچون داخل ایران، جمهوری اسلامی قادر نبوده و نخواهد بود جلوی صف عمومی مردمی که کل این حکومت را به رسمیت نشناخته و برای سرنگونی آن تلاش می کنند را بگیرد.

اینبار دولت سوئد نیز با بازجویی از معترضین به این حکومت، یکبار دیگر بیهوده سعی دارد تا همراهی خود با جمهوری اسلامی را نشان دهد. جامعه و مردم در سوئد نیز، بر خلاف انتظار این دولت، حاضر به پذیرفتن احکام صادره برای خفه کردن صدای اعتراض علیه این حکومت نبوده و نیستند.

شکی نیست که نه تنها ایرانیان در سوئد، بلکه مردم آزادیخواه این کشور همچون مردم در ایران و دیگر کشورها نیز، این خوشخدمتی های امروز دولت سوئد را بخشی از دورویی و پوچی "دمکراسی اسکاندیناوی" می دانند. در حقیقت به همین دلیل است که دولت سوئد، با دستچین کردن و بازجویی از معترضان به بهانه های "قانونی"، هراس خود از صف عظیمی که مقابل هرگونه تعرض به حق اعتراض حی و حاضر در جامعه حضور دارد را به نمایش گذاشته است. با اتکا به همین صف عظیم است که این اقدام دولت سوئد را می بایست در همینجا عقیم کرد.

تشکیلات خارج کشور حزب کمونیست کارگری-ایران حکمتیست (خط رسمی)

۹ دسامبر ۲۰۲۰

 ______________________________________________________ 

16 آذر، پرجم برابری طلبی بر فراز دانشگاه

سال گذشته سالی پرتلاطم برای جنبش آزادیخواهانه و برابری طلبانه در جامعه ایران بود. دوره جنگ و جدال و مقابله علنی و آشکار دو صف طبقاتی کارگر و بورژوا، دوره جدالهای سیاسی و طبقاتی بی توهم تر در جامعه ایران بود. این جدال در چند سال گذشته از هر زاویه ای برای طبقه کارگر و صف آزادیخواهان و برابری طلبان و بعلاوه برای بورژوازی ایران از حاکمان بر جامعه تا نیروها و جریانات اپوزیسیون راست و چپ بورژوایی، تعیین کننده بود. جدالهای تاریخی و طبقاتی در این دوره بیش از هر زمانی حول دو قطب كار و سرمایه، حول مقابله با تعرض بورژوازی ایران و جمهوری اسلامی به معیشت مردم و مقابله کارگران و دفاع آنها از معیشت خود و از حرمت و کرامت خود، قطبی شد.

کشمکشهای سال گذشته مهر خیزش دیماه ٩٦، آبان ٩٨ و جنبش محرومان برای نان، بهبود زندگی و علیه توحش و بربریت جمهوری اسلامی را بر خود داشت. سالی که شاهد مرگ و میر و کشتار وسیع مردم بدلیل کرونا و بی مسئولیتی کامل حاکمیت در مقابل جامعه بودیم. دوره ای که فشار اقتصادی، گرانی، بیکاری و فقر بیش از هر زمان اکثریت عظیم جامعه را تحت فشار گذاشت. سالی که شاهد وسیعترین اعتصابات کارگری در تاریخ حاکمیت جمهوری اسلامی برای بهبود زندگی و علیه افسارگسیختگی سرمایه داران و دولتشان بودیم.

اعتراضات دانشجویی طی این چند سال، مستقل از دامنه و سطح آن، رنگ این جدال را بر خود داشت. این دو صف و این جدال طبقاتی در دانشگاه توسط صف کمونیستهای طبقه کارگر در مقابل شاخه های مختلف جنبشهای بورژوایی از نهادهای دانشجویی پرو- جمهوری اسلامی تا لیبرالها و جریانات ناسیونالیستی و قومی و... پیش برده شد و به تقابل هایی شکل داد که در ١٦ آذر هر سال در تجمعات مختلف خودنمایی میکرد.

دانشگاه سنگر مهمی برای جنبش سوسیالیستی طبقه کارگر است. جنبش دانشجویی در دوره ای در دهه ٨٠ و با عروج "دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب" رنگ جنبش برابری طلبانه طبقه کارگر را بر خود داشت و توجه و سمپاتی جامعه را در ابعاد وسیع به خود جلب کرد. دوره ای که مانند دوره کنونی، کل ارتجاع، از حاکم تا اپوزیسیون، خطر کمونیسم و جنبش سوسیالیستی طبقه کارگر را با پوست و گوشت خود حس کرد و علیه آن بسیج شد. اما سرکوب و تلاش در عقب راندن چپ و کمونیسم و تبدیل دانشگاه به سنگر جنبشهای ارتجاعی سبز و بنفش به سرعت سیر نزولی خود را طی کرد و دانشگاهها دوباره به تسخیردانشجویان چپ و کمونیست در آمده و فریاد "دانشگاه سنگر دفاع از آزادی، دفاع از کارگر" در ۱۶ آذرها و اعتراضات دانشجویی طنین انداخت.

اعتراضات امروز در دانشگاهها کماکان مهر  جنب و جوش کمونیستهای دهه ٨٠ را برخود دارد. سنت آن دوره، سطح توقعات داب، پرچم و افق برابری طلبانه و رابطه اعتراضات نسل جوان و جنبش کارگری و درک و توقع از نقش و رسالت دانشجویان چپ و کمونیسم در دانشگاه، امروز هم بر اساس آن دوره ارزیابی و سبک و سنگین میشود. هنوز دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب قطبنمای تحرک چپ و سوسیالیستی در دانشگاهها هستند. امروز با قطبی شدن فضا و عرض اندام طبقه کارگر و عروج رهبران این طبقه، با تجربه های گرانبهای این دوره مبارزات کارگری از هفت تپه و فولاد تا متاخرترین اعتراضات در نفت و پتروشیمی ها و ترانسپورت، بار دیگر عدالتخواهی کارگری و جنبش سوسیالیستی این طبقه از جمله در مراکز تحصیلی و دانشگاهی نمایان شده است. امروز جامعه با اعتماد و امید به طبقه کارگر، به سوسیالیستهای این طبقه و به افق و آرمانهای برابری طلبانه و ضد کاپیتالیستی این جنبش و دخالت آگاهانه آن در تحولات سیاسی ایران چشم دوخته است.

دانشجویان کمونیست!

جامعه ایران آبستن تحولات سیاسی و اجتماعی عظیمی است. خیزشهای دیماه و آبان ماه،  نطفه های اولیه انفجار نفرت عظیم و تلنبار شده کارگران و محرومین جامعه بود. جمهوری اسلامی جواب و راه حل و افق روشنی در مقابل خود ندارد. اپوزیسیون راست و کل صف ارتجاع، تحت نام و عناوین مختلف، چه در قالب جریانات درون حکومتی و چه جنبشهای راست و ناسیونالیستی، چه جریانات قومی - مذهبی، علیه رهایی سوسیالیستی جامعه به رهبری طبقه کارگر و کمونیستها صف بسته اند و مردم تشنه آزادی چشم امید به عدالتخواهی کارگری  که از جمله در دانشگاهها ریشه دوانده، بسته اند. شبح کمونیسم این طبقه یک بار دیگر همه را به تکاپو انداخته است.

رفقا!

این دوره میتواند دوره عروج سازمانیافته طبقه کارگر با سیاست و افق رهایی بخش جامعه باشد. دانشگاه سنگر مهمی در این جدال طبقاتی است و نقش و دخالت آگاهانه شما تعیین کننده است. کمونیستها وظیفه اتحاد نسل جوان و تحصیل کرده طبقه کارگر در مراکز تحصیلی را به عهده دارند. دانشجویان آزادیخواه به رهبری کمونیستها در دانشگاه میتوانند به عنوان یک ستون و تکیه گاه اتحاد در صفوف طبقه کارگر، علیه فقر و محرومیت به میدان بیایند، خود را سازمان دهند و خود را تکثیر کنند. میتوان یکبار دیگر با تسخیر دانشگاه، با به هم بافتن آزادیخواهان، با تنگ کردن میدان به نهادهای دانشجویی حکومتی، با افشاء و حاشیه ای کردن محافل راست و لیبرال، ضد کمونیست و جریانات عقب مانده ناسیونالیستی و قومی، فضای جامعه را تغییر داد. این دوره، دوره عروج جنبش ما است و این جنبش باید در اشکال مختلف، در جمع و محافل کمونیستی تا سازمانهای توده ای، خود را برای جدالهای آتی سازمان داده و آماده کند. دانشگاه باید یک بار دیگر پرچم جنبش آزادیخواهانه و برابری طلبانه طبقه کارگر را بلند کند و این وظیفه مهم بر عهده شما رفقا است.

 

حزب کمونیست کارگری- حکمتیست (خط رسمی)

۱۳ آذر ١٣٩٩ - ۳ دسامبر ٢٠٢٠

___________________________________________ 

گروگانگیری از شهروندان موقوف!

به دنبال ترور محسن فخری زاده از عناصر جمهوری اسلامی در برنامه موشكی-هسته ای ایران، خبر اجرای حكم اعدام احمد رضا جلالی به اتهام "جاسوسی برای دولت اسراٸیل" از راه رسید.

مانند همیشه ماحصل "تقویت دستگاه امنیتی" و "دفاع از امنیت ملی" جمهوری اسلامی، به انتقام گیری و گروگانگیری از شهروندان بی دفاع و تشدید فضای سرکوب و ارعاب انجامید. اینبار هم جمهوری اسلامی و دستگاه های امنیتی آن ضعف و زبونی سیستم خود در حفظ عناصر و عوامل خود را، به هجوم بیشتر به مردم ایران تبدیل کردند.

همانگونه كه انتظار میرفت اولین قربانیان تروریسم دولتی دول ارتجاعی منطقه، مردم بیگناه در ایران، عراق، سوریه، اسرائیل، لبنان، فلسطین و ...اند.

اگر صحنه جدال این جنایتكاران در عرصه سیاست در قرن ۲۱ تنها به ترور و سلاخی عناصر و پادوهای خود در كویر برهوت می انجامید و تركش های آن بلاواسطه دامن جامعه و شهروندان را نمیگرفت به طور قطع اكثریت مردم جهان از سلاخی شدن جنایتكاران به دست همدیگر ابراز خوشحالی میكردند. اما جهان سیاست، جهان سرگرمی و تفریح نیست؛ جبران مافات برای جمهوری اسلامی، به معنی قربانی كردن مردم محروم در جامعه ایران است. "تحكیم امنیت نظام" این مرتجعین، تعرض به آزادی و امنیت مردم ایران است.

از تهران تا بیروت، از بغداد تا تلاویو مقابله با جنگ و جدال دول مرتجع منطقه، امر طبقه كارگر و جنبش آزادیخواهی در این جوامع است. این گام اول در تامین امنیت و آسایش مردم منطقه است.

زمزمه های اجرای احكام اعدام و تعرض اخیر جمهوری اسلامی به شهروندان ایران به بهانه ترور عناصرش را باید لگام زد. سرنگون كردن ارتجاع حاكم بر ایران نه توسط دخالت از بالا و با ایجاد ناامنی در جامعه، بلكه امر جنبش ما، جنبش آزادیخواهانه طبقه كارگر است. 

حزب کمونیست کارگری- حکمتیست (خط رسمی)

۲ دسامبر ۲۰۲۰

 ____________________________________________

اطلاعیه خبری شماره ۴ دفتر کردستان حزب حکمتیست (خط رسمی)

اعتراضات توده ای برای سومین روز متوالی در شهرهای مختلف کردستان عراق منجمله شهرهای رانیە،  چمچمال، قلادزی، سید صادق، پیرە مگرون و دربندیخان همچنان ادامه دارد. اعتراضاتی که در صفوف حاکمیت و نیروی سرکوب آن شکاف انداخته است.

آخرین خبرهای رسیده حاکی از این است که امروزشهر سید صادق به کنترل مردم معترض در آمده و نیروهای سرکوبگر دولت اقلیم از شهر سلیمانیه راهی این شهر شده اند.

در شهر رانیه درگیری نظامی میان مردم و نیروهای سرکوب دولت اقلیم در جریان است و تعدادی از نیروهای پیشمرگان به صف مردم پیوسته اند.

مسُول پلیس شهر چم چمال امروز اعلام کرده است نیروی پلیس این شهر در اعتراض به عدم پرداخت حقوقهای معوقه و وضعیت وخیم معیشتی خود دست از کار میکشند واز مردم این شهر خواسته است که راسا مسلحانە از زندگی و شهر خود دفاع کنند.

جاده شهر کلار بە سلیمانیە توسط زنان معترض "دربندیخان" مسدود شده است. زنان معترض مانع حرکت کامیونهای نفت شده اند.

تعدای از نمایندگان پارلمان درمحل پارلمان دست بە تحصن زدە و اعلام کرده اند تا قطع خشونت دولت، اعتصابشان ادامە دارد. علاوه بر این دو نماینده پارلمان عراق از سفارت آلمان درخواست کرده اند برای آزادی دستگیر شدگان در شهرهای دهوک و اربیل کە از طرف حزب بارزانی دستگیر شدە اند پا درمیانی کنند و حزب بارزانی را برای آزادی دستگیر شدگان تحت فشار قرار دهند.

در این میان رئیس دولت اقلیم، مسرور بارزانی، در اوج بیشرمی در جواب به اعتراض مردم به فقر و فلاکت و فساد مالی دولت، احزاب و رهبری این احزاب، اعلام کرده است مردم معترض باید یقە حکومت بغداد را بگیرند چرا که مسئولیت پرداخت حقوق به عهده دولت مرکزی است.

مردم کردستان عراق شایسته زندگی مرفه و آزاد و خلاصی از جهنمی اند که دولت اقلیم و احزاب قومی و مذهبی برای آنان درست کرده اند.

زنده باد مبارزات مردم آزادیخواه کردستان عراق

دفتر کردستان حزب حکمتیست (خط رسمی)

۹ دسامبر ۲۰۲۰

مطالبی که فقط متعلق به اين سايت مي‌باشد، انتشار آن با درج منبع آزاد است