درباره ما

سایت‌های دیگر

صوتی و تصویری

مقالات

اخبار و گزارشات

اطلاعيه‌ها و بيانيه‌ها

صفحه نخست

 

فراخوان برای همبستگی

افغانستان و مبارزه برای رهائی

شبح کابوسی که در هفته ها و روزهای گذشته بر سر مردم افغانستان در حرکت بود، در روز یکشنبه 15 اوت واقعیت زمینی یافت.  طالبان تبهکار، به فاصله ی چند روز تک تک ایالات افغانستان را تاشغال کرده و سپس بیرق  سیاه خود را بر فراز کاخ دولت پوشالی اشرف غنی در کابل برافراشت. اشرف غنی و بسیاری از سران حکومت با ثروتهائی که انباشته بودند پیش از ورود طالبان به کابل خود را به مکانهای امن رساندند. همانهائی که در روزهای قبل با لاف و گزاف های باور نکردنی مردم را فریب میدادند که از آنان حفاظت می کنند. اکنون این توده های بی پناه باید با شلیک مسلسل های یک جریان به غایت ارتجاعی قربانی شوند.

در حالی که نیروهای گروه فوق ارتجاعی طالبان در سراسر افغانستان در حال پیشروی بودند و کنترل شهرهای بی مقاومت را یکی پس از دیگری در دست می گرفتند، جو بایدن رئیس جمهور آمریکا و سران دولت های اروپایی، از “بدتر شدن وضعیت امنیتی” و “آینده تیره”، از رفتار خشونت آمیز به زنان و نقض حقوق بشر در آن کشور ابراز نگرانی می کردند. اما همه اینها دروغ می گویند. این پیشبرندگان جنگ در افغانستان تا دیروز بمباران غیر نظامیان، بمباران مجالس عروسی و مدارس و بیمارستان ها و کشتار کودکان بی دفاع را توجیه می کردند.

جو بایدن در سخنرانی تلویزیونی کاخ سفید در ۱۴ آوریل 2021 گفت: “زمان پایان دادن به طولانی ترین جنگ آمریکا رسیده است. وقت آن است که سربازان آمریکایی به خانه برگردند.” اما وقیحانه ترین بخش سخنرانی بایدن اصرار او بر این بود که ایالات متحده یک هدف ساده در افغانستان داشت و به آن رسید. وی گفت: “ما در سال ۲۰۰۱ برای ریشه کن کردن القاعده به افغانستان رفتیم تا از حملات تروریستی آینده علیه ایالات متحده جلوگیری کنیم”. هدف را این گونه تعریف کردند که خاک افغانستان را از وجود طالبان و گروه های جهادی پاکسازی کنند، حال این نیروهای آمریکایی بودند که گریختند. بر خلاف ادعای سران دولت آمریکا حمله آمریکا به افغانستان به بهانه ۱۱ سپتامبر و مبارزه با تروریسم در واقع ریشه در  افول قدرت اقتصادی اش آمریکا داشت. آمریکا که به دلیل بحران اقتصادی اش نتوانسته بود رهبری خود را بر جهان بعد از جنگ سرد تامین کند، تلاش کرد با اتکا به قدرت نظامی، هژمونی خود را بر قدرت های بزرگ سرمایه داری تحمیل کند. اما کوشش آمریکا برای تأمین هژمونی نظامی ناکام ماند.

قرار بود افغانستان در سایه اشغالگری آمریکا به نمونه دمکراسی آمریکایی در منطقه تبدیل گردد و موقعیت زنان بهبود پیدا کند، ادعاهایی که پوچی آنها ثابت شد. عدم مقاومت نیروهای ارتش افغانستان و واگذار کردن مواضع خود به طالبان، این ادعای دیگر آمریکا را که ارتش و نیروهای امنیتی را آموزش داده و مدرنیزه کرده اند هم زیر سئوال برد. درگیری های فرقه ای و قومی و حضور نیروهایی مانند داعش نه تنها کاهش نیافته بلکه افزایش یافته است. ریشه کن کردن تولید تریاک نیز یک ادعا بود. ادعاهایی نظیر، “دخالتهای بشر دوستانه”، “جنگ ضد تروریسم”، که به عنوان توجیه حمله آمریکا به افغانستان عنوان می شدند، حباب مانند ترکیدند. اما پیمانکاران آمریکایی و سازندگان سلاح، طی دو دهه گذشته برای فروش و تحویل سلاح، سالانه ده ها میلیارد دلار قراردادهای بلند مدت بستند. بسیاری از شرکت هایی که توسط مقامات بازنشسته پنتاگون و سیا اداره می شوند از بستن این قراردادها سودهای کلان به جیب زده اند. به قیمت کشتار ده ها هزار تن از مردم افغانستان، به بهای به کشتن دادن سربازان افغانستانی و آمریکایی این سودهای کلان به جیب پیمانکاران آمریکایی و کمپانی های تولید سلاح سرازیر شده است.

واقعیت این است که دخالت های نظامی و سیاسی آمریکا در هیچ نقطه ای از جهان و از جمله در کشور افغانستان، نه تنها امنیت و ثبات و دموکراسی را با خود به همراه نیاورد، نه تنها به نابودی تروریسم منجر نشد، بلکه تضادها و رویارویی های محلی و منطقه ای را تشدید کرد و زمینه های عینی رشد جریانهای تروریست را تقویت نمود. ظهور پدیده فوق ارتجاعی به نام “داعش” محصول دخالت های امپریالیستی در این منطقه است.

ابراز نگرانی سران دولت های غربی برای سرنوشت زنان افغانستانی زیر حکومت طالبان دروغی بیش نیست. آنان به نابرابری جنسیتی در آن سوی کره زمین دامن می زنند، از همین روی، به دولت مزدور و دست نشانده خود، به خاطر دامن زدن به قتل های ناموسی، ازدواج کودکان، تجاوزهای سیستماتیک و حتی سنگسارها در طی دو دهه گذشته اعتراض نمی کردند. دولت آمریکا و سران قدرتهای غربی مانند حکومت های ارتجاعی منطقه در برابر این جنایات ساکت و شریک جرم و همدست بوده و هستند.

تجربه افغانستان این درس را برای فعالین جنبش کارگری و دیگر جنبش های اجتماعی در ایران و خاورمیانه در بر دارد که هرگونه تحولی برای تأمین آزادی و رفاه،  فقط می تواند نتیجه پیروزی انقلاب کارگری باشد. بدون شک مردم ستمدیده افغانستان و در پیشاپیش آنان زنان که طی چند دهه گذشته مورد تهاجم نیروهای ارتجاعی اسلام سیاسی مانند القاعده، طالبان، داعش و قدرتهای امپریالیستی قرار گرفته اند، این شرایط  را پشت سر خواهند گذاشت. کارگران، زنان و مردان آزاده در افغانستان که در سالهای اخیر خیابان ها و میادین شهرهای مختلف افغانستان را به صحنه های پرشوری از مقاومت و مبارزه علیه هردو قطب ارتجاع حاکم تبدیل کردند، در همبستگی با آزادیخواهان در سراسر جهان، سرانجام حکومت طالبان را به زانو در خواهند آورد. طالبان بدون هماهنگی دولت آمریکا،  انگلیس، حکومت اسلامی ایران و پاکستان و ترکیه، روسیه، چین و شیخ نشین های منطقه، نمی توانست به قدرت برسد. این رویداد فلاکت بار، بر خاورمیانه و آسیای مرکزی و ایران به ویژه  تاثیر خواهد داشت و بیش  از همه، ارتجاع سیاه مذهبی را تقویت خواهد بخشید. سراسر جهان باید به همبستگی برآید، طالبان و داعش و  بوکوحرام ها و  اخوان المسلمین و حزب الله و جهاد اسلامی ها و...ابزاری برای پیشبرد جنگ های نیابتی و سرکوب زنان و جنبش  های کارگری و سوسیالیستی هستند. از همین روی، همبستگی با توده های زیر ستم به ویژه زنان در افغاستان  ضرورت و  وظیفه ای بین المللی است .

 دفتر روابط بین الملل حزب کمونیست ایران

17 اوت 2021

مطالبی که فقط متعلق به اين سايت مي‌باشد، انتشار آن با درج منبع آزاد است