درباره ما

سایت‌های دیگر

صوتی و تصویری

مقالات

اخبار و گزارشات

اطلاعيه‌ها و بيانيه‌ها

صفحه نخست

 

استراتژی انقلاب کارگری و رهایی زنان

مرضیه نظری

علیرغم گامهای بزرگی که از قرن گذشته تا  اکنون در زمینه حقوق و آزادیهای زنان و به شکرانه جنبشهای کارگری و زنان و مردان مبارز و سوسیالیست برداشته شده، ولی متاسفانه زنان هنوز در مقایسه با شرایط مردان در همین مناسبات طبقاتی از موقعیت ضعیفتر و درجه دومی برخوردار هستند. این موقعیت نه تنها در کشورهای پیرامونی، استبداد زاده،  و یا زیر ستم حکومتهای مذهبی، بلکه حتا در کشورهای سرمایه داری پیشرفته  نیز جاری است.  هر چند زنان در کشورهای مرکزی سرمایه، موقعیت بهتری  نسبت به بقیه زنان در دیگر  سرزمین ها  دارند و از لحاظ حقوقی از حقوق بیشتریبرخوردارند، اما در واقع و در عمل  هیچوقت فرصت، امکان و موقعیت برابری با مردان نداشته اند.

زنان هنوز در نقاط بسیاری از جهان از محرومیت ها و بی حقوقی های زیادی منجمله عدم دسترسی به آموزش، بهداشت، نداشتن اختیار بر بدن و پوشش خود، شرکت در تصمیم گیریهای مهم مربوط به زندگی خویش و جامعه و خیلی زمینه های دیگر رنج میبرند. هنوز قربانی تجارت سکس میشوند، در سنین کودکی ازدواج داده میشوند، در مناطق جنگی به بردگی گرفته شده و به عنوان غنیمت جنگی توسط متجاوز به بردگی و تجاوز و خرید و فروش کشانیده می شوند. زنان در این سرزمین ها به ویژه کشورهای اسلامی، هم در جنگ قربانی میشوند هم در صلح. زنان زیر نام «ناموس»، ملک مردان خانواده به شمار آمده و هرگاه که مالکین آنها اراده  کنند، مردان میتواند حق و قوانین شرعی خود را، از جمله قتل و سنگسار و نمونه پاکستان تجاوز جمعی و قومی به فتوای شرع  بر او روا دارند.

زنان همچنین از اولین قربانیان سیاستهای حکومتها هستند. هر جا که زنان با حضور و مبارزات خود، نتوانسته اند در مقابل حملات و سیاستها و اقدامات سرکوبگرانه حکومتها بایستند، حکومتها یورش و بی حقوقی های بیشتری بر زنان تحمیل کرده و به دستاوردهای پیشین آنها نیز حمله کرده اند. چنین هجومی را در این دوره ی چهل ساله در ایران زیر حاکمیت سرمایه داری اسلامی شاهد بوده ایم. به علاوه،  در پی خیزش های بهار عربی نیز شاهد آن بوده ایم، و در اروپا و امریکا و با شروع بحران مالی ۲۰۰۸ نظام سرمایه داری شاهد حمله نئولیبرالها و حکومتهای دست راستی این کشورها  به دستاوردها و حقوق بدست آمده مبارازتیبیش از یک سده پیش زنان گواه بوده ایم.

در کشورهای  متکامل ترسرمایه داری، نمونه این حملات طرح  قانون ممنوعیت سقط جنین در لهستان توسط دولت حاکم حزب قانون و عدالت است که در پی اعتراضات هزاران زن در خیابانها، پارلمان این کشور را به لغو آن ناچار ساخت. رفتار زن ستیزانه دولت ترامپ در آمریکا و حمله به حقوق و موقعیت اجتماعی و سیاسی زنان و مساله آزار جنسی زنان و حکم ترامپ  برای لغو خدمات پیشگیری از بارداری که با اعتراض میلیون‌ها نفر در بسیاری از شهرهای آمریکا جواب گرفت نمونه ی دیگری از این یورش ضد انسانی سرمایه داری به زنان است. حمله به کار و حقوق و سطح زندگی کارگران از جمله زنان در اکثر کشورهای اروپایی به بهانه بحران اقتصادی که بزرگترین ضربات آن نصیب زنان شد. با توجه به اینکه زنان اکثرا در خدمات عمومی، بهداشتی و آموزشی مشغول کار هستند واز آنجا که این مراکز با هزینه دولت اداره میشوند، هزینه بحران ها و کسری بودجه  دولت ها، به دوش زنان افکنده می شود. بریدن از دستمزدها و حقوق ابتدایی زنان نخستین و کم هزینه ترین یورش سرمایه داری در این کشورهاست. سرمایه داران وحکومت هایشان، هر بار به این بهانه  مجموعه ای از دستاوردها و حقوق کارگران را بازپس میگیرند. در این کشورها، هر چند زنان بطور رسمی و بر اساس قانون در همه زمینه ها با مردان برابر در نظر گرفته میشود، ولی در این جوامع در واقع نابرابری ساختاری و فریبکاری های قانونی و فراقانونی  پوشیده زیر نام برابری حقوقی و اجتماعی زنان ومردان، اما به آشکارا زنان را زیر ستم نشانیده اند. برای  نمونه، در این جوامع هر چند زنان بیش از نیمی از فارغ التحصیلان دانشگاهها را تشکیل میدهند، ولی اکثر زنان دارای شغلهای با حقوق کمتری با میانگین 20% کمتر هستند. اکثر زنان در مشاغل نیمه وقت مشغول به کار هستند. حین افزایش حقوق، اگر زن در مرخصی زایمان باشد، از این افزایش حقوق محروم میشود، در حالیکه در واقع زن با درد و رنج و  برده وار، به بقا و بازتولید نیروی کار جامعه و سرمایه داری یاری می رساند. برای زنی که مجبور است مرخصی زایمان بگیرد، سرمایه دار باید هزینه کند و این آن چیزی است که سرمایه داران و دولتهای سرمایه داری که هدف اصلی و مقدس شان، انباشت سود و سرمایه است، زیر پا می گذارند. در زمان نگه داری کودک یا بیماری وی،  یکی از والدین باید از کار غایب باشد و یا دست از کار بکشد و بیشتر وقت هت ها، این زنان هستند که تن به چنین شرایطی میدهد. اینها و دهها نمونه این چنین نشان میدهد که زنان علیرغم دهه ها مبارزه برای حقوق و رهایی خود، هنوز هم بعنوان ابزار تولیدی دیده میشوند که وظیفه اشان خدمت به سودافزایی سرمایه داری است.

در ایران و دیگر کشورهای سرمایه داری استبداد زده، زیر ستم طبقاتی و قوانین دینی، وضعیت زنان در بدترین  شرایط ممکن بوده و بنا به آیه ها و قوانین برگرفته شده از کتاب دینی و روایات و حدیث های اسلامی و رهبران دین، زنان نخستین و زیرستم ترین قربانیان نظام حاکم می باشند. در ایران و بعد از تحمیل چهل سال آپارتاید جنسیتی بر زنان، انواع تبعیضات و بی حقوقی ها  به فرمان شرع و قانونهای برگرفته از شرع اسلام، آموزش ها و تبلیغات مذهبی و ترویج ارتجاع و نیروهای سرکوب و امر به معروف و نهی از منکر نهادینه شده است.

 علیرغم  این همه فتوا و احکام ضد انسانی علیه زن، خوشبختانه زنان نه تنها تسلیم نشده، بلکه  در بسیاری موارد در نخسیتن صف و پیوسته در هر فرصت به دست آمده این تبعیضات و بی حقوقی ها و قوانین را به چالش کشیده اند. هر روز شاهد حضور پر رنگ زنان در اعتراضات و تظاهرات و تحصنها هستیم. حتا از لحاظ ماهیت هم این مبارزات در جهت عکس آن استراتژی می باشد که اصلاح طلبان و فمینیستهای حکومتی و لیبرال و خارج از حکومت ترویج میدهند. در حالیکه ما شاهد تلاش برخی فمینیستها و فعالین لیبرال هستیم که که در تلاش هستنند تا با لابی گری در وزارتخانه های دولتهای سرمایه داری و جلب پشتیبانی آنها، آزادی را برای مردم ایران تمنا کنند،  در ایران شاهد مبارزات کارگران هفت تپه و همبستگی و پشتیبانی و حضور زنان در صف نخست، و زن شجاع و مبارزی مانند سپیده قلیان می باشیم. در حالیکه همین فمنیست های لیبرال، زنان ایران را از انقلاب و سازمان یافتگی و جنبش مبارزاتی به راه اندازی میترسانند و  «آازدی یواشکی» تشویق می کنند، ما شاهد شرکت فعال و چمشگیر زنان در مبارزات دی ماه ۱۳۹۶ و در همین روزها، بار دیگر گواه تحصن و اعتراضات معلمان هستیم . زنان در هر همایشی، در پولاد و هفت تپه و اراک و تهران و خاوران، اصفهان و گیلان، در همای های آموزگاران، کارگران، مال باخته گان و... در صف نخست قرار دارند.

با وجود دستاوردهای بزرگ  جامعه، در زمینه های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فردی و بهبود در  حقوق و آزادیهای زنان در طی صد سال گذشته، اما همان که در بالا بدان اشاره شد، زنان هنوز از نابرابریها و تبعیضات فراوانی در سطح جامعه رنج میبرند. این نابرابریها چنان در تاروپود جامعه رخنه کرده اند که نمیتوان با چند رفرم سیاسی و یا اقتصادی آنها را از بین برد. همانگونه که آشکار است، با وجود سهم بیشتر زنان در عرصه کاری، و حضور برخی از زنان در سیاست و دیگر عرصه های زندگی در جامعه نتوانسته به این نابرابریها پایان دهد و زنان را از حقوق برابر با مردان برخوردار سازد. علت این ناتوانی و تداوم بی حقوقی و ستم بر زن را باید در ماهیت و ساختار و اهداف نظام موجود یعنی نظام سرمایه داری جستجو کرد.

نظام سرمایه داری همانند دیگر نظامهای طبقاتی برده داری و ارباب رعیتی پیش از خود که بر اساس استثمار و ستم طبقاتی کارکرد و بقا می یافت، این نظام نیز بر همان مبنا و به هدف سود، انباشت سرمایه، استثمار کارگر، مالکیت خصوصی و بردگی انسان به دست انسان استوار است.  خود این ماهیت و مناسبات، ریشه همه ستمها از جمله ستم بر زنان را تحمیل می کند. برای رهایی زن از کار خانگی از طریق فراهم کردن مهد کودکهای مجانی و غذا خورهای عمومی، برای جبران محرومیتهای زن، برای ریشه کن کردن فرهنگ مردسالار و سنن ارتجاعی، برای از بین بردن کلیشه های جنسیتی و برگرداندن اعتماد زن به خود، شرکت در تولید و کار با حقوق و کاملاً برابر با مردان باید  بر این مناسبات غبله یافت و آن را محو کرد.

استراتژی رهایی زنان آن نیست که با برخی اصلاحات قانونی یا توانمند سازی بخشی از زنان یا بالا بردن سهم زنان در مراکز اداری و تجاری، بتوان موقعیت زنان را بهبود بخشد. استراتژی رهایی زنان آن است که بتواند با ایجاد یک دگرگونی بزرگ  اجتماعی به هر نوع  ستمی از جمله، ستم بر زن پایان دهد. آن نیرویی که میتواند چین تحولی را ایجاد کند طبقه کارگر سازمان یافته و از لحاظ طبقاتی آگاه هست. کارگران هم توانایی و هم مسئو لیت تاریخی و هم زندگی اشان در گرو به زیر کشیدن این نظام  استثمارگر و سلطه گر می باشد. با سرنگونی انقلابی این سیستم است که همه  ستمدیدگان و استثمار شوندگان، چه مرد و چه زن، از زیر ستم رهایی یابند. با محو این نظام سلطه و ستم،  می توان دنیایی بدون ستم و نابرابری را بنا نهاد.  تنها با یک انقلاب کارگری و سرنگونی نظام سرمایه داری است که رهایی واقعی زن امکان پذیر می شود. بدون حضور زنان این انقلاب به پیروزی نمی رسد. با توجه به اینکه زنان طبقه کارگر زیر ستم شدیدتر از تمامی زنان و مردان قرار دارند و با توجه به سهم و مشارکت بیشتری که زنان اکنون در جامعه و مبارزه دارند، و با توجه به برآمد مجدد مبارزات کارگری و توده ای در ایران و نیز بسیاری از سرزمین های دیگردر اعتراض به شدت یابی فلاکت و ستم بر زنان و شدت یابی بحرانهای بسیار نظام سرمایه داری، نقش و مسئولیت، آگاهی و سازمانیابی زنان و رهبری سازمانیافته و آگاه طبقه کارگر از جمله عناصر تعیین کننده و استراتژیک مبارزه برای رهایی به شمار می آیند.

7 مار س2019

مطالبی که فقط متعلق به اين سايت مي‌باشد، انتشار آن با درج منبع آزاد است