درباره ما

سایت‌های دیگر

صوتی و تصویری

مقالات

اخبار و گزارشات

اطلاعيه‌ها و بيانيه‌ها

صفحه نخست

 

سالگرد خیزش "زن، زندگی ، آزادی"، و چشم انداز آتی!

سحر صبا

در آستانه ساگرد خیزش " زن، زندگی، آزادی" هستیم. خیزشی که با بمیدان آمدن طیفهای مختلف جامعه بویژه زنان و جوانان و تداوم چند ماهه در نماد یک حرکت اجتماعی شکل گرفت. این حرکت حامل شعارهای مطالباتی متفاوتی بود که لغو حجاب اجباری به عنوان عمده ترین مطالبه در سرلوحه مطالبات این خیزش قرار گرفت. خیزش با پرداخت بهای سنگینی فروکش کرد. امروز ما شاهد درکها و تبینهای متفاوتی از نکات قوت و ضعف این خیزش و جایگاه سیاسی و اجتماعی آن در تغییر و تحولات جامعه هستیم.

بدون در نظرگرفتن اعتراضات و اعتصابات جنبشهای اجتماعی در کف خیابان و خیزشهای دیماه ۹۶ و آبانماه ۹۸ و چند خیزش بعد از آن که در شهرهای مختلف ایران رخ داد و همچنین تحلیل از حاکمیت جمهوری اسلامی و موقعیت سیاسی و اقتصادی آن در منطقه نمی توان به ارزیابی درستی از این خیزش دست یافت.

بر متن مبارزات، اعتراضات و اعتصابات جنبشهای اجتماعی، مطالباتی از جمله: مزد برابر در برابر کار برابر، معیشت همگانی، آموزش و بهداشت رایگان، آزادی بی قید و شرط تشکل یابی، اعتصاب و آزادی فوری و بی قید و شرط زندانیان سیاسی، چند سال است فریاد زده میشود، با قتل مهسا امینی به اتهام بدحجابی خیزش " زن، زندگی، آزادی" در ادامه این اعتراضات بوقوع پیوست.

حاکمیت جمهوری اسلامی سالهاست در تلاش است با تثبیت موقعیت اقتصادی- سیاسی خود در منطقه به عنوان قدرت برتر دست بالا را داشته باشد. افزایش حضور چین و روسیه در منطقه و روابط اقتصادی و سیاسی نزدیک با ایران، عضویت ایران در پیمان شانگهای و عضویت اخیرش در بریکس، روابط سیاسی اقتصادی با عربستان سعودی و آفریقای جنوبی، توافقات اخیر جمهوری اسلامی با آمریکا که با آزادشدن شهروندان ایرانی و آمریکایی در زندانهای جمهوری اسلامی و رفع انسداد در آمدهای نفتی معادل هفت میلیارد دلار ایران در کره جنوبی فرصتی را از نظر استراتژیکی برای جمهوری اسلامی ایجاد نموده که ضمن تثبیت خود در منطقه زمینه ایی را بوجود آورد که بر معضلات اقتصادی خود و تضمین تداوم حاکمیتش فائق آید.    

بدون درک و ارزیابی از اوضاع جهانی و موقعیت جمهوری اسلامی در بطن این اوضاع نمی توان به یک درک و تحلیل درست از اوضاع داخل هم دست یافت. خیزش "زن، زندگی، آزادی" که بر خلاف تصورات اپوزیسیون چپ آن را انقلاب و قیام نامیدند و همچنین اپوزیسیون فرصت طلب راست با هزینه نمودن و حمایت کشورهای امپریالیستی در پی آن بود این خیزش را با تمام تلاشهای مذبوحانه اش به نفع خود مصادره نماید، اما نکته عزیمت این حرکت اجتماعی را باید در نارضایتهای اجتماعی و اقتصادی بیش از هفتاد درصد مردم بجان آمده درگیر در اعتراضات که درصد قابل توجهی از زنان و جوانان را هم شامل میشود، جستجو نمود. در واقع اعتراضاتی در جهت تغییرات بنیادی.

نقش برجسته مبارزه و مقاومت زنان در این خیزش که هنوز هم به اشکال مختلف ادامه دارد از برجستگیهای این خیزش بود. نه تنها زنان به عنوان نیمی از جمعیت جامعه بلکه کل جامعه ایران این را دریافته اند که تحمیل حجاب اجباری و نهادینه نمودن قوانین مذهبی اسلامی در به انقیاد کشیدن زنان  در طول حاکمیت اسلامی تبدیل شده به یک چالش اجتماعی مستمر برای نیمی از جامعه. با این حال زنان علیرغم محدویتهای ساختاری حکومت اسلامی که در بیشتر مواقع با سرکوب و خشونت همراه است به بخش مهمی چه به لحاظ تحصیل و چه به لحاظ نیروی اشتغال به کار تحت عنوان مشاغل رسمی و غیر رسمی در جامعه تبدیل شدند که در تامین مخارج خود و خانواده نقش مهم ایفاء می کنند. این موقعیت اجتماعی زنان یکی از پایه اترین دلائل قدرت جنبش اعتراضی زنان از مراسم ۸ مارس ۱۳۵۸ تا این خیزش اخیر بوده است.

خیزش " زن، زندگی، آزادی " از این پتانسیل برخوردار بود که دهها بند از قوانین ارتجاعی، زن ستیز و مرد سالار جمهوری اسلامی که چند دهه زنان را از اولیه ترین خواستهای اجتماعی و آزادیهای فردی محروم نموده را به چالش بکشاند. زنان با شجاعت و آگاهی نظام جمهوری اسلامی را مورد نشانه گرفته اند، که سالها است با برافراشتن پرچم آپارتاید جنسی و نهادینه نمودن قوانین ارتجاعی ضد زن در تلاش بوده زنان را از عرصه های اقتصادی- سیاسی و اجتماعی جامعه حذف نماید. مبارزه زنان در "خیزش زن، زندگی، آزادی"  ساختار ایدئولوژیک نظام جمهوری اسلامی را زیر سوال برد. این خیزش مسائل زنان را به مثابه بخشی از مسائل اجتماعی- حقوقی مطرح نمود و جنبش عمومی زنان را  به عنوان یک جنبش توده ایی که زنان پیشتازان آنند به جلو صحنه آورد، مبارزه و اعتماد توده های زنان را بخود افزایش داد، زنانی که استثمار شده، به عنوان جنس دست دوم تحت تسلط مردان توسط قدرت کارفرمایان، و جامعه نابرابر بورژوایی محسوب میشوند. زنان مبارز در طول چند ماه مبارزه تنگاتنگ با نیروهای بغایت سرکوبگر جمهوری اسلامی از زندان، شکنجه و تجاوز و اعدام نهراسیدند، شجاعت و عزم راسخ به آزاد شدن و قابلیتها و استعدادهایشان نه تنها در حضور جامعه ایران بلکه در جهان هم زبان زد عام و خاص شد. مبارزه زنان و استقامتشان در مقابل یکی از هارترین دیکتاتورهای منطقه تحسین جهانیان را بر انگیخت و زمینه ساز اتحاد و همبستگی جنبش زنان ایران با جنبش زنان در سطح جهان شد.

درگیر شدن زنان سر مسئله حجاب با سرکوبگران جمهوری اسلامی که هنوز بقوت خود باقی است به عنوان یک مطالبه عمومی به حاکمیت تحمیل شد. مقاومت زنان که با ضرب و شتم و بی حرمتی مزدوران حافظ نظام سرمایه داری همراه است نوک حمله به قوانین متحجر نظام مردسالاری است که یکی از ارکانهای آن هر چند کوچک خانواده است، خانواده ایی که با حق مالکیت مرد در خانواده زن و فرزندان برده های شوهر یا مردان خانواده هستند. خانواده درون خود در همین سطح کوچک تمام تضادهایی را دارا است که بعدها در مقیاس گسترده بین جامعه و مناسبات سرمایه داری جمهوری اسلامی بسط یافته که ما به ازای آن قوانین ارتجاعی مدون شده ضد زنی است که به عریانترین شکل بر زنان اعمال میشود. خیزش "زن، زندگی، آزادی" پس از یک مبارزه سر سختانه حاوی دستاوردهای ارزنده ایی است و بدون شک زمینه را برای دستاوردهای آینده در میان زنان فراهم خواهد ساخت. 

امروز که در آستانه ساگرد این خیزش هستیم، و فروکش کرده است، اما هنوز کما کان کشمکش بین نیروهای سرکوبگر و جنبش زنان و دانشجویی و خانواده هایی که فرزندان عزیزشان را در این خیزش از دست داده اند و یا در زندانها هستند بقوت خود باقی است. رژیم با حمله گسترده و وحشت از دوباره شعله ور شدن این خیزش، تعدادی بسیاری را دستگیر نموده، فضای خشونت و سرکوب بشدت بالا گرفته و مبارزه بر ضد بی حجابی در اشکال مختلف ادامه دارد، اما هنوز در همین سطح هم مقاومت و مبارزه تعطیل نشده است. بهمین دلیل نگاهها و نگرشهای متفاوتی نسبت به این خیزش با نزدیک شدن سالگرد آن مطرح است. اما بدون بررسی دستاوردهای آن که اشاره شد و نکات ضعف و ماهیت این خیزش و اقشاری که در بستر مبارزاتی آن نقش داشتند نمی توان به یک تحلیل درست طبقاتی دست یافت.

از دی ۹۶ و بطور قطع از آبان ۹۸ پرونده رژیم با جناحهای حکومتی حاکم از اصلاح طلبان و اصولگرایان بسته شد. حرکتهای اجتماعی سراسری در این دو خیزش با شعار سرنگونی جمهوری اسلامی در بیشترین شهرهای ایران گواه بر این امر بود. اینکه  خیزش "زن، زندگی، آزادی" انقلاب، جنبش و یا قیام نامیده شود تاثیری در محتوای حرکت ندارد. هر چند تا به امروز تعداد قابل توجهی کشته شده و قریب بیست هزار نفر در زندانها بسر میبرند اما تغییری در واقعیت جامعه موجود که میلیونها انسان با مصائب اقتصادی، تورم، بیکاری، فقر و گرسنگی و سرکوبهای وحشیانه حکومتی دست و پنجه نرم می کنند و هر روز عرصه زندگی را بر مردم تنگتر می نمایند، نمی دهد. تبعیضات و اعتراضات کف خیابان به درستی این را ثابت نموده اند که مشکل تنها بر سر حجاب نیست. و ارقام چشمگیر اعتراضات و اعتصابات در سال های اخیر در ایران  و بازتاب آن نیاز مبرم به تغییرات اساسی و بنیادی در جامعه را دارد که در چشم انداز" زن، زندگی، آزادی" به عنوان یک خیزش نمی تواند پاسخ بگیرد. این خیزش توانست در راستای ستم جنسیتی و اجحافاتی که بر زنان روا شده، یا نابرابریهای اجتماعی حاکمیت را به چالش بکشد اما قادر نبود در قامت یک حرکت اجتماعی دیگر جنبشهای مطالباتی را با خود متحد کند. هر چند طیف چشمگیری از کارگران، فرزندان کارگران، زنان که درصدی از آنها به طبقات فرودست جامعه تعلق دارند در این مبارزه و اعتراضات نقش چشمگیری داشتند یا بیشتر افرادی که اعدام شدند کارگر و یا فرزندان کارگران بودند، یا بخشا زندانی سیاسی هستند. اما طبقه کارگر و یا دیگر جنبشهای اجتماعی بمثابه یک طبقه یا جنبش حضورشان در این اعتراضات غایب بود.

تا جائیکه به اپوزیسیون چپ بر میگردد به دلیل پراکندگی و سر درگمی نتوانست نقش تعیین کننده ایی در اعتراضات داشته باشد. علیرغم اینکه اپوزیسیون راست در خارج کشور فعال  و در عین حال از انسجام درونی برخوردار نبود بعد از تلاش های شاهزاده و جبهه سلطنت طلبان، نه تنها نتوانستند کار بجایی ببرند بلکه با شکاف هایی جدی در درون اپوزیسیون روبرو شدند. و در نهایت اپوزیسیون راست هم با گرد و خاکی که بپا کرد نتوانست کار بجایی ببرد. میرحسین موسوی و پلاتفرمش هم نتوانست از این اوضاع مشتت بکاهد اما با استفاده از فرصت بدست آمده توانست زمینه توافقاتی میان باندهای راست اپوزیسیون با بخش هایی از حاکمیت را در جهت حفظ نظام جمهوری اسلامی را هموار کند.

تا به نقش مبارزه زنان در این خیزش بر میگردد، خیزش " زن، زندگی، آزادی" و تداوم آن را باید بازتابی از جنبش زنان دید که محصول تحرکات وسیعی از زنان در طول بیش از چهار دهه یعنی از مقطع انقلاب ۵۷ تا کنون میباشد، که زنان را درتجمعات وسیع به خیابانها به مبارزه دسته جمعی کشانده است. از همه مهمتر ظلم و ستم بی اندازه ایی که به دلیل جنس زن بودن بر آنها روا شده است، از تلاش مُدام و مبارزه برای برابری حقوق فردی و جایگاه اجتماعی خود و کسب آزادی لحظه ای از پای ننشسته اند. مطالبات این خیزش توانست بخشی از مطالبات رفع ستم جنسیتی را پوشش دهد. شکی در این نیست که خواستهای حقوقی زنان و اصلاحاتی که در این راستا صورت گیرد، به این شرط در هر قدم راه یک دگرگونی اجتماعی در ساختارهای نظام سرمایه داری را هموار کند، بسیار ارزشمند خواهد بود. رفرمها از هر گونه و نوعی باشند قدمی رو بجلو برای تقویت جنبش زنان اند. ارزش و اهمیت اصلاحات بدرجه ایی می تواند ستم جنسیتی زنان را کاهش دهند، اما آنها به خودی خود نمی توانند تغییری پایه ای در شرایط اجتماعی و اقتصادی زنان بوجود آورند. امروزه هر رفرمی در جامعه ایران بتواند به میزانی تغییراتی حقوقی در وضعیت زنان بوجود آورد قطعاً از آن استقبال خواهد شد، اما بورژوازی ایران حتی در ایده آل ترین شکل و در کامل ترین پلاتفرمش قادر به چنین کاری نیست به این دلیل که تضمین چنین حقوقی در ایران در گرو تحول در بنیادهای اقتصادی و اجتماعی است. حاکمیت اسلامی امروز، برای تامین سودآوری بیشتر مانعی در تحقق نیافتن این خواستهای حقوقی است.

بحث بر سر این است که کدام حرکت اجتماعی سازمانیافته می تواند به مسائل معیشتی و رفاه عمومی میلیونها نفر در جامعه از جمله زنان پاسخ دهد. کدام تغییر و آلترناتیو در جامعه تضمین کننده لغو استثمار و کار مزدی برای رفع تبعیضات می تواند باشد. اعتراضات جنبشهای مطالباتی امروز کف خیابان به درست تاکید بر این دارد که معضلات و مشکلات جامعه اقتصادی- اجتماعی است قطعا بخش زیادی از مطالبات زنان را هم در بر میگیرد. خیزش " زن، زندگی، آزادی" چشم انداز تغییر و تحولی که قادر باشد به ساختارهای نظام سرمایه داری دست ببرد و منجر به انقلابی شود را نداشت. با چنین رویکردی است است که مبارزه برعلیه مناسبات نابرابر موجود نیاز به سازمانیابی اجتماعی طبقه کارگر و جنبشهای اجتماعی دیگر را دارد. " خیزش، زن، زندگی، آزادی" می تواند به عنوان بخشی از این مبارزات طبقاتی معنی پیدا کند.

اگر درک درست از انقلاب این باشد که نظام سرمایه داری حاکم مسبب این مصائب است، پس این نظام باید هدف قرار گیرد، نه سرنگونی و نه فقط سکولاریسم. اعتراضات اجتماعی موجود و بویژه طبقه کارگر باید در این سمت و سو سازمان یابد، تنها از این طریق است می توان از سرمایه داری عبور کرد. نه راه عبور فقط تغییر از بالا در میان جناحهای مختلف حکومت با حفظ مناسبات سرمایه داری.

باید این توجه را داد، جریاناتی که این خیزش را انقلاب یا قیام خطاب میکنند، صرفنظر از ماهیت خود خیزش " زن، زندگی، آزادی" بدون توجه به اوضاع اقتصادی، سیاسی و اجتماعی جمهوری اسلامی در منطقه و بین المللی که روند رشد و تثبیت رو به جلو را دارد و ازحمایت کامل امپریالیستها برخوردار است، و همچنین نیروی طبقاتی طبقه کارگر در تقابل با سرمایه هنوز از سازمانها و تشکلهای اجتماعی خود محروم است و در قامت یک طبقه حضور ندارد،  سخن از انقلاب یا دگرگونی خطایی بیش نخواهد بود.

خیزش " زن، زندگی، آزادی" توانست حجاب را به عنوان یک مطالبه به حاکمیت تحمیل کند، بمراتبی فضای سیاسی جامعه را تغییر داد، زمینه اتحاد بین جنبش زنان و دانشجویی را تا حدودی تقویت کند، توجه جهانیان را به مبارزات ضد آپارتاید جنسیتی زنان جلب نماید، آرامش را از نیروهای امنیتی و سرکوبگر بگیرد و به اختلافات درون حکومت دامن بزند اما هنوز زنان برای دست یافتن به خواستها و مطالباتشان و برابری کامل راه پر فراز و نشیبی را در پیش دارند ضمن اینکه مبارزاتشان به مبارزه طبقاتی جاری گره خورده اما هنوز ادامه دارد. فعالین جنبش زنان ضمن مبارزه برای رفع ستم جنسیتی، لازمه اش این است که مبارزه برای رفع ستم طبقاتی را هم مد نظر داشته باشند، زیرا نابرابری بین زن و مرد، که میراث شرایط اجتماعی است، نه علت بلکه معلول ستم اقتصادی بر زنان است. بنابراین، دست یابی به برابری کامل و رهایی زنان منوط به رفع ستم جنسیتی و طبقاتی است و این امر طبقه کارگر سازمان یافته است. بخشی از جنبش زنان زنان کارگرانند که در این خیزش نقش بارزی نداشتند، هر چند بطور فردی حضور داشتند اما در قامت بخشی از طبقه کارگر ظاهر نشدند. زنان کارگر ضمن اینکه بخش وسیعی از طبقه کارگراند بلکه بخشی از جنبش زنان هم هستند. بر این مبنا سازمان دادن زنان کارگر و متحد نمودن جنبش زنان و جنبش کارگری در رسالت طبقه کارگر است. متحقق شدن مطالبات جنبش زنان، همچون مبارزات مطالباتی دیگر جنبشهای اجتماعی در فرآیند یک تغییر بنیادی، انقلابی و اجتماعی بدون حضور طبقه کارگر سازمان یافته امکانپذیر نیست. با ندیده گرفتن جنبه طبقاتی هر حرکت اجتماعی منجمله خیزش " زن، زندگی، آزادی" ضمن اینکه حامل دستاوردهایی بود نمی تواند تضمین کننده چشم انداز آتی برای تحقق خواستهای پایه ایی زنان باشد.  

۲۴ آگوست ۲۰۲۳

 

مطالبی که فقط متعلق به اين سايت مي‌باشد، انتشار آن با درج منبع آزاد است