درباره ما

سایت‌های دیگر

صوتی و تصویری

مقالات

اخبار و گزارشات

اطلاعيه‌ها و بيانيه‌ها

صفحه نخست

 

 

 

گزارش ارسالی برای جمعی از فعالین کارگری 

 

توضیحی کوتاه:

گزارشی  که پیش رو دارید دومین گزارشی است که چندی قبل از طرف رفقا و دوستان ما ارسال شده بود. (گزارش اول را می توانید در وبلاگ ما به آدرس j-f.blogfa.com دریافت کنید ).

گزارش  دوم :

چرا ایستاده ای!

بازوانت را بگشای بسویم

به دیدگانم ببخش روشنایی را

و در اندیشه ام برافروز آگاهی را

كه عصیان حق منست

چرا ایستاده ای!

فتیله كجاست؟

نشانم بده تا آنرا برافروزم

آنها، آنجا، منتظرند.

چرا ایستاده ای؟

من فرزند میلیونهایی هستم كه در شبانه روز

بیست و چهار ساعت كار میكنند

من اوج فریاد آنانم.

چرا ایستاده ای!

فیتله کجاست؟

نشانم بده تا آنرا بر افروزم

دلت را به دلهای ما بیافزای

حمله ای در كار است

حمله بر خورشید

خورشید را تسخیر خواهیم كرد

این فتح، نزدیكست!

«ترکیب»

 

پرزهای معلق درهوا

 

untitled1

در كارگاه قالی‌بافى تنها صداى خسته‌ى زن‌هایى به‌گوش می‌رسد كه رنگ‌ها را آواز كه نه، ناله می‌كنند:،دو‌تا قهوه‌ای، یكى زرد به زیر، دو تا نارنجی،..

 

در یکی از روزهایی که همه روزه کارگران قالیبافی ها آنجا در حال استثمار شدنند، یعنی به یکی از شهرستانها "اسفراین"میرویم، وارد کارگاهی در زیر زمین می شویم که کارگرهای آنجا پرزهای معلق درهوا را با هر دمی که فرو میبرند خبر از ساعات طولانی کار، پا درد، کمر درد، تنگی نفس، ریه درد و سرفه های ناجورمیدهد. چند تا از كارگران سل گرفته اند. یا آنقدر از جایشان تكان نخورده اند كه خونشان خشكیده است.

….

سعی می کنیم دور از چشم کارفرما از شرایط کارشان سئوال کنیم. 

شما روزی چند ساعت پشت دار قالی می نشینی:  روزى دوازده‌ ساعت تا چهار ده ساعت

رازی هستی ؟

می‌گوید: خدا را شكر كارفرماى ما خیلى خوب است!.

چقدر حقوق می گیری؟

 اگر روزى دوازده ساعت كار كنیم سه هزارتومان مزد می‌دهد.

…..

كارفرمایش نزدیك به ما ایستاده و با دقت همه چیز را زیر نظر دارد. گاهى هم لازم می‌داند كه خودش هم وارد بحث شود:  بستگى به كارشان دارد، بعضى روزها مزدشان سه هزار و پانصد تومان هم می‌شود. این كارگران زن حتى به مزد سه هزارتومان در ازاى دوازده ساعت كار هم چنان محتاج‌اند كه حضور كارفرما می‌ترساندشان، مبادا كلامى خلاف میل او بگویند. عجیب است اما به طرز هولناكى واقعیت دارد. چاره‌اى براى ما نمی‌ماند جز اینكه جایى دیگر به سراغشان برویم/

 
زنى كه توى كارگاه براى داشتن چنین كارفرمایى خدارا شكر می‌كرد، اینك در خانه‌اش كنار شوهرش نشسته است.

1

 

: دو سال پیش چندتا از خانم‌هاى قالیباف را جمع كردم و قرار شد خودمان كارگاه راه‌ بیندازیم و كنار هم كار كنیم. برنامه داشتیم كه جفت‌بافى كنیم و بیشتر وقت بگذاریم كه كار بهتر بشود. توى شهرمان كسى براى ما دارقالى نمی‌زد، نخ نمی‌فروخت. همه وسایل را از واسطه‌ها گران‌ترخریدیم. طلاهایمان را فروختیم و بعضى از خانم‌ها كه طلا نداشتند وسایل خانه‌شان را فروختند یا قرض گرفتند و دارها را زدیم. سه ماه شبانه روز كار كردیم. روزى هجده ساعت حتى...

تقریبا كار تمام شده بود. یك روز صبح زود كه آمدیم كارگاه دیدیم انگار كه مغول ها حمله كرده باشند. شبانه با چاقو و قیچى افتاده بودند به جان فرش‌ها و ریز ریز كرده بودند. هر تكه اندازه یك كف دست. می‌دانستیم كار چه كسى است. اما چه كار می‌كردیم؟

…..
"به یاد لبخند زوركى كارفرمایشان می‌افتیم؛ وقتى گفت: این سرمایه‌اى كه من براى تولید و كارآفرینى ‏گذاشتم، اگر توى بانك خوابانده بودم سود بیشترى نصیبم می‌شد.

پس چرا سراغ این كار آمدید؟

 گفت: فقط به خاطر این است كه یك نانى سر سفره این زن‌هاى بی‌نوا بگذارم."!!

…..

از او می خواهیم اگر میشود برود و چند نفر از همکاران خود را صدا بزند تا با آنها هم صحبتی داشته باشم.

 

زن می‌رود سراغ همكارانش. خانه‌هایشان نزدیك به هم است. دراین فاصله از شوهرش می‌پرسیم:

 یعنى به هیچ طریقى نمی‌شود جلوى این دارودسته ایستاد؟

: اینها هم نباشند یك دارودسته دیگر.

 فرش دست اینهاست و دست اینها هم توى دست هم است.

 شاید بگوید براى یك همچنین سرمایه‌دارهایى چه اهمیتى دارد كه یك زن با پول خودش قالى ببافد؟ اما اینها می‌دانند كه اگر اولى از راه خودش برود باقى هم دنبالش می‌آیند. به خاطر همین همه راه‌هاى قالىبافى شخصى را بسته‌اند. بالاخره یكجاى كار همیشه لنگ این دارودسته‌هاست. از زمان برپاكردن دارقالى تا وقت بافتن و خرید نخ و آخر سر هم قیچى زدن و جلا دادن و حتى فروختن، اینها با هم‌اند. در هر كدام از این مراحل اگر كار پیش اینها گیر كند، سرمایه نابود شده است.

1

 

....

 زنان كارگر وارد می‌شوند و دورتادور اتاق می‌نشینند. مردهایشان هم می‌آیند و گاهى از پشت شیشه نگاهمان می‌كنند. مرد صاحب خانه تعارف می‌كند و آنها دستى تكان می‌دهند و می‌روند.

 
می‌پرسیم:

چرا براى خودتان كار نمی‌كنید؟

 سرمایه این كار حدود سی‌صد هزارتومان است و سودش هم بد نیست.

 چرا نیروى كارتان را ارزان می‌فروشید؟

 زن‌ها به هم نگاه می‌كنند. یكى از آنها می‌گوید:

اگر بخواهیم براى خودمان كار كنیم نخ را گران حساب می‌كنند. هیچ وقت هم به اندازه‌اى كه لازم داریم نمی‌فروشند. مثلا چند كیلو می‌دهند و بعد می‌گویند بباف، نخ‌ها كه تمام شد بیا دوباره بخر. وقتى نخ تمام شد می‌گویند از این نخ تمام كرده‌ایم چون مى دانند از جاى دیگرى نمی‌شود نخ تهیه كرد.

دیگری توضیح می‌دهد:

 

رنگ هر رنگرزى با رنگرزى دیگر فرق دارد. مثلا هیچوقت دوتا "لاكى" عین هم نیستند. یكى سیر تر است و یكى كم رنگ‌تر. لاكی‌هاى یك قالى حتما باید از یك رنگ‌رزى باشند وگرنه توى كار نشان می‌دهد و قالى را دورنگ می‌كند. قالى هم كه دورنگ شد به یك پنجم قیمت می‌خرند؛ اگر بخرند .

 

زن صاحبخانه رو به یكى از زن‌ها می‌گوید: شما بگو!

 

 : شوهرم "مقنى" بود. توى چاه ماند و مرد. تا وقتى بود نمی‌گذاشت قالى ببافم. بعد از مرگش براى خرج زندگى چند تكه طلا فروختم و دار قالى زدم. چندماه براى خودم كار می‌كردم و وقتى كار به نصفه رسید یكى از رنگ‌هایم تمام شد. سراغ همان نخ‌فروشى كه نخ‌هایم را از او خریده بودم رفتم اما با اینكه نخ‌ها را توى مغازه دیدم، گفت: ندارم. چند وقت كارم را خواباندم و دائم می‌رفتم و می‌آمدم اما نخ نمی‌فروخت. آخر سر التماس كردم و گفتم من با این قالى نان دو تا بچه یتیم را می‌دهم. گفت من كه با شما دشمنى ندارم. اگر به شما نخ بفروشم من را از نان خوردن می‌اندازند. از روى ناچارى قالى نصفه را به صاحب یكى از شركت‌ها فروختم كه به اندازه پول دار و نخ‌ها، خرید.

 

: زن دیگرى می‌گوید كارگاهى كه شما دیدید یك بخش كوچكى از كارهاى این شركت‌هاى قالی‌بافى است. اكثر كارگران توى خانه براى این شركت‌ها كار می‌كنند. آنها توى خانه‌هاى ما دار قالى می‌زنند و در ازاى هر پود "دویست و هفتاد" تومان مزد می‌دهند. كار كه تمام شد قالى را جمع می‌كنند و می‌برند.

 :ادامه می‌دهد، من و سه تا از دختر‌هایم توى خانه براى این شركت قالى می‌بافیم. یكى هفت ساله و یكى ده ساله و یكى هم یازده ساله. وقتى از مدرسه می‌آیند پشت دار قالى می‌نشینند تا وقت غروب. موقع برنامه كودك تلویزیون استراحت می‌كنند و بعد از آن دوباره كار می‌كنیم تا شب. نوبتى می‌روند و مشق‌هایشان را می‌نویسند و می‌آیند."

:دیگرى رو به جمع زنان می‌گوید فاطمه خانم یادتان هست؟ خودش می‌گوید: شوهرش معتاد بود. كار نمی‌كرد. خرج خانه را این زن با قالى بافى می‌داد. یكبار حال شوهرش خیلى خراب می‌شود و شروع می‌كند به داد و فریاد و كتك زدن زنش. زن‌هم فرار می‌كند خانه همسایه. چند ساعت بعد كه می‌آید می‌بیند شوهرش تارهاى قالى نیمه كاره را قیچى زده و قالى را از دار جدا كرده و برده بفروشد. با تعجب می‌پرسم: فروخت؟ زن‌ها سرتكان می‌دهند. به قدر یك زیرانداز فروخته بود، ده هزارتومان.

 

10478_477

 

 زن‌صاحبخانه می‌گوید: صاحب قالى یك شركت بود. فاطمه خانم پانصد هزارتومان بدهكار شد. شش ماه مجانى براى شركت كار میكرد.

 

بیماری‌هاى شغلى زنان قالیباف:

در این گزارش سخنان زنان قالیباف را از دردهاى ناشى از كارشان منعكس نكردیم. در عوض به سراغ دكتر "م – خ " رفتیم كه تحقیقاتى درباره قالیبافان انجام داده است. او معتقد است: علیرغم بررسى هاى همه گیرشناسى متعددى كه بر روى بیمارى هاى گوناگون ( اعم از مسرى یا غیر قابل سرایت) در گروه هاى مختلف اجتماعى انجام شده؛ اما این گروه از كارگران یعنى دختران و زنان جوانى كه تحت شرایط بسیار نامناسب بهداشتى به كارى سنگین و طاقت فرسا همچون قالى بافى مشغول هستند در معرض ابتلا به ناهنجارى هاى عفونى و غیرعفونى متعددى قرار دارند، بیمارى هاى تهدیدكننده دختران قالى باف شاغل در كارگاه‌ها را می‌توان به دو گروه عمده تقسیم كرد. گروه اول "عفونت هاى قابل سرایت"  هستند كه مربوط مى شود به كار در شرایط غیربهداشتى فاقد تهویه مناسب و محیط و فضاى كار آلوده كننده. گروه دوم "بیماری‌هاى متابولیك، روماتیسمى و استخوانى ـ مفصلى غیر ارثى" هستند كه بیشتر در ارتباط با نوع تغذیه و شیوه و چگونگى وضعیت كارى كارگران ( ساعات یكنواخت بى حركتی، تمركز بر روى كار و فشار بر مهره هاى كمری، پشتى و گردنی، و كار سنگین و مداوم با دست و انگشتان) حادث مى شود."

 

گروه اول یعنى "عفونت هاى قابل سرایت" دختران نوجوان در حول و حوش سنین بلوغ، در مناطقى از ایران كه آلودگى سل شایع است ( همانند فرزندان مادران مبتلا به سل ریوى خلط مثبت) گروه بسیار پرخطرى از لحاظ ابتلا به عفونت اولیه سل محسوب مى شوند. شرایط كارى این گروه از كارگران ــ دختران جوانى كه ساعات مستمر در محیطى بدون تهویه مناسب، و در تماس طولانى مدت و مداوم با یكدیگر مشغول به كار هستند ــ آنان را بشدت مستعد ابتلا به عفونت اولیه سل مى كند ( كه ممكن است علامت دار باشد و بصورت تب و تعریق و ضعف و سرفه هاى مزمن بروز كند؛ و یا به كلى فاقد علائم حاد باشد و آنان را سال ها بعد به اشكال مختلف سل ریوی، استخوانی، مغزی، مفصلی، شكمی، پریكارد، ادرارى تناسلی، و سایر انواع مبتلا كند و مشكلاتى همچون نازائی، تخریب استخوانى و حتى فلج اندام تحتانی، عفونت مغزى و در نهایت مرگ را بدنبال داشته باشد.)

اگر در محیطى بسته، فقط یك بیمار مبتلا به سل ریوى وجود داشته باشد، علاوه بر ضرورت استفاده از ماسك مناسب، شش بار تهویه فضاى اتاق به محیط بیرون الزامى است كه چنین شرایطى عملا در این محیط هاى كارى ممكن نیست. اگر امكان داشت كه گروه پرخطر ــ یعنى افرادى با سفتى پوستى بیش از ده میلیمتر بدنبال تزریق داخل جلدى تست سل، بدون علائم تنفسى و با عكس سینه طبیعى ــ شناسائى شوند، تجویز داروى پیشگیرانه مى توانست آنان را در مقابل عودهاى علامتدار و دیررس و بعضا كشنده انواع سل مقاومت نسبى ببخشد. شناسائى بیماران هم علاوه بر درمان خودشان مانع از سرایت عفونت به دیگران میباشد كه به بهبود این شرایط كمك میكرد.

سقف كوتاه كارگاه قالی‌بافى) زیرزمین!) عدم تهویه مناسب و كافى فضاى مورد تنفس حین كار، شیوع بالاى عفونت سل در كشور بخصوص در مناطق با سطح درآمد پائین و امكانات بهداشتى ناكافی، و همچنین تماس نزدیك و طولانى مدت كارگران با یكدیگر در محیط كار؛ همگى عواملى هستند كه احتمال این ابتلا را تقویت مى بخشند. حال آنكه پیشگیرى یا به حداقل رساندن كسب عفونت از طریق تأمین شرایط كارى مناسب، شناسائى بیماران و اقداماتى از این دست، این خطر را بشدت كاهش مى دهد. بخصوص كه اكثر بیمارانى كه در چنین محیط هائی، تبدار هستند و سرفه مى كنند؛ بدون بررسى لازم و كافى اولیه، در ابتدا به حساب پنومونى ( ذات الریه) معمول گذاشته میشوند تا بیمارى پیشرفت كند و تازه آنگاه ـ و احتمالا پس از آلوده كردن عده اى از كارگران دیگر ـ بیمار به مراكز تخصصى ارجاع مى شود. متأسفانه در چنین مواردى هم طبق دستورالعمل عجیب و غریب كشورى موارد تماس یافته با بیمار مسلول، تنها در صورتى كه كمتر از شش سال داشته باشند، نیاز به پیگیرى دارند و در سنین بالاتر فقط در صورت بروز علائم مشكوك به ابتلاى سل مورد ارزیابى قرار مى گیرند."

از دیگر بیمارى هاى عفونى قابل سرایت در چنین شرایط كارى نامناسبى ذات الریه هاى باكتریال، اسهال هاى عفونی، شپش سر، گال و بیمارى هاى انگلى دیگر را نام برد و برخى از كارگران قالی‌باف هم بدلیل نقایص ایمنى زمینه اى كه دارند ــ و ممكن است خود را تا سنین بلوغ نشان ندهند ــ ابتلا به قارچ ها یا میكروب هاى ناشایع و عفونت هاى مكرر نامعمول نیست. هرگونه بیمارى طول كشنده و مزمن ریوى در این گروه از كارگران نیاز به ارجاع فورى به یك پزشك متخصص در زمینه بیمارى هاى ریوى و یا عفونى دارد كه معمولا به دلیل فقر مالى بافندگان فرش و همچنین فقدان بیمه‌و حمایت‌هاى قانونى دیگر، این كارگران به پزشك متخصص مراجعه نمی‌كنند."

اما گروه دوم بیماری‌هاى شایع در میان زنان قالی‌باف یعنى "بیماری‌هاى سیستمیك یا موضعی، و غیر مسرى" اشاره كرد و گفت: تنها بیمارى هاى عفونى و قابل سرایت نیستند كه كارگرانى را كه در شرایط كارى بسیار نامناسب ( از لحاظ تأمین نور و تهویه هواى كافى) مشغول به كار هستند تهدید مى كند. برخى از بیماران، زمینه اى آلرژیك ــ از جمله آسم و یا پنومونى هاى آلرژیك غیر آسمى ــ دارند كه تحت این شرایط كارى و فقدان تهویه مناسب در معرض استنشاق مكرر (مواد آلرژن یا حساسیت زا، منجمله قارچ آسپرژیلوس) هستند كه مى تواند برایشان بیمارى هاى ریوى حاد با علائمى مثل تنگى نفس و خس خس سینه ایجاد كند. گاهى شدت حمله به حدى است كه میزان هواى ورودى براى تنفس مؤثر كافى نیست. حتى در برخى از بیماران مبتلا به آسم خفیف و بدون علامتى كه تا بحال بدون تشخیص مانده؛ بروز چنین شرایطى موجب تشدید بیمارى زمینه اى ایشان میشود.

از دیگر بیمارى هاى غیرعفونى شایع میان قالی‌بافان، مشكلات استخوانى ـ مفصلى است كه كار مداوم، بیحركتى طولانى در وضعیتى نشسته، و فشارى كه بر مهره هاى كمری، پشتى و یا گردنى وارد مى آید مى تواند منجر به ناهنجارى هاى استخوانى ـ مفصلى شود كه بیشتر در بزرگسالانى كه به كار قالی‌بافى اشتغال دارند انتظار میرود.

در پایان باید گفت : رسیدگى و انعكاس مسائل و مشكلات زنان قالی‌باف كه هیچ تكیه‌گاهى ندارند، امرى ضروری، حیاتى و یك "واجب عینى" است.

 

untitled

 

  

اینها تنها گوشه های كوچكی از شدت ستم و استثمار بر میلیونها توده ای است كه براستی در اعماق جامعه زندگی می كنند. سرنوشت اینان را بتی بنام قالی رقم می زند؛ بتی كه "دیگرانش" می پرستند. زخم ناشی از داغ قالیبافی بر پیكر جامعه ما چنان عمیق است كه حتی در گوشه هائی از هنر و ادبیات معاصر ایران (كه معمولا در آن كمتر به زندگی، كار و مبارزه طبقات تحتانی پرداخته می شود) به ثبت رسیده است.

 

 

جمعی از فعالین کارگری (جافک)

j-f.blogfa.com

f-kargari.blogfa.com

kargaranfa@gmail.com

 

 

 

 

ضمیمه :

 

با استناد به آمار و ارقام ارائه شده در جداول مربوط به وضعیت شركتهای تعاونی تولیدی تا تاریخ 29/12/86  جمعاً 116461 شركت تعاونی تشكیل گردیده است. از این تعداد54735 تعاونی تولیدی معادل 47 درصد كل تعاونیهای تشكیل شده  شامل  19833 تعاونی تولیدی  فعال؛ 10082 تعاونی تولیدی غیرفعال؛ و 24820 تعاونی تولیدی در دست اجرا می‌باشد.

در تعاونیهای فعال تعداد اعضاء 575331 نفر؛ تعداد اشتغال 219644 نفر و میزان سرمایه 5909900 میلیون ریال می‌باشد.

در تعاونیهای غیرفعال تعداد اعضاء 194795 نفر؛ تعداد اشتغال 91925 نفر و میزان سرمایه 378486 میلیون ریال می‌باشد.

در كل تعاونیهای تولیدی(فعال +غیر فعال + در دست اجرا) تعداد اعضاء 1025580 نفر؛ تعداد اشتغال 529654 نفر و میزان سرمایه 7709933  میلیون ریال می‌باشد.

در تعاونیهای در دست اجرا تعداد اعضاء 255505 نفر؛ تعداد اشتغال 218155 نفر و میزان سرمایه 1421630 میلیون ریال می‌باشد

 

 

مقایسه گرایشهای مختلف در تعاونیهای تولیدی فعال:

در تعاونیهای تولیدی فعال بیشترین تعداد مربوط به شركتهای تعاونی كشاورزی با رقم 10645 واحد یعنی 7/53 درصد كل تعاونیها و سپس تعاونیهای صنعتی با 5678 واحد معادل 6/28% ؛ تعاونیهای تأمین نیاز تولیدكنندگان با 1916 واحد معادل 7/9% ؛ تعاونیهای معدنی با 923 واحد معادل 6/4% و تعاونیهای فرش دستباف با 671 واحد معادل 4/3% در مراتب بعدی قرار دارند.

بیشترین تعداد اعضاء در تعاونیهای تأمین نیاز تولیدكنندگان با 251767 عضو معادل 44% كل اعضای تعاونیهای تولیدی بوده و پس از آن تعاونیهای كشاورزی با 140762 عضو معادل 24% ؛ تعاونیهای صنعتی با 90767 عضو معادل 6% ؛ تعاونیهای فرش دستباف با 75582 عضو معادل 13% و تعاونیهای معدنی با 16453 عضو معادل 3% كل اعضاء قرار گرفته‌اند.

بیشترین میزان اشتغال در تعاونیهای كشاورزی با 86506 نفر معادل 4/39% كل اشتغال در تعاونیهای تولید  دیده می‌شود. سپس تعاونیهای صنعتی با 66010 نفر معادل 30% كل اشتغال؛ تعاونیهای فرش دستباف با 34986 نفر معادل 16% ؛ تعاونیهای تأمین نیاز تولیدكنندگان با 23368 نفر معادل 6/10%  و تعاونیهای معدنی با 8774 نفر معادل 4% كل اشتغال در تعاونیهای تولیدی می‌باشد.

بیشترین رقم سرمایه‌گذاری در تعاونیهای تأمین نیاز تولیدكنندگان بمیزان 3709941 میلیون ریال معادل 7/62% كل سرمایه گذاری تعاونیهای تولیدی صورت گرفته و در مراتب بعدی تعاونیهای صنعتی با 1411915 میلیون ریال معادل 24% ؛ تعاونیهای كشاورزی بمیزان 613393 میلیون ریال معادل 4/10% تعاونیهای معدنی بمیزان 113725 میلیون ریال معادل 9/1% و تعاونیهای فرش دستباف بمیزان 60925 میلیون ریال معادل 1% قرار دارند.

مقایسه سهم هریك از مؤلفه‌های تعاونیهای تولیدی نسبت به سایر گرایشها

 ( شاخص:تعاونیهای فعال):

در شركتهای تعاونی فعال تعداد تعاونیهای تولیدی با 19833 واحد 2/41 درصد كل تعاونیها را شامل گردیده و پس از آن به ترتیب تعاونیهای خدمات با 9256 واحدو سهم 2/19 درصد؛ تعاونهیای مسكن با 7255 واحد و سهم 15 درصد ؛ تعاونیهای تأمین نیاز مصرف كنندگان با 6436 واحد و سهم 4/13 درصد؛ تعاونیهای چندمنظوره با 1545 واحد و سهم 3/3 درصد؛ تعاونیهای اعتبار با 1481 واحد و سهم 3 درصد؛ تعاونیهای حمل و نقل با 1391 واحد و سهم 3 درصد؛ تعاونیهای عمرانی با 588 واحد و سهم 3/1 درصد و تعاونیهای تأمین نیاز صنوف خدماتی باسهم 6/0 درصد قرار دارند.

در مقایسه تعداد اعضاء؛ شركتهای تعاونی تأمین نیاز مصرف كنندگان با 6475139 عضو و سهم 60 درصد دارای بیشترین تعداد اعضاء بوده و سپس به ترتیب تعاونیهای مسكن با 1378016 عضو و سهم 8/12 درصد؛ تعاونیهای چندمنظوره با عضویت 985546 نفر و سهم 1/9 درصد؛ تعاونیهای خدمات با عضویت 799128 نفر و سهم 4/7 درصد, تعاونیهای تولیدی با عضویت 575331 نفر و سهم 3/5 درصد؛ تعاونیهای اعتبار با عضویت 405989 نفر و سهم 8/3 درصد؛ تعاونیهای حمل و نقل با عضویت 156647 نفر و سهم 4/1 درصد ؛ تعاونیهای تأمین نیاز صنوف خدماتی با عضویت 15112 نفر و سهم 1 درصد و تعاونیهای عمرانی با عضویت 13229 نفر و سهم 1 درصد در مراتب بعدی قرار دارند.

از لحاظ میزان اشتغال تعاونیهای تولیدی با اشتغال 219644 نفر و سهم 9/32 درصدی در مقام نخست قرار داشته و بعد از آن تعاونیهای مسكن با اشتغال 170790 نفر و سهم 6/25 درصد ؛ تعاونیهای خدمات با اشتغال 121536 نفر و سهم 2/18 درصد, تعاونیهای حمل و نقل با اشتغال 59618 نفر و سهم 9/8 درصد؛ تعاونیهای تأمین نیاز مصرف كنندگان با اشتغال 42416 نفر و سهم 4/6 درصد؛ تعاونیهای چندمنظوره با اشتغال 39407 نفر و سهم 9/5 درصد ؛ تعاونیهای اعتبار با اشتغال 5941 نفر وسهم 9/0 درصد ؛ تعاونیهای عمرانی با اشتغال 5765 نفر و سهم 9/0 درصد ؛ و تعاونیهای تأمین نیاز صنوف خدماتی با اشتغال 2336 نفر و سهم 3/0 درصد به ترتیب در مراتب بعدی قرار دارند.

در مقایسه میزان سرمایه‌گذاریهای انجام شده در بخشهای مختلف؛ تعاونیهای تأمین نیاز مصرف‌كنندگان با سرمایه 23274846234 هزار ریال و سهم 8/53 درصدی در مقام اول قرار داشته و سپس تعاونیهای اعتبار با سرمایه 6254229830 هزار ریال و سهم 4/14 درصد؛ تعاونیهای تولیدی با سرمایه 5909900410 هزار ریال و سهم 6/13 درصد ؛ تعاونیهای خدمات با سرمایة 4338187603 هزار ریال و سهم 10 درصد؛ تعاونیهای مسكن با سرمایة 2103789131 هزار ریال و سهم 9/4 درصد؛ تعاونیهای چندمنظوره با سرمایة 1117594577 هزار ریال و سهم 6/2 درصد؛ تعاونیهای حمل و نقل با سرمایة 202644321 هزار ریال و سهم 5/0 درصد؛ تعاونیهای تأمین نیاز صنوف خدماتی با سرمایه 50039584 هزار ریال و سهم 1/0 درصد و تعاونیهای عمرانی با سرمایة 31675662 هزار ریال و سهم 1/0 درصد به ترتیب در مكانهای بعدی قرار دارند

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بازگشت به صفحه اول

مطالبی که فقط متعلق به اين سايت مي‌باشد، انتشار آن با درج منبع آزاد است