درباره ما

سایت‌های دیگر

صوتی و تصویری

مقالات

اخبار و گزارشات

اطلاعيه‌ها و بيانيه‌ها

صفحه نخست

 

بیانیۀ کمیتۀ گالیسیا در حمایت از دونباس

کارگران گالیسیایی چه می‌خواهند؟. برای پاسخ‌‌دادن به این پرسش باید به چند دهه قبل‌تر، به دوران جنگ داخلی اسپانیا و سرکوبِ فاشیستیِ جمهوری‌خواهان نگریست. طی جنگ، در شمال غرب، کارگران و دهقانانِ گالیسیا پس از ایالت آندالوسیا متحمل بیشترین تلفات و خسارات شدند. برخلاف ایالاتی چون باسک و کاتالونیا، مقاومت جمهوری‌خواهان در این ایالت حتی پیش از اعلام آغاز جنگ داخلی در هم شکسته شد. سربازان فرانکو که خود زاده‌ی گالیسیا بود بیش از 80000 نفر را از دم تیغ گذراندند. سپس، استفاده از زبان گالیسیایی که چیزی در حدود یک میلیون گویشور داشت ممنوع شد و از آن زمان، جمعیت قابل‌توجهی از مردم گالیسیا برای در امان ماندن از آزار و اذیتِ فاشیست‌ها مجبور به ترک وطن شده‌اند. پس پیش از هر چیز، این تازگیِ زخمِ سرکوبِ فاشیستی است که کارگران گالیسیایی را از پیرویِ رمه‌وار از روایت امپریالیستی نبرد اوکراین بازمی‌دارد.

کارگران گالیسیایی در بیانیۀ خود به‌درستی ریشۀ جنگ امروز در اوکراین را در افول هژمونیک ایالات متحده و طرح‌های امپریالیستیِ قطب مسلط بورژوازیِ جهانی (به رهبری آمریکا) برای کُندکردن ریتم این افول ریشه‌یابی می‌کنند. 

جناح چپ لیبرال جهانی (گلوبال) اکنون نیز چون گذشته‌ی نزدیک (برای مثال، بنگرید به موضع مسلط چپ‌ها دربارۀ جنگ سوریه، عراق، افغانستان، یمن و ) در سوی نادرست تاریخ ایستاده‌ و روایت امپریالیستیِ تسلط‌یافته با هجمه‌ی روانیِ سنگینِ رسانه‌های جریان‌اصلی را اگرنه موبه‌مو، حداقل در کلیات، تأیید و بازنشر می‌کند؛ اما برخلافِ این طیف از چپ‌ها، کارگران گالیسیایی خوب می‌دانند برای درهم‌شکسته‌نشدن باید در کدام سوی سنگر بایستند و با محکوم‌ساختن تسلیح امپریالیستی اوکراین و اقداماتِ دولت بورژوایی اسپانیا در حمایت از این تسلیح، الگویی برای موضع‌گیری سیاسی کارگران کمونیست کشورهای اروپای غربی برای آیندۀ نزدیک ارائه می‌دهند.

بدیهی است کسانی که سال‌ها درد سرکوب فاشیستی را با گوشت و پوست و استخوان حس کرده‌اند، برخلاف چپ‌های به‌اصطلاح لیبرالی که پیوسته خطر تسلط‌یافتن هیولای پوتین، و افتادن از چالۀ امپریالیسم آمریکا به چاه بورژوازیِ توسعه‌طلبِ روسیه را به حامیان جمهوری‌های خلقی دونتسک و لوگانسک گوشزد می‌کنند، بهتر می‌دانند از کدام هیولا بیشتر باید ترسید.    

متنی که در ادامه می‌خوانیم ترجمه‌ای است از بیانیه‌ی کمیتۀ گالیسیا در حمایت از دونباس که مبتنی بر تحلیلِ مشخص از شرایط مشخصِ نبردِ اوکراین، موضع‌گیریِ صریحشان را بیان نموده‌‌اند.[1]

گالیسیا در کنار دونباس و اوکراینِ ضدفاشیست

نه به ناتو و اتحادیۀ اروپا

ما نه بی‌طرفیم، نه بیرون گود می‌ایستیم، نه می‌خواهیم در زمرۀ پاسیفیست‌های سربه‌زیر و وظیفه‌شناسی  باشیم که روایتِ امپریالیستی را پررنگ می‌کنند.

عملیات ویژه‌ای که از 24 فوریه به دست دولت روسیه علیه دولت پروناتوی مستقر در کیف آغاز شد اقدامی کاملاً تدافعی در پاسخ به حملات مداوم دولت اوکراین علیه خلق دونباس و فدراسیون روسیه است.

پس از کودتای یورومیدان که با حمایتِ تبلیغاتی و مالی اتحادیه‌ی اروپا و ایالات متحده در اواخر سال 2013 به وقوع پیوست، اوکراین به میدان وسیعی برای کارآموزی سیاسی و آموزش نظامی نازی‌ها بدل شد.

حزب کمونیست و تشکل‌های کارگری‌ای که مُنقاد امپریالیسم نبودند مهدورالدَم اعلام شدند. رهبران و مبارزانش را یا به جوخۀ اعدام سپردند و یا با آزار و اذیت به ستوه آوردند. در ماهِ مۀ سال 2014، نازی‌ها به خانه‌ی اتحادیه‌ی کارگریِ اودسا یورش بردند و 46 نفر را زنده‌زنده سوزاندند.

استفاده از زبان روسی در رسانه‌ها و نظام آموزشی قدغن شد. روس‌هراسی به سیاستی دولتی بدل شد.

به موجب برتری‌پنداری نژادی‌ ملهم از رهبر تاریخیِ فاشیسم اوکراینی، استپان باندِرا، حقوق اقلیت‌های قومی و ملی نقض شد.

اما در مواجهه با پاکسازی قومی‌ای که نیروهای مرتجع دست‌به‌کارش بودند، استقلال جمهوری‌های خلقی لوگانسک و دونتسک بعدها، در بهار سال 2014، به مطالبه‌ای عمومی در منطقۀ دونباس بدل شد و سپس طی یک همه‌پرسی به تصویب رسید.

طی هشت سال گذشته، دولت مستقر در کیف بارها پیمان مینسک را نقض کرده است؛ پیمانی که در آن بر سر آتش‌بس دائمی و راه‌حل سیاسی از طریق اصلاح قانون اساسی توافق شده است.

باری، اوکراین تا همینک هرگز به پایبندی به پیمان چندجانبه‌ای که در زمستان 2015 با روسیه، فرانسه و آلمان بست، علاقه‌ای نشان نداده است.

از آن زمان بیش از 15000 نفر در دونباس در حملات مداوم دولت اوکراین علیه جمهوری‌های دونتسک و لوگانسک کشته شده‌اند.

ایالات متحده و ناتو طی همین مدت اوکراین را به آزمایشگاه جنگ باکتریولوژیک بدل ساخته‌اند و با دوباره در دستورِ کار قرار‌دادنِ برنامه‌‌هایی با هدف توسعۀ قابلیت هسته‌ای، امنیت فدراسیون روسیه را تهدید می‌کنند.

جنگِ جاری را باید بیش از هر چیز در راستای اجرای طرح‌های امپریالیستیِ ایالات متحده‌ی آمریکا تفسیر کرد: کشوری که می‌خواهد هژمونیِ جهانیِ رو به افولش در چارچوبِ همینک محتضرِ سرمایه‌داری را ابدی سازد.

در مخالفت با فریبکاریِ شگرفی که بورژوازی با دروغ‌پراکنی دربارۀ علل و سیر انکشاف این درگیری می‌خواست ما را به آن منقاد سازد، کمیتۀ گالیسیا در حمایت از دونباس (CGAD) متولد شد.

هدف ما رسیدگی به حساب اجماعِ کاذب و مصنوعی‌ بر سر روایت تحمیلی و خصمانۀ ناتو دربارۀ نبرد اوکراین است، روایتی که همۀ نیروهای سیاسیِ رسمی اکنون طوطی‌وار تکرارش می‌کنند.

در گالیسیا، کارگرانِ جمهوری‌خواهِ ضدفاشیست خوب می‌دانند در کدام‌سوی سنگرند. در شرق اروپا تقابلی استراتژیک در جریان است: تقابلی میان بربریتِ امپریالیستی و مردمی که نمی‌خواهند درهم‌شکسته شوند. بدیهی است که ما همسو با کسانی هستیم که استوار و نستوه در برابر دیوِ نازی-فاشیستی سینه سپر کرده‌اند.

درسی که ما از یوگوسلاوی، عراق، افغانستان، یمن، لیبی و سوریه گرفته‌ایم این است که برای جان‌به‌دربردن از تهدید توتالیتری جهانی‌ای که واشنگتن و بروکسل در پی تحمیل آنند، مقاومت ضروری است.

CGAD سیاست جنگی دولت اسپانیا، یعنی افزایش هزینه‌های نظامی در عین اعمال سیاست‌های مافوق‌لیبرالیِ بروکسل را محکوم می‌کند. اِعمال این سیاست‌ها جز محکومیت اکثر اعضای جامعه به فقر روزافزون و از دست دادن حقوق و آزادی‌هایشان معنای دیگری ندارد.

پدرو سانچز[2] و فیجو[3] صرفاً دو عضو از پیکرۀ ناتو، این بازوی تروریستی سرمایه‌داری جهانی‌اند.

زنده باد مقاومت خلق!

مبارزه تنها راه است!

گالیسیا، مارسِ 2022


 

[1] متن اصلیِ این بیانیه در لینک زیر در دسترس می‌باشد:

https://t.me/CG_Donbass

[2]. پدرو سانچز Pedro Snchez نخست‌وزیر اسپانیاست. او پیش‌تر دبیرکل حزب کارگران سوسیالیست اسپانیا بود.

[3]. آلبرتو نونز فیجو Alberto Nez Feijo از سال 2009 به‌عنوان رئیس دولت منطقه‌ای گالیسیا خدمت کرده است. او در سال 2022 به ریاست حزب خلق رسید.

 

مطالبی که فقط متعلق به اين سايت مي‌باشد، انتشار آن با درج منبع آزاد است