درباره ما

سایت‌های دیگر

صوتی و تصویری

مقالات

اخبار و گزارشات

اطلاعيه‌ها و بيانيه‌ها

صفحه نخست

 

خیزش دی ماه در ایران

آغازپروسه سرنگونی رژیم اسلامی

خیزش دیماه درایران که اکثر شهرها را در برگرفت خشم مردمی بود که از چهل سال حاکمیت رژیم اسلامی سرمایه و اتخاذ سیاستهای اقتصادی نئولیبرالیستی در ایران به ستوه آمده اند. اکثریت آنان نیروی ذخیره بیکاران، کارگران اخراجی و اقشار کم درآمدی هستند که سالها است فقر و فلاکت دامنگیر آنها شده است. این خیزش که در جریان آن دهها نفر کشته و مجروح و هزاران نفر بازداشت شدند ، انعکاس خواست اکثریت جامعه در دستیابی به نان و آزادی وسرنگونی حاکمیت فاسد واستبداد مذهبی در ایران بود . این خیزش خط پایانی برگفتمان اصلاح طلبی رژیم اسلامی ونقطه آغازی در پروسه سرنگونی رژیم اسلامی در ایران بود.

این حرکتها که در بیش از صد شهر ایران همزمان و هم آهنگ بوقوع پیوست، بر بسترآن شرایط عینی صورت گرفت که جنبشهای مختلف اجتماعی از جمله جنبش کارگری، دانشجویی و اعتراضات مداوم معلمان، پرستاران و بازنشستگان وزنان در طی ده های گذشته زمینه ساز آن بوده اند. این خیزش ادامه همان اعتصابات و اعتراضات کارگران هپکو و آذرآب اراک، عسلویه و صدرای بوشهر، واحد ونیشکر هفت تپه ، فولاد اهوازومعادن ...، کارگران سراسر ایران و افراد خانواده های آنها هستند.

بحرانی که سالها است دامنگیر سرمایه داری ایران و حاکمیت جمهوری اسلامی شده  است به مرحله شکنندی رسیده که دارد کل نظام فاشیستی حاکم را درخود می بلعد .رکود طولانی مدت ،اختلاس،عدم امنیت وشرایط مناسب برای سرمایه گذاری خارجی ،قبضه شدن اقتصاد وسیاست دردست مافیای قدرت عملا هرگونه روزنه امیدی را برای بهبود شرایط موجود مسدود کرده است . وجود بیش ازدوازده میلیون نفردرفقر مطلق ،چهل میلیون نفر زیر خط فقر،تعطیل یا نیمه تعطیلی هفتاد درصد مراکز کار وتولید ،سرآغاز شکل گیری بحرانهای عظیم اجتماعی را نشان می دهد .این حکومت مشروعیت خود را درصحنه بین المللی وداخلی از دست داده است .به هر اندازه که در داخل باعث فقر وفلاکت گرسنگی شده است ،درمنطقه نیزبا بحران آفرینی ،حمایت ازگروهای فرقه ای ،باعث ایجادتنش ونا امنی شده است .بخش وسیعی از سرمایه مردم ایران درراه قدرت طلبی سران فاسد حکومت ،هزینه می شود .جمهوری اسلامی برای ماندگاریش تمام ثروت ومردم ایران را قربانی جاه طلبیهایش می کند .تمام سران حاکمیت خانواده وسرمایه خود را به خارج از ایران منتقل کرده اند .اینان  کثیف ترین نوع حاکمیت را به مردم رنج کشیده ایران تحمیل کردند . حمله به سطح دستمزدها، بيکار سازی و تنزل سطح معيشت کارگران و فرودستان جامعه  وسرکوب اعتراضات ،کارنامه سیاه وننگین جمهوری اسلامی است . ریشه واقعی  خیزش دیماه را باید دربستر بحران اقتصادی سرمایه در سطح کشوری و به تبع آن در سطح بین المللی بررسی کرد و به عبارت دیگر بحران اقتصادی در ايران را بدون در نظر گرفتن بحران جهانی نمی توان ارزیابی نمود. سیاستهای جمهوری اسلامی بازتابی از سیاستهای کاپیتالیستی جهانی است، و از طریق دستگاههای سرکوبگرش در خدمت به سیاستهای سرمایه جهانی، با جلوگیری از حق تشکل و سازمانیابی مستقل کارگران، پائین نگه داشتن سطح دستمزدها، دستگیری و زندانی کردن فعالین کارگری درجهت تامین منافع سرمایه داری در ایران عمل کرده است.  این حرکت منعکس کننده خشم و قهر محروم ترین بخشهای  طبقه کارگردر ایران است ،بخش وسیعی از جامعه  که از فقر، گرسنگی، کارتن خوابی و بیکاری ، اعتیاد و فحشا به ستوه آمده اند. میلیونها توده کارگر و محرومی که درصد کل هزینه های امرار معاش و درمانی آنها، بسیار کمتر از بودجه ایی است که دردولت های جمهوری اسلامی برای سرکوب و هزینه های ارتش، پلیس، سپاه پاسداران، بسیج، حوزه های فاسد علمیه اختصاص داده شده است.

چهل سال پیش بر بستر زمینه های عینی ناشی از عملکرد سیاست های  رژیم شاه درعدم انطباق بر مدل اقتصادی  سرمایه داری در ایران و ایجاد بحران ، نیروی اجتماعی توده ای واعتصابات کارگری رژیم سلطنتی را سرنگون کرد . ولی این نیروی اجتماعی بدون عدم آماده گی سیاسی  درگرفتن قدرت و بردن جامعه به سوی تحولات رفاه و آزادی ازسرنگونی رژیم شاه فراتر نرفت و شرایط انقلابی با سازماندهی ضد انقلابی سرمایه در بسیج ارتجاعی خمینی و حاکمیت ارتجاع مذهبی از دست رفت . زنان و دانشجویان و کارگران پیشرو در تشکل های آزادیخواه سرکوب و دهها هزار نفراعدام و زندانی و تبعید شدند . جمهوری اسلامی  با سرکوب دستاوردهای قیام 22 بهمن خود را به عنوان تنها آلترناتیو برای نظام سرمایه داری نشان داد ،اما این تنها آزمایش نبود . در خلا منطقه ای سرمایه داری ایران توسط رژیم شاه که اعتبارش را از قدرت های بزرگ سرمایه داری بویژه دولت امریکا گرفته بود، ایجاد جنگ ایران و عراق در منطقه محکی بود در رفع این خلا ولی مدل اسلامی سرمایه با وجود بهره گیری ازبسیج ارتجاع توده ای مذهبی ونیز سرکوب داخلی در آن ،پیروز این میدان نبود . جمهوری اسلامی با تن دادن به آتش بس با قبول قطعنامه 598 سازمان ملل ، دست به قتل عام هزاران زندانی سیاسی زد وآنگاه با راه کار اجرای سیاست های جهانی سرمایه از طریق جناحی از خود که رفسنجانی آن را نماینده گی می کرد در ایجاد خصوصی سازی و تقویت سیاست اصلاح  رژیم برای ایجاد نماینده گی بخش های مختلف سرمایه در آن فضایی را برای ادغام در سرمایه جهانی ایجاد کرد . با حمله امریکا به عراق و افغانستان و شکست سیاست های امریکا درمنطقه موقعیت سیاسی ایران از یک سو در همکاری با امریکا و از سوی دیگر با نفوذ در عراق و سوریه تقویت شد .طرح مسئله اتمی درجهت تامین پروژه قدرت منطقه ای شدن ایران همزمان با آن شدت گرفت که جهت تامین نیروگاههای اتمی رژیم اسلامی با روسیه وارد همکاری تناتنگی شد وچین و آلمان بیشترین قراردادهای تجاری در ایران را تشکیل دادند. با ایجاد گفتمان اصلاح طلبی ، ایجاد طیف دوخردادی با شعار توسعه سیاسی، دولت خاتمی با شعار گفتگوی تمدنها ودرشکل دادن به ایجاد رابطه بین دولت و طبقه سرمایه دار در ایران بر سر کارآمد. عدم کارایی سیاست های اصلاح طلبی در رفع بحران اقتصادی در دوران هشت ساله خاتمی و تشدید اختلافات جناحی ، بحران در ایران را به حد بحران حکومتی کشانید که دولت احمدی نژاد محصول آن بود . جنبش هشتاد و هشت موقعیت رژیم را شکننده تر کرد واگر چه بر آن سیاست های اصلاح طلبی حاکم بود ولی فشار اجتماعی جامعه بویژه زنان و جوانان را بر خود احساس کرد و با سرکوب خونین توانست این مرحله را سپری کند. فشارامریکا و اروپا بر ایران از طریق تحریم  تحت عنوان بحران هسته ای ایران افزایش یافت و دست آخر کار به برجام و توافق هسته ای رسید . برجام ناتوانی رژیم اسلامی در توافق با سیاست های امریکا و اروپا تحت عنوان پنج به اضافه یک وبعد از جنگ ایران و عراق جام زهر دومی بود که جمهوری اسلامی می بایست سر می کشید . کلید زنگ زده دولت روحانی آخرین ابزاری بود که رژیم می بایست قفل نجاتش را با آن باز کند وبرجام را به فرجام برساند که آن هم کارساز نشد وبالاخره خیزش دی ماه 96 پرونده  بیست ساله اصلاح طلبی رژیم را بست وآغاز پروسه سرنگونی رژیم اسلامی چهل ساله را اعلام کرد.

خیزش دیماه فروکش کرد ولی این جرقه واقعیت انکارناپذیری را خاطر نشان کرد که سوسیالیست ها سال ها برآن تاکید داشتند واکنون مردم زحمتکش در ایران نیز به آن رسیده اند ،برای دستیابی به حداقلی از رفاه و آزادی در ایران می بایست از رژیم اسلامی عبور کرد. این را حتی دولت های سرمایه داری و نیز خود رژیم اسلامی متوجه شده اند و اکنون بر آن تمرکز کرده اند . اختلافات دربالاترین مراکز قدرت رژیم ، آلترناتیو سازی های خارج از رژیم ، رفراندم و .. بازتابی از شرایط کنونی در صحنه سیاسی بورژوازی ایران است . تحقق مطالبات جامعه با شعار نان به عنوان مظهررفاه ، آسایش ، درمان ، مسکن ، بهداشت و آموزش  و شعار آزادی مظهر انواع آزادی های اجتماعی و فردی تنها در گرو حکومت کارگری است . سالها مردم زحمتکش به بهای هزینه ای هنگفت زندگی در حکومت های دیکتاتوری سرمایه داران چه سلطنتی و چه مذهبی را تجربه کردند واکنون نیز درمسیر مبارزاتی خود برای رسیدن به خواست های خود نمی توانند شرایط اجتماعی خود را به سیاست های بسپارند که ازتحقق حتی حد اقلی از این خواست ها ناتوانند. در مسیر مبارزه با رژیم اسلامی و به هر درجه ای که فضایی فراهم می شود کارگران و سایر زحمتکشان می توانند و باید تشکل سازی کنند و بیشترین آحاد جامعه درآن متشکل شوند . تشکل های مختلف تحت هر نام و در هر محل که ایجاد شوند می توانند پایه آن جامعه ای را بنا کنند که در آن زنده گی شهروندان در معرض تبعیض و بی حقوقی ، استثمار و غارت حاصل کار دیگران و سود آوری و مالکیت خصوصی نباشد. هر درجه از اعتراض چه با ابتکارات دختران خیابان انقلاب باشد و یا روز هشت مارس در مقابل وزارت کار، اعتراضات وسیع کارگری یا تجمع معلمان و بازنشستگان ، تجمع دانشجویی در دانشگاه و یا مراسم روز کارگرهمه و همه مجموعه ای است برای تمرکز هر چه بیشتر بر بیان مطالبات و ایجاد تشکل اجتماعی واین مجموعه می تواند آن جنبشی را سازمان دهد که در خود پایه های جامعه بهتر را بنا نهد. اساس جامعه رفاه و اقتصاد همگانی است که  تضمیمی برای آزادی های وسیع اجتماعی خواهد بود .

بر این اساس پروسه سرنگونی رژیم اسلامی در ایران را می بایست بنا نهاد ودرچهارچوب آلترناتیو هایی نیافتاد که قادر به تامین نان و آزادی برای جامعه نیستند. آلترناتیوهایی که تحقق نیازهای جامعه را در چهارچوب نظام اقتصادی حاکم یعنی سرمایه داری جستجو می کنند تا اصل آن یعنی اقتصاد از مالکیت خصوصی خارج نشود .

خیزش دی ماه تازه آغاز کار بود وسیر رویدادهای اجتماعی در ایران با توجه به شرایط عینی ناشی از بحران سرمایه داری و نیز بحران حکومت اسلامی بعد از این روندی را می سازد که در آن دامنه اعتراضات و تجمعات و مبارزات گسترش یافته ودردرون خود هماهنگ تر خواهد شد وبا بیشترین سرکوب حکومتی نیز متوقف نخواهد شد . مردم مطالبات جدی دارند و ایران منطقه ای پر از ثروت است .

آلترناتيو سوسياليستی طبقه کارگر از لحاظ عينی تنها راه ضروری برون رفت از بحران و خاتمه دادن به بربریتی است که سرمایه داری حاکم کرده است. اما اين آلترناتيو تنها زمانی می تواند متحقق شود و به نيروی اجتماعی و مادی بدل شود که طبقه کارگر ايران به طور عينی بازيگر اصلی در شکل دادن به روند مبارزاتی باشد و با انواع اشکال بتواند مسیر اعتراضات اجتماعی را به طرف انقلابی اجتماعی سوق دهد.

جمعی از فعالین کارگری خارج از ایران ـ آوریل 2018

 

مطالبی که فقط متعلق به اين سايت مي‌باشد، انتشار آن با درج منبع آزاد است