درباره ما

سایت‌های دیگر

صوتی و تصویری

مقالات

اخبار و گزارشات

اطلاعيه‌ها و بيانيه‌ها

صفحه نخست

 

گردش به راست یا استقرار کامل در راست افراطی؟

نگاهی به برخی مواضع، فرهنگ و اخلاقیات اعضای سازمان آقای علیزاده

اکنون و بار دیگر تنشی از سوی سازمان آقای علیزاده به گروه مقابل یعنی کو مه له ی کمونیست و حکا تحمیل شده است و بحث ساده ای که عبارت است از اینکه امکانات تشکیلات باید میان دو گروه به نحوی که توافق میکنند تقسیم شود بالا گرفته و البته این بحث ساده از سوی سازمان آقای علیزاده نفی میشود. اما همزمان برخی اعضای سازمان آقای علیزاده برای تخریب گروه مقابل دست به اقداماتی میزنند که نه تنها با مواضع و فرهنگ و منش راست و ناسیونالیسم بلکه با مواضع یک راست افراطی و در جاهایی فرهنگ اسلامیستی و جاهایی با مواضع ضد کارگری و ضد انسانی همخوانی دارد. در این نوشته برخی از این مواضع را بررسی میکنم تا نشان دهم که دیگر حتی صحبت از گردش به راست از سوی سازمان آقای علیزاده در میان نیست بلکه تعدادی از اعضای این سازمان به طور کامل در یک راست و ناسیونالیسم افراطی مستقر و به جای مبارزه با رژیم جمهوری اسلامی مشغول حمله به کمونیست ها هستند.

گردش به راست در صفوف کو مه له نخستین بار با مواضع عبه مهتدی خودش را نشان داد که با انشعاب این جریان تعیین تکلیف شد. بار دوم در جریان کنگره سیزدهم کو مه له جریانی که بعدا به روند سوسیالیستی (ڕەوتی سۆسیالیستی کۆمەڵە) معروف شدند خودش را نشان داد. این افراد با توجیه اینکه در کردستان طبقه کارگر وجود ندارد ادعا میکردند که باید تمرکز را بر کردستان و مبارزات عمومی و نه طبقاتی گذاشت و به عبارتی مبارزه کمونیستی را نفی و تبدیل به گروهی سوسیال دموکرات کورد شدند. سومین بار با مواضع راست های باقی مانده در تشکیلات حکا و کو مه له و منجمله با فرمول بندی های جمال بزرگپور خودش را نمایان کرد و نهایتا همین گردش به راست به انشعابی در میان حکا و کو مه له منجر شد. البته قبل از اینکه این گردش به راست سوم به صورت انشعاب خودش را تثبیت کند، همکاری هایی با برخی جریانات اولترا راست دولتی در حوزه سیاسی-امنیتی را به تشکیلات تحمیل کرد منجلمه نشست مخفیانه با مرکز صلح نروژی که اصولا همکار با دولت های بورژوایی بوده و در پی خلع سلاح نیروهای رادیکالی همچون کو مه له بوده و هست. به هر صورت اما سومین گردش به راست که امروزه به صورت انشعاب به کار خود ادامه میدهد دست اندرکار اقدامات دیگری است که همانطور که در نوشته های پیشین بررسی شد، حتی با سنت یک راست ناسیونالیستی "معمول" هم سازگار نیست بلکه در جاهایی به فاشیسم و شونیسم و در جاهایی به اسلامیسم و سلفی گری هم تنه میزند. از جمله این اقدامات مخرب و افراطی، نوشته ی آقای حسن رحمان پناه در برخورد به نوشته آقای منصوران است. نوشته ی آقای رحمان پناه متنی سراسر فحاشی و حمله و مملو از عبارات و تعابیر ضد انسانی ست و حتی در جایی دستور به برخورد تند و ترور کننده علیه منصوران میدهد. برخورد دیگری که همگان شاهد بوده اند بیرون کردن تنی چند از رفقای حکا و کو مه له و محصور کردن شان در محل ورودی اردوگاه زرگویر است که نشان از تلاش یک راست ناسیونالیست برای حذف فیزیکی و خانه نشین کردن کمونیست هاست. این ناسیونالیست ها ضمنا به اصول ساده انسانی دال بر لزوم تقسیم امکانات بین طرفین و پذیرفتن و به رسمیت شناختن حق رفقای کمونیست متشکل در حکا و کو مه له برای داشتن بخشی از اردوگاه و امکانات دیگر تن ندادند. که معنی این اقدام همان فرمول های شناخته شده ی جمال بزرگپور برای تعطیل کردن هرنوع فعالیت کمونیستی است. ایشان نهایتا موفق شد در یک ماراتن چند ساله و با کودتایی خزنده و مستمر، رویکرد مبارزه کمونیستی را از میان تشکیلات خود حذف کند و راه را برای یک فعالیت صرفا ناسیونالیستی و دست راستی هموار کند.

اما موارد دیگری نیز هست که نشان میدهد سازمان آقای علیزاده در حال حاضر دیگر حتی در مقطع گردش به راست نیست بلکه در یک راست کامل ناسیونالیستی و افراطی مستقر شده است. در این نوشته، چند نشانه از این استقرار در راست افراطی را بر میشمریم.

تنی چند از ناسیونالیست های افراطی و از اعضای سازمان آقای علیزاده، برای تخریب کمونیست های عضو حکا و کو مه له (مثلا رفیق ناصر زمانی- لانه) به اصطلاح افشاگری هایی علیه این کمونیست ها آغاز کرده اند. این ناسیونالیست ها مشابه روش ارتش سایبری، در فضای مجازی به عنوان مثال شروع به نوشتن کامنت و توزیع برخی تصاویر شخصی و خانوادگی کمونیست ها میکنند به این منظور که به زعم خودشان علیه کمونیست ها تخریب شخصیتی و حیثیتی کنند. در یکی از این موارد اعضای سازمان آقای علیزاده تصاویری از یکی از کمونیست ها را همراه به متنی به اشتراک میگذارند. اما این تصاویر و متن ها به ما چه میگوید و چه افشاگری مهمی را ارائه میدهند؟ در یکی از این مجموعه تصاویر، عکسی منتشر شده است که یک کمونیست، سابقا برای یکی از احزاب سوسیال دموکرات اروپایی و در مقطع یک انتخابات در حال تبلیغ است. ما از اصل و فرع ماجرا خبر زیادی نداریم و به افراد کمونیستی که اعضای سازمان آقای علیزاده در حال تخریب و ترور شخصیتی شان هستند دسترسی نداریم تا از چند و چون ماجرا خبر بگیریم ولی فرض میکنیم که این تصویر صحت و اصالت دارد و فرض میکنیم که آن فرد واقعا و سابقا در ساحت سیاسی فلان کشور اروپایی در زمینه حمایت از سوسیال دموکرات های کشورش فعال بوده است. در تصویری دیگر همین شخص کمونیست همراه با چند تن از اعضای خانواده خود ایستاده و تنها نکته ای که در عکس قابل مشاهده است حضور این شخص کمونیست است به همراه چند خانم که اعضای خانواده و یا احتمالا دوستان خانوادگی وی هستند. ناسیونالیست های سازمان آقای علیزاده با مونتاژ این تصاویر در کنار هم در ذیل این تصاویر نوشته شده اند که ببینید که فلان فرد که حالا ادعای کمونیست بودن میکند قبلا در حال تبلیغ برای سوسیال دموکرات های فلان کشور بوده است. اعضای سازمان آقای علیزاده از این تصاویر برای ترور شخصیت علیه یک کمونیست استفاده میکنند.

سوال و ادعای نگارنده این است که چرا اقدام به انتشار این تصاویر نشان دهنده ی راست بودن و ناسیونالیست بودن منتشر کنندگان است و چیزی منفی علیه آن کمونیست حاضر در تصویر به دست نمی آید؟

برای یک ناسیونالیست پروژه این است که بگوید سوسیالیسم را باید کنار گذاشت؛ سوسیالیسم شدنی نیست؛ سوسیالیسم در کردستان ممکن نیست زیرا مثلا در کردستان طبقه کارگر وجود ندارد (ادعایی که روند سوسیالیستی ارائه میکند)؛ در کردستان باید اول دولتی کردی تشکیل داد و مهم نیست حاکم و شکنجه گر کورد باشد یا نه؛ حتی اگر شکنجه گر ما یک کورد باشد بهتر است از اینکه تورک باشد یا کورد و ادعاهایی از این دست. برای یک ناسیونالیست کورد، مهم نیست که روند (ڕەوت/روت) سوسیالیستی که یک گروه سوسیال دموکرات است با سازمان آقای علیزاده وحدت تشکیلاتی کند زیرا هر چه باشد این گروه (روت) کورد است و فارس یا تورک نیست اما هرگونه فعالیت سابق برای سوسیال دموکرات اروپایی کفر ابلیس است زیرا هرچه باشد آن سوسیال دموکرات اروپایی کورد نیست! برای این ناسیونالیست های سازمان آقای علیزاده مهم نیست که روت قبلا سوسیالیست بوده اما عقبگرد کرده و به سوسیال دموکراسی روی آورده است اما برایشان مهم است و حتی قابل قبول نیست که یک نفر قبلا فکر میکرده که ممکن است با سوسیال دموکراسی بتوان بخشی از مطالبات را کسب کرد اما طی روند مبارزه به این نتیجه میرسد که سوسیال دموکراسی نتیجه نمیدهد و باید مبارزه کمونیستی کرد. یعنی این فرد کمونیست یک قدم بزرگ رو به جلو رفته است و از باور احتمالی به خدمت سوسیال دموکرات ها به طبقه کارگر به نفی این باور رسیده است وبه مبارزه کمونیستی باور پیدا کرده است. این یک قدم رو به جلو است اما برای یک ناسیونالیست قابل درک نیست که افراد قرار نیست به طور شناسنامه ای و ارثی کمونیست باشند بلکه در پروسه مبارزه روزمره است که فعالان پیشرو متوجه میشوند که باید به روش کمونیستی مبارزه کرد. یک ناسیونالیست عضو تشکیلات آقای علیزاده از درک این قضیه عاجز است که قرار نیست تمام کارگران و افراد جامعه کردستان از بدو تولد کمونیست باشند بلکه قرار است به مرور زمان و در بستر مبارزه عینی به این نتیجه برسند که باید به صورت رادیکال مبارزه کرد. برای ناسیونالیست داستان ما، به همین علت امکان برقراری سوسیالیسم ممکن نیست زیرا فکر میکند حالا که همه کمونیست نیستند بهتر است حکومت کوردی ایجاد کرد. ناسیونالیست داستان ما عقبگرد روت از سوسیالیسم به سوسیال دموکراسی را نمی بیند و حتی با آن وحدت تشکیلاتی میکند اما پیشرفت یک مبلغ سابق سوسیال دموکراسی و ارتقای مبارزه اش به مبارزه کمونیستی برایش سنگین تمام میشود زیرا میخواهد سر به تن هیچ کمونیستی نباشد. نتیجتا دیروز آن فرد را می بیند و به رویش میآورد و میخواهد با دیروز و گذشته ی وی او را تخریب کند اما امروزش و کمونیست بودنش را برجسته نمیکند و حتی تمسخر میکند. اما برعکس، دیروز سوسیالیستی و کمونیستی روند/روت را فراموش میکند ولی درعوض با امروز سوسیال دموکراتیک آن وحدت تشکیلاتی میکند! چرا؟ چون قرار است کمونیست ها را حذف کنند. یک جا دیروز برایشان مهم است و یک جا امروز؛ بستگی دارد که کدام یکی به کمک ترور سیاسی کمونیست ها بیاید و کدام یک به ائتلاف با راست هایی چون روت. روت سابقا کمونیست ولی اکنون سوسیال دموکرات شده برایشان عزیز است اما سوسیال دموکرات سابق که امروز کمونیست شده برایشان خطر! اتحاد تشکیلاتی مجدد با اعضای روت سوسیالیستی که اکنون حتی به تعداد انگشتان یک دست هم نیستند برایشان افتخاری ست که در بوق و کرنا میکنند و همزمان البته اقدام به بی خانمان کردن و خلع سلاح ده ها و صدها کمونیست میکنند. اینکه شخصی سابقا به هر درجه ای با سوسیال دموکرات های فلان کشور اروپایی به هر درجه ای که ما اطلاع نداریم و از تصاویر هم نمیشود فهمید- همکاری کرده است اما امروز کمونیست است و در چهارچوب تشکیلات حکا و کو مه له فعالیت میکند برای ناسیونالیست های سازمان آقای علیزاده دستمایه تخریب است که این البته علاوه بر اینکه نشان دهنده ی ناآگاهی مفرط شان از سوخت و ساز مبارزه و عینیت ارتقای سطح مبارزاتی افراد در روند یک مبارزه عینی و واقعی ست، نشانه ی این هم هست که چقدر از افزایش تعداد کمونیست ها عصبانی و ناراحت هستند. این راست های افراطی همزمان که با کمونیست شدن افراد مخالفت و دشمنی میکنند، اما چشمشان را بر همراهی و یا ائتلاف تشکیلاتی خودشان با انواع اسلامیست ها و راست ها می بندند.

ناسیونالیست ها و راست های افراطی عضو تشکیلات آقای علیزاده، علاوه بر استقرار کامل در راست افراطی، وقتی لائیک های سوسیال دموکرات غربی برایشان مایه تمسخر و تحقیر و ترور شخصیتی است اما خودشان با مذهبیون افراطی اتحاد عمل تشکیلاتی ایجاد میکنند. چرا؟ چون این مذهبی افراطی هر چه باشد کورد است و یک کورد اسلامیست افراطی برای آنها ارجح است تا یک غیر کورد لائیک! از همین منظر است که ناسیونالیست افراطی عضو سازمان آقای علیزاده نه تنها با مسلمانان تندرو همکاری و اتحاد عمل میکند بلکه باورها و عقایده آنها را هم در خود نهادینه میکند و نتیجتا تصویر خانوادگی افراد که در آن زنان روسری و چادر بر سر ندارند برایش عیب و ننگ میشود. ناسیونالیست و راست افراطی داستان ما، همچون سلفی ها و طالبان و القاعده و داعش و همچون شیعیان مومن، با بازنشر تصاویر خانوادگی یک کمونیست که در آن تصویر، خانم ها حجاب ندارند میخواهد آن کمونیست را تخریب کند. چه تخریبی؟ چرا؟ شاید به نظر این ناسیونالیست های افراطی آن کمونیست باید "غیرت" داشته باشد و همسر یا خواهر و یا دوستان خانوادگی خود را به ضرب و زور کتک و خشونت مجبور به حجاب بر سر کردن کند که مبادا ناسیونالیست مسلمان شده ی سابقا کو مه له ای، به رگ غیرتش برخورده باشد و بگوید زن کورد که نباید بدون روسری و حجاب باشد! فردی که از سوسیال دموکراسی لائیک عبور میکند و بدل به کمونیست تلاشگر میشود باید مورد احترام و تشویق باشد ولی البته برای یک ناسیونالیست افراطی این تغییر باید تخریب و تحقیر شود زیرا کمونیست ها باید حذف شوند. جمهوری اسلامی با دستگیر کردن و سرکوب و شکنجه و اعدام و تبعید تلاش میکند کمونیست ها را از صحنه مبارزه اجتماعی و سیاسی حذف کند و البته ناسیونالیست ها و راست افراطی هم با روش خود. فرشگردی ها و پهلوی چی ها و مجاهدین و سایر نیروهای دست راستی میتوانند متحدین استراتژیک و مناسبی برای این دسته از اعضای سازمان آقای علیزاده باشند زیرا آنها هم تمام تلاش خود را برای هتک حرمت و ترور شخصیتی علیه کمونیست ها به کار می بندند.

رفتارهای انجام شده توسط اعضای سازمان آقای علیزاده، از پرتاب صندلی به سمت منتقدین، تفتیش عقاید، توبیخ و اخراج مخالفین فکری، تحقیر، نوشتن یاداشت های سراسر مملو از فحش و هتاکی، انتشار تصاویر خانوادگی کمونیست ها، حمله کردن به گذشته ی سیاسی افراد برای تخریب امروز آنها، بیرون کردن رفقای سابق خود از اردوگاه و انتشار دروغ هایی درباره کودتایی که سازمان داده اند و همه و همه نشانه هایی جدی از نه تنها استقرار این جریان در موضع راست افراطی بلکه سقوط اخلاقی بخشی از این سازمان است. روزگاری فرماندهان و افراد با نفوذ کو مه له از مردم عادی جذب نیرو میکردند و حتی در مواردی افرادی که به اصطلاح عام، لات و اهل زد و خورد و یا حتی زورگویی بودند را جذب و با آموزش سیاسی و با اخلاقیات کمونیستی و سالم کاری میکردند که آنها به افرادی سیاسی و مبارز و باشرف بدل شده و حتی در سطوح بالا در امر مبارزه به نفع زحمتکشان و کارگران و علیه رژیم سرکوبگر جمهوری اسلامی دخالت گر باشند. امروز اما با کمال تاسف شاهد روندی معکوس هستیم؛ سازمان آقای علیزاده افرادی که سابقه کو مه له ای و مبارز بوده اند را تحویل گرفته و به جای کمک به این افراد برای ارتقای سطح آگهی سیاسی و نیز اخلاقیات فردی، برعکس، افرادی تحویل میدهد که دست به لمپنیسم و تخریب و ترور شخصیت علیه مخالفین فکری خود و مشخصا کمونیست ها میزنند. روزگاری کو مه له افراد عادی را طی روند مبارزه به کمونیست های با اخلاق تبدیل میکرد و امروز سازمان آقای علیزاده کمونیست های دیروزی را به هتاکان و ترور کنندگان شخصیت و دست زنندگان به اعمال و رفتار لمپنی بدل کرده است. تعداد این افراد در این سازمان شاید کم باشد اما متاسفانه هم در سطح رهبری و سخنگویان این سازمان اینگونه افراد حضور دارند و هم در سطح اعضایی که در فضای واقعی و مجازی مشغول فعالیتند. امید است اگر هنوز هستند افرادی که با این لمپنیسم و اسلامیسم مخالفند دست به کار شوند و جلوی این سقوط اخلاقی شدید را بگیرند.

همه ما میدانیم که روزگاری حزب دموکرات جنگی را به کو مه له تحمیل کرد؛ بسیاری از اعضای حزب دموکرات علاوه بر عصبانیت از رشد روزافزون تشکیلات جوانی که کو مه له کمونیست بود و علاوه بر کشتار پیشمرگه های کو مه له، به جمهوری اسلامی و سرکوبش علیه ملت کورد خدمت کردند. در این میان توسط بخش هایی از اعضای حزب دموکرات تاکتیک هایی برای تخریب حیثیت و شخصیت پیشمرگه های کو مه له در دستور کار بخشی از اعضای حزب دموکرات قرار داشت. مهم نیست که این تاکتیک ها تا چه میزان مورد قبول رهبری آن حزب بود یا نبود و یا اصولا نمیدانیم آیا این تاکتیک ها توسط رهبری حزب دموکرات طراحی و ابلاغ شده بودند یا نه اما هر چه هست سکوت رهبری دموکرات و ادامه یافتن این تاکتیک های ضد انسانی به پای کل تشکیلات آنها نوشته میشود. از آنجا که تسلط تفکرات اسلامی و سنتی و مردسالارانه در میان بدنه این حزب بسیار شدید بود، حضور و دخالت پیشمرگه های زن در میان صفوف کو مه له هم برایشان غیرقابل قبول بود و هم اینکه میتوانست منجر به بسیج عمومی تری در میان جامعه کردستان به نفع نیروهای مترقی و رادیکال همچون کو مه له شود. نتیجتا بخشی از نیروهای حزب دموکرات دست به اقداماتی زدند که وجهه و چهره ی پیشمرگه های زن کو مه له ای را در میان اعضای حزب و در جامعه کردستان مثلا خراب کنند. شایعات به اصطلاح "ناموسی" و "حیثیتی" و شایع کردن افسانه هایی از مسائل جنسی و جنسیتی درباره پیشمرگه های قهرمان و پیشرو زن در صفوف کو مه له، از جمله این اقدامات تخریبی بود که البته با حقانیت نیروی مترقی کو مه له، به زودی جامعه کردستان متوجه اهداف، فرهنگ مترقی و روش ها و اخلاقیات رفقای پیشمرگه اعم از زن و مرد شد ونیروی پیشمرگه کو مه له هر روز بیش از قبل مشمول محبوبیت و مقبولیت بیشتر در میان زحمتکشان و کارگران و عموم مردم کردستان شد. روزگاری بود و امروز نیز چنین است که حتی در میان سنتی ترین خانواده های کردستان، خانواده ها میگفتند ما دخترمان را برای رفتن به چند کیلومتر آنطرف تر به دست پسرعمویش هم ممکن است ندهیم اما اگر یک پیشمرگه کو مه له باشد از چشم خودمان هم بیشتر به آنها اعتماد داریم و حاضریم تمام جان و "ناموس" و دارایی خود را در میان پیشمرگه های کو مه له به امانت بگذاریم. این تصویر عمومی از شرافت و انسانیت نیروی پیشمرگه کو مه له بوده و هست. حالا ما این روزها و متاسفانه با تصاویری دیگر روبرو هستیم: عده ای با نام کو مه له تصاویر خانوادگی افرادی که جرمشان این است که کمونیست شده اند را پخش میکنند که مثلا وجهه و آبروی آن شخص را تخریب کنند! چه تخریبی؟ مگر عضو سازمانی که خود را کو مه له مینامد با تصویر بدون حجاب زنان مشکل دارد؟ اگر هم مشکل دارد و اگر شخصا مسلمانی افراطی و معتقد است اما مادامی که نام خود را کو مه له ای می نامد حق ندارد تصاویر خانوادگی افراد را به هدف تخریب شخصیت آن افراد به کار گیرد.

خواننده این متن قطعا متوجه این نکته هست که تصویرخانوادگی افراد مشمول هیچ گونه بی اخلاقی و شرم برای آن فرد نیست بلکه یک امر عادی است؛ در اینجا ما با هدف و روش برخی از اعضای سازمان آقای علیزاده مواجهیم که برای تخریب یک کمونیست مرد، تصویر او را در کنار اعضای خانواده اش که زن هستند منتشر میکند و با تمسخر و تحقیر و ترور درباره این دسته از تصاویر کامنت گذاری میکند. بیش از هر چیزی این اقدامشان ناظر بر عقب ماندگی و ارتجاع فکری خودشان است وگرنه هیچ مشکلی در تصویری خانوادگی که افراد و اعضای خانواده اعم از زن و مرد در آن حضور دارند وجود ندارد. شاید این افراطی های سازمان آقای علیزاده بتوانند ذهن ما را روشن کنند که نکته ی منفی ایندست تصاویر خانوادگی درچیست تا ما هم به دانش و آگاهی ای که آنان بدان مسلطند دست یابیم.

سقوط اخلاقی در میان سازمان آقای علیزاده، البته تنها به چند تن از اعضا محدود نمیشود و همانطور که احتمالا بسیاری باخبرند قضایا به سطوح دیگر نیز مربوط میشود که در اینجا از بازگو کردن آنها صرفنظر میکنم ولی قطعا بسیاری از اعضای تشکیلات آقای علیزاده و نیز تشکیلات حکا و کو مه له از آنها مطلعند.

آنچه که در این نوشته مختصرا بررسی شد این است که سازمان آقای علیزاده، دیگر در مقطع گردش به راست نیست بلکه به طور قطعی و کامل در یک موضع راست و ناسیونالیسم افراطی لنگر انداخته است. مواضع سیاسی و اتحاد ها و ائتلاف هایشان و نیز برخوردشان با کمونیست ها و قضیه انشعاب و تن ندادن به تقسیم امکانات با کمونیست ها که مواردی ست که در سطح رهبری اتخاذ شده از یک طرف، و از طرف دیگر مواضع و برخوردهای اعضای آنها در سطح عمومی و علنی است که با مواضع، فرهنگ، روش و اخلاقیات راست و ناسیونالیسم افراطی و حتی جاهایی اسلامیست ها قرابت تام و تمام دارد همگی نشان دهنده ی یک دگردیسی و بازگشت به عقب در سطوح مختلف است. این همخوانی سیاست های رهبری و رفتارها و تاکتیک های اعضا، متحدا و همزمان و همگی در راستای اتخاذ هرچه بیشتر سیاست ها و فرهنگ و اخلاق راست و ناسیونالیستی و غیر انسانی است. اگر هنوز هستند افرادی در این تشکیلات که اقدامات غیرانسانی هم تشکیلاتی های خود را قبول ندارند باید در مقابل این رفتارها و هتک حرمت ها و ترور شخصیت ها و گردش به سمت راست افراطی و حتی اسلامیسم، موضع بگیرند؛ این دسته افراد باید از رهبری خود بخواهند که مجاز نیست تحت نام کومه له، امکاناتی که حق رفقای جناح رادیکال است را از آنها دریغ کرد و بهانه آورد که خواسته دولت اقلیم چنین است؛ نمیتوان اینجا و آنجا به طور خصوصی گفت اقدامات فلانی لزوما مورد تایید همه نیست و یا این سیاست مورد نقد ما هم هست و از این قبیل. تمام این اقدامات به پای تشکیلات شما نوشته میشود. اگر انتخاب کرده اید تشکیلاتی ناسیونالیستی و دست راستی باشید، حق خودتان است اما دست کم به برخی اصول اخلاقی و انسانی پایبند باشید یا به عبارت دقیق تر بگوییم از هم تشکیلاتی ها و رهبری تشکیلات خود بخواهید دست از رفتارهای غیرانسانی و افراطی و ضد اخلاقی و روش و فرهنگ مرتجعانه و عقب مانده بردارند.

برهان سنه   borhan.sna1917@gmail.com

چهار شنبه - ١٩مرداد ۱۴۰۱ دهم آگوست 2022

مطالبی که فقط متعلق به اين سايت مي‌باشد، انتشار آن با درج منبع آزاد است