درباره ما

سایت‌های دیگر

صوتی و تصویری

مقالات

اخبار و گزارشات

اطلاعيه‌ها و بيانيه‌ها

صفحه نخست

 

تحریف تاریخ از سوی مصطفی هجری دبیر اول حزب دمکرات کردستان ایران تازگی ندارد!

در بیان واقع، اظهارات سراپا کذب اخیر آقای هجری دبیراول حزب دمکرات در مصاحبه با ژیار گل خبرنگار صدای بی بی سی پیرامون جنگ دهه شصت میان کومله و دمکرات هر چند موضعی غیره منتظره نبوده، اما چرا این همه حساسیت از سوی شخصیتهای کمونیست و آزادیخواه را به خود معطوف کرد؟!. چرا حتی سازمان زحمتکشانیها را که خود از جعالان تاریخ کومله و ضدیت با کمونیزم هستند صف کشیده اند و از اظهارات دبیر اول حزب دمکرات شکوه دارند؟! روشن است واکنش جامعه و جنبش کمونیستی و صف آزادیخواهی به این جعل تاریخی از سر احساس مسئولیت در برابر تاریخ و جلوگیری از تکرار آن میباشد. خصوصا در دل موقعیت کنونی و در اثنایی که این جریان در مدیا بورژوازی رو به جامعه پروپاگانده وحدت دو بال این حزب را در بوق و کرنا کرده اند، لازم است جوانب این وارونه سازی تاریخی بیشتر روشن و نشان داده شود این پروپاگاندا در خدمت کدام منافع این حزب سرهمبندی شده است ؟! اما نگرانیها در کمپ راست اعم از سازمان زحمتکشان از این سخنان گهربار آقای هجری در مورد تحریف تاریخی جنگ کومله و دمکرات نیست. چراکه عبدالله مهتدی سال 2000 تنها از کومله و حکا انشعاب نکرد بلکه تمام زور خود را زد تا با جعل و بند و بستها، حتی الامکان جنبش کمونیستی و کارگری و تاریخ آنرا طی پروژه ش در کردستان بی اعتبار کند.

بر کمتر کسی پوشیده مانده، تحریف و جعل رویدادهای تاریخی از سوی حزب دمکرات و سیاستگذارانش بخشی غیرقابل تفکیک از فلسفه وجودی آنان از بدو پیدایششان تا به امروز بوده و هست! تاریخ گواه اینست، این جریان بورژوا ناسیونالیست کرد تنها دست به تعرض نظامی و تحریف رویدادهای تاریخی نسبت به جنبشهایی که خود را در تقابل و ضدیت کامل با آنها تعریف نموده، اعم از جنبش کمونیستی، کارگری نزده است، بلکه در جنبش بورژوا ناسیونالیستی کردستان نیز که خاستگاهش است، یدی طولانی در حذف سیاسی تا قلب حقایق تاریخی آنها هم دارد! مصاحبه ای که ظاهرا پیرامون "اتحاد دوباره بالهای حزب دمکرات کردستان و حزب دمکرات کردستان ایران" بود تا حدودی دانسته یا ندانسته پرده از برخوردهای بشدت فرقه ای این جریان در خلال انشعابات درون خود نیز برداشته! این جریان سکت ناسیونالیستی حتی انشعابات درون حزب خود در گذشته را، بجز موردی که در دوران حیات قاسملو اتفاق افتاده، حاضر نیست حتی از آنها اسم ببرد و برسمیت بشناسد! دبیر اول این حزب طی مصاحبه بشدت ضد و نقیض خود نمایان میکند در چهار دهه قبل تماما فریز شده است. مصاحبه هر چند ظاهرا بمنظور روشن کردن جنبه عمومی وحدت حزب انجام گرفته بود اما در میانی این بحث عامدانه یا سهوا مواردی تاریخی دیگری مرور گشت که مصاحبه شونده دیدگاه کنونی حزب را رو به جامعه بیشتر صیقل داد که کماکان روی خصلت همیشگی خرده بورژوایی خودشان هستند و از دروغ و جعل تاریخ هیچ ابایی ندارند. انگار اولین بازتاب این وحدت، دبیر اول حزب را چنان سرمست کرده که دوباره یاد بلندپروازیهای دورانی بیفتد که میخواست سد راه فعالیت جنبش کمونیستی و کارگری در کردستان گردد. رویایی که متعقبا یک جنگ ویرانگر را به کمونیستها تحمیل نمود، اما هرگز متحقق نشد! این دبیراول و حزب متبوعش از تاریخ نه تنها درس نگرفته اند که نتوانستند با توسل به قدرت نظامی جلو فعالیت کمونیستی، کارگری و آزادیخواهی را بگیرند بلکه باریدگر با دروغ و قلب رویداد تاریخی میخواهند مسئولیت تمام تعرضهای نظامی و جنایات ناشی از تحمیل جنگ به کمونیستها و خانواده هایشان را به گردن کومله آندوره بیاندازد. تنها حقیقتی که در صحبتهای آقای هجری پیرامون جنگ با کومله وجود داشت، این بود که اذعان نمود، کومله آنها را نماینده بورژوازی کرد میدانسته، که بواقع چنین بود و هست! و گرنه بقیه داستانسرایی ها خودشان هم میدانند که به ذره اعتبار تاریخی ندارد!

اما چرا دبیر اول این حزب در چنین اثنایی دگرباره وارد این فاز پروپاگانده علیه کومله و کمونیستها افتاده مهم است روی آن مکث بیشتری کرد.

بدیهیست این حزب بورژوا ناسیونالیست اعم از هر دو بال هیچگاه در تاریخ انشعابات خود رو به جامعه اذعان نداشته اند که دلایل انشعابات را بی افقی سیاسی ناسیونالیزم، پراتیک، سبک کار و سنتهای رایجشان برشمارند، تا فرضا اکنون بموقع وحدت بالها رو به جامعه از گشودن افق نداشته دیگری، سخن بگویند! از این نظر روی همان خصلتهای همیشگی احزاب خرده بورژوا و بورژوا ناسیونالیست دست به انبان تاریخ پر از بیراهه و جعل می برند. و این یکی از ابزارهای منسوخ این حزب و پسر عموهایش است، جهت توجیه پسیویزمی که بر کمپ ناسیونالیستی آنها غالب گشته است. تا اینجا حزب دمکرات، با دست بردن به انبان دروغ و تحریف فکر میکند، نیمی از حقایق در گذشته را از جامعه پوشیده نگه میدارد، اما نصف دیگر حقایق به شرایط موجود بر میگردد که جامعه باید با هشیاری از آن به شناخت برسد و نگذارد دستاوردهای مبارزاتیش از سوی این کمپ به هزیمت برود.

حزب دمکرات با وحدت کنونی آن احساس کاذب قیم مآبانه گذشته دوباره در آن جان گرفته و از این نظر دارد موقعیت کنونی خود را هم در کمپ ناسیونالیزم و هم در برابر جنبش کمونیستی به این شیوه می سنجد!

با وارونه گویی درباره جنگ تحمیلی به کومله همزمان دو هدف را تعقیب میکند. یکی اینکه در کمپ ناسیونالیستها نخست سازمان زحمتکشانیها را که در مرکز همکاری گردهم آمده اند را سنجش مکیند. آیا هنوز همه روی روایت ساختگی، دیدگاه اپورتنیستی و قلب حقایق تاریخی آقای مهتدی پیرامون جنگ کومله و دمکرات متفق القولند که در سالهای نخست انشعاب 2000 در اوج وقاحت و بیشرمی اذعان داشته بود، کمونیستها و در راس همه زنده یاد منصور حکمت بانی و مسبب این جنگ بودند! این در حالیست که تاریخ گواهی میدهد، سیاست فرعی کردن جنگ با حزب دمکرات و بعدا پیشنهاد آتش بس یکجانبه که به سیاست رسمی کومله و حزب کمونیست ایران در آندوره تبدیل شد، شخص منصور حکمت مبتکر این تبیین و جا انداختن آن در کومله و حکا بود. مهتدی در پروژه انشعاب سال 2000 برای بیعت با حزب دمکرات به صرافت این افتاد، موضع شناخته شده خود پیرامون جنگ تحمیلی حزب دمکرات با کومله در رهبری وقت کومله را ماست مالی کند که یکی از پرچمداران اصلی شعار جنگ جنگ تا پیروزی بود و سهل و ساده تمام مسئولیت این تعرض نظامی را به گردن رهبری وقت کومله و حکا و شخص منصور حکمت بیاندازد! این در حالیست که موضع مهتدی آنزمان در رهبری کومله و حکا بسرعت حاشیه ای شد! اسناد در اینباره سخن میگویند، موضع آنزمان مهتدی در برابر تعرض نظامی حزب دمکرات و ادامه جنگ، روی دیگر سکه مواضع کمپ ناسیونالیستی بود که شعار "جنگ، جنگ تا پیروزی" سر میدادند.

حزب دمکرات و جریان سازمان زحمتکشانیها و در راسشان مهتدی در این زمینه مخرج مشترکشان جعل رویدادهای تاریخی به بنفع دمکرات و در ضدیت با کمونیستهاست. اما آنچه نگرانی در سازمان زحکمتکشان را دامن زده بیشتر حول سرنوشت تیره و تار مرکز همکاریست که آقای هجری دارد با این بهانه به سر رسیدن تاریخ مصرفش را بگونه ایعنوان میکند. و گر نه منطقا نباید جعل رویدادهای تاریخی مربوط به کومله که خود آنها یدی طولانی در تحریف آن داشته و دارند آنها را آزرده کند تا به دفاع از تاریخی برخیزند که جهت چوب حراج زدن به آن و ضدیت با جنبش کمونیستی و تخریب کمونیستها از حزب دمکراتیها کمتر مایه نگذاشته اند.

کمپ احزاب ناسیونالیستی در کردستان ایران با اتحاد دو بال حزب دمکرات بعید نیست وارد فازی جدید از رقابت در عرصه های فعالیت خود شوند! حزب دمکرات اکنون در مرکز همکاری صاحب یک رای بیشتر نیست، این در حالیست که سازمان زحمتکشانیها منبعد دارای دو رای در این مرکز همکاری هستند. و این حالت در مرکز همکاری عملا قدرت تصمیم گیری حزب دمکرات را تقلیل میدهد و خلاف میل این جریانست. نمونه فراوانست اما یک نمونه بدیهی بیاوریم برای بهتر روشن شدن جوانب این قضیه. این احزاب و سازمانها در مرکز همکاری وقتی رای گیری کردند بر سر اینکه هیئتی مشترک از سوی آنها در کردستان عراق به میانجیگری اتحاد میهنی کردستان عراق با رژیم جمهوری اسلامی دور از چشم جامعه و حتی اعضای خود، پشت درهای بسته وارد مماشات و بده و بستان شوند، یا هئیتی که برای مذاکره با ماموران رژیم ایران و با میانجیگری سازمان نورف نوروِیژی فرستاند، در هر دو مورد معین، هئیت ها با دو رای مثبت هیئتها از سوی حزب دمکراتها و دو رای مثبت از سوی هئیتهای دو سازمان زحمتکشان وارد نشست شدند! اما منبعد وزن این تصمیمات و رایها عملا یک به دو تغییر خواهد کرد و برای حزب دمکرات کارکرد سابق را ندارد. ضمنا حزب دمکرات اینرا بسیار محتمل میداند که سازمان زحمتکشان به رهبری ابراهیم علیزاده نیز که قبلا در مرکز همکاری افتخار سخنگوی این مرکز را عهده دار بود و بدلیل مخالفت شدید کمونیستهای صفوف حزبش این پست را به تعویق انداخت، اکنون پس از انشعاب از حزب کمونیست ایران و کومله، دیگر در بورس بسر می برد. و بزودی با فراغ بال و رسما به این مرکز همکاری خواهد پیویست. و تازه آقای علیزاده طی آندوره که سخنگوی مرکز همکاری بود، بر سر مشارکت دادن سازمان پژاک در این مرکز تلاش فراوانی بخرج داد، و در آینده هم بعید نیست دوباره به تکاپو بیفتد تا در کنار بقیه کرسی برای این سازمان و حتی سازمان خبات هم در نظر بگیرند. یعنی ائتلافی که بنوعی در یکسو پارت دمکرات کردستان ایران حضور دارد و در سو دیگر اتحادیه میهنی کردستان ایران شامل سازمان زحمتکشانیها(به ریاست علیزاده، مهتدی، ایلخانی زاده که محتمل است در آینده ای نه چندان دور آنها هم هر سه در یک حزب متحد شوند) و پژاک و خبات عرض اندام خواهند کرد. یعنی با وجود این ترکیب مرکز همکاری احزاب ناسیونالیست کرد ایران از نظر حزب دمکرات ائتلافی نامیمون و به ضررشان است این از یکطرف. از طرف دیگر حزب دمکرات دارد حساسیت صف جنبش کمونیستی در اوضاع پیشارو را می سنجد که ببیند واکنش آنها و خصوصا در درون جامعه در قبال این سیاست ارتجاعی جنگ طلبانه و به این شیوه روایتهای دستاز از تاریخ  چگونه خواهد بود.

اسناد تاریخی گواهیست بر اینکه سیاستهای زورگویانه و سکتاریستی حزب دمکرات در چند دهه پیش موجب رویدادهای تراژیک تاریخی در جامعه کردستان گشت ولو این جریان از پذیرش مسئولیت آن شانه بالا اندازد! اما جامعه ایران و کردستان در نتیجه چند دهه مبارزه بی وقفه از یکسو با رژیم و از دیگر سو با دشمنان رنگاورنگ سیاسی و طبقاتی خود چنان هشیار، آگاه و آبدیده شده اند، فضا را جهت رشد و تکرار همان قلدریها و سناریوها از سوی این حزب و یا اخویهایش را باز نگذارند.

ناصر بابامیری

04.09.2022

 

مطالبی که فقط متعلق به اين سايت مي‌باشد، انتشار آن با درج منبع آزاد است