درباره ما

سایت‌های دیگر

صوتی و تصویری

مقالات

اخبار و گزارشات

اطلاعيه‌ها و بيانيه‌ها

صفحه نخست

 

کارگران و زحمتکشان در شیلی دست رد به سینه نا قهرمانان زدند

راه حل ، قوانین جدید نیست، راه حل لغو شرایط موجود اجتماعی - جامعه کاپیتالیستی و ایجاد کمونیسم، بوسیله انقلاب قهری کمونیستی پرولتارها است!

کارگران دارند در عمل به این نتیجه می رسند که احزاب راست و چپ یکی هستند، دارندتوهمات را از دست می دهند.  دارند، که رهائی شان با تصویب قوانین جدید برست نمی آید و دیگر نظام اجتماعی است که می بایست لغو  گردد.

کارگران باید خودرا برای واژگون ساختن کامل نظام اجتماعی موجود  از طریق جبر و زور سازمان یافته و مسلح خویش، آماده کنند.  انقلاب جوابگوست و نه چیز دیگری!

بنا براین، می بایست متحد، متحزب و مسلح شوند، باید و به این آگاهی مسلح شد که هنوز هم، راهی جز ، سازمان و  تسلیح طبقاتی یافتن  و برخاستن برای درهم شکستن دولت موجود و ایجاد دیکتاتوری پرولتاریای برای رفع شرایط کنونی اجتماعی و آفریدن دنیای نوین، دنیای دیگر و نه بهتر، دنیای کمونیستی  بوسیله انسان کمونیستی، راه و چاره ای نیست :

در نظامی که طبقات و اختلافات طبقاتی در آن وجود نداشته باشد، رفورم های اجتماعی، دیگر انقلابات سیاسی نخواهند بود. تا وقتی که این زمان فرا برسد، در آستانه هر تغییر شکل کلیِ جدید جامعه، آخرین جمله علم الاجتماع همواره چنین خواهد بود:

یا مرگ یا مبارزه، جنگ خونین یا نیستی، مسئله به صورت سرسختانه مطرح است. (ژرژ ساند ) (1) ، کارل پایان کتاب فقر فلسفه .

کارگران سازمان یابید، کارگران مسلح شوید! دوستان و دشمنان تان را در این رابطه قادر می گردید ،بشناسید! دوستان شما،جریان و افرادی هستند که در کنارتان قرار می گیرند و یاری تان می کنند تا سازمان یابید، مسلح شوید تا جنگ طبقاتی را به پیروزی رسانید و دشمنان تان برعکس! شما را از این کار بر حذر می دارند و یا سکوت می کنند!

آگاهی کمونیستی  را کارگران بعنوان یک طبقه ، بطور کامل فقط در جریان یک مبارزه حاد اقتصادی سیاسی - انقلاب کمونیستی - می توانند کسب کنند و نه در حالت سکون و سکوت ، انقلاب کمونیستی که انقلابی است با پیروزی ابتدائی انقلاب و درهم شکستن دولت بورژوائی به اتمام نمی رسد، بلکه با دیکتاتوری پرولتاریا ادامه می یابد تا پیروزی در سطح جهانی و رسیدن به جامعه کمونیستی در عالی ترین فاز آن که کارل مارکس و انگلس آن را انقلاب مداوم نام داده اند. در این رابطه نظر شما را بدین فاکت ها جلب می کنم. البته، در خود واقعیت هم همین طور است، زیرا که در حالت فرهنگ حاکم بر جامعه فرهنگ طبقه حاکمه است : " در حقیقت، خود آگاهی طبقاتی پرولتاریا تنها در جریان مبارزه سیاسی است که وسیع ترین امکان ظهور و رشد خود را باز می یابد. طبقه کارگر تا هنگامی که خود را فاقد هر گونه قدرت بالفعلی برای سرنگونی دشمن ببیند، طبیعتا هیچگونه کوششی نیز در راه نفی فرهنگ مسلط نمی تواند داشته باشد. او پس از عزم به تغییر زیربناست که عوامل روبنائی را برای پیروزی خود به خدمت می گیرد، و به مثابه بشارت دهنده نظمی نو مطلقا متفاوت با نظم کهن، بینش اخلاقی و فرهنکی خاص خود را می پذیرد و شکوفان می کند. " . ضرورت مبارزه مسلحانه و رد تئوری بقا- چریک فدائی خلق امیر پرویز پویان. ۱۳۵۰.

از لحاظ تاریخی- تجربی (آمپریک)، کمونیسم تنها بمثابۀ عمل توده های پیروزمند یکباره و بطور همزمان ممکن است،* این امر مستلزم تکامل جهانشمول نیروهای مولده و مناسبات وابسته بدانهاست.(1)

[19] بعلاوه، توده کارگران چیزی جز کارگران نیستند- نیروی کار در مقیاس توده ای از سرمایه یا حتی از برآورد محدود [نیازهای آنان] محروم می شود، و از این رو به عنوان نتیجه رقابت وضع بکلی نامطمئن خود و نه دیگر از دست دادن صرف موقتی کار، بمثابۀ منشاء مطمئن زندگی- مستلزم بازار جهانی است. به این ترتیب پرولتاریا تنها از لحاظ جهان تاریخی درست مانند کمونیسم می تواند وجود داشته باشد، فعالیت او تنها می تواند هستی جهان -تاریخی داشته باشد. هستی جهان-تاریخی افراد، یعنی، هستی افرادی که مستقیما با تاریخ جهانی در ارتباط اند.

" هم برای ایجاد این آگاهی کمونیستی در مقیاسی وسیع، و هم برای موفقیت خود این امر، تغییر و دگر گونی انسانها در مقیاسی عظیم ضروری است، تغییری که تنها می تواند در جنبش عملی، انقلاب، صورت پذیرد؛ بنابراین، انقلاب نه تنها بدین خاطر ضروری است که طبقه فرمانروا نمی تواند به هیچ طریق دیگری سرنگون شود، بلکه ایضاٌ بدین خاطر ضروری است که طبقه ای که آن را ساقط می سازد، تنها با انقلاب می تواند خود را از شر کثافات قرون رهائی بخشد و برای ایجاد جامعه ای با طرحی نو، شایسته و مناسب گردد.ص ۶۵ ترجمه تیرداد نیکی- کارل مارکس فردریک انگلس- ایدئولوژی آلمانی . بنا بر این باید اراده طبقاتی را به کار انداخت و برخاست، رفقا، باید برخاست!

دیكتاتوری پرولتاریا بی‌دریغ‌ترین و بی‌امان‌ترین جنگ طبقه جدید علیه دشمن مقتدرتر یعنی بورژوازی است كه مقاومتش پس از سرنگونی (ولو در یك كشور) ده بار فزونتر گردیده و اقتدارش تنها ناشی از نیروی سرمایه بین‌المللی و نیرو و استواری روابط بین‌المللی بورژوازی نبوده بلكه ناشی از نیروی عادت و نیروی تولید كوچك نیز هست. زیرا تولید كوچك متأسفانه هنوز در جهان زیاد و بسیار هم زیاد است و همین تولید كوچك است كه همواره، همه روزه، هر ساعته، به طور خود بخودی و به مقیاس وسیع، سرمایه‌داری و بورژوازی را پدید ميآورد. بنابر مجموعه این علل دیكتاتوری پرولتاریا ضروری است و پیروزی بر بورژوازی بدون یك جنگ طولانی، سرسخت و حیاتی و مماتی، جنگی كه مستلزم پایداری، انضباط، استقامت ، تزلزل ناپذیری و وحدت اراده است ، امكان‌پذیر نیست.

و.ا. لنین _ بیماری كودكی " چپ روی " در كمونیست _آوریل مه 1920

هر پدیده ی زنده زیستی و اجتماعی برای رشد و توسعه خویش محیط مناسب خویش را می طلبد!

حمید قربانی- انسان بیوطن

5 سپتامبر 2095 اسپارتاکوسی!

https://www.dw.com/fa-ir/%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3-%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%DA%A9%D8%AB%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D9%82%D8%A7%D8%B7%D8%B9-%D8%B1%D8%AF-

مطالبی که فقط متعلق به اين سايت مي‌باشد، انتشار آن با درج منبع آزاد است