درباره ما

سایت‌های دیگر

صوتی و تصویری

مقالات

اخبار و گزارشات

اطلاعيه‌ها و بيانيه‌ها

صفحه نخست

 

رژیم نه راه پیش دارد نه پس!

«مردم متحد هرگز شکست نخواهند خورد»

مبارزه توده های مردم بپاخاسته علیه فقر، گرانی و بیکاری و تورم که از روز جمعه 25 آبان با گرانی قیمت بنزین جرقه آن زده شد، در ششمین روز متوالی خود برغم سرکوب وحشیانه و به خون کشیدن آن از سوی آتش به اختیاران از هوا و زمین، کماکان قدرتمند به پیش می تازد. هر منطقه ای از کشور تا کنون به اعتراضات مردم پیوسته، با سرکوب شدید نیروی چماقداران مواجه شده، اما مناطق، استان و شهرهایی که رژیم از آنان ترس و وحشت فراوانتری دارد کشتار را فاجعه آمیزتر در آن به راه انداخته تا شاید از سرایت آن به دیگر شهرها جلوگیری کند. رژیم تا دندان مسلح در برابر رزمندگی و مقاومت جسارت آمیز مردم و خصوصا جوانان و ابتکارات آنان در مناطقی از شهرها توان رویارویی را از دست داده اند و پا به فرار گذاشته اند و در سوراخهایشان قایم شدند.

شیراز مرکز استان فارس، موج اعتراضات در آن بحدی وسیع و قدرتمند بوده که از همان شب اول رژیم در وضعیت فوق العاده قرار گرفته. روزهای بعد رژیم وقتی دید قدرت سرکوب نیروی زمینی در برابر موج خروشان مبارزاتی مردم جوابگو نیست، به نیروی هوایی متوسل گشت. برغم اینکه هلکوپترها بر فراز شهر به پرواز درآمدند تا با شلیک از هوا مردمی که خیابانها را تسخیر کرده بودند و مراکز دولتی را به آتش کشیده بودند، به عقب نشینی وادارند، اما تا به امروز هم مناطقی از شهر کاملا از کنترل رژیم خارج شده. خلاصه در این جنگ نابرابر که از شیراز استارت خورد و به دنبال آن روز بعد پائین شهر تهران و کرج نیز به این اعتراض پیوستند، جزو شهرهایی هستند که درگیریها در آن شدید بوده و متاسفانه تلافات جانی در انها لحظه به لحظه افزایش یافته. و تا کنون بدلیل اینکه رژیم راههای ارتباطی اعم از اینترنت و مخابرات را مختل نموده، هنوز آمار دقیقی از میزان کشته، زخمی و دستگیریها در دست نیست.

بهبهان و ماهشهر و چندین شهر دیگر استان خوزستان نیز طی چند روز گذشته در وضعیت مشابه بسر میبرند. کرمانشاه هم بشدت میلیتاریزه شده و درگیریهای بسیار شدید میان توده های معترض در خیابانها و نیروی ها ضد شورش در گرفته. مناطقی از شهر بواقع دیگر برای نیروهای دولتی قابل تردد نیست. سنندج، مریوان، جوانرود و بوکان نیز جزوه شهرهایی بودند که از سایر شهرها که اعتراضات توده ای در آنان براه افتاده بمراتب موج سرکوب و کشتارها در آن شدیدتر است.

در بسیاری از شهرهای بپاخاسته، مردم برنامه ریزی کردند تا جدا از تسخیر خیابانها مراکز دولتی و نظامی اعم از پاسگاه و کلانتری ها محلات را نیز مورد هجوم قرار دهند. خبرها حاکی از اینست در بعضی از شهرها مراکز نظامی به ساعتها در محاصره نیروهای مردم بوده. در چندین شهر اعم از «فسا» و «صدرا» در استان فارس دفتر امام جمعه ها که فتوای کشتار معترضین را در کرده بودند به آتش کشیده شدند. در یزد نیز جوانان پر شور به منزل نماینده ولایت فقیه و امام جمعه یورش برده و آنها را فراری داده اند.

رژیم بیش از پیش فضای ترس و وحشت پیکره فرتوتش را به لرزه افکنده. به همین خاطر خود را شدیدا در سراشیبی سقوط دیده و دستور شلیک به سر تظاهرات کنندگان را تاکید نموده که بیرحمانه بکشند و جوی خون راه بیاندازند! و تا کنون خبرگزاریها میزان جانباختگان در این خیزش را صدها نفر و زخمی ها هزاران نفر تخمین زده اند. اما بنا به ابعاد فاجعه بار حملات وحشیانه، گمان می رود متاسفانه میزان تلفات جانی بسیار بیشتر از آمارهای منتشره باشد. خلاصه تداوم مبارزه و مقاومت در برابر سرکوبها چنان سران ریز و درشت جنایتکار رژیم را وحشت زده نموده که دنبال اینند راهی پیدا کنند که اگر بشود "عقب نشینی قهرمانانه" کنند و نرخ بنزین را به حالت اول برگردانند! ولی گفتیم گرانی بنزین تنها جرقه ای بود جهت اینکه خشم فرو خورده مردم را برافروزد. مردمی که بیش از چهار دهه فقر، بیکاری، گرانی خفقان سیاسی و ده ها و صدها پدیده دیگر زندگی را برایشان به جهنمی تبدیل کرده، خصوصا وقتی خیزش مردم در غالب شهرها به خون کشیده شده، روز به روز سنگربندیهای در برابر نیروی اشغالگر مستحکمتر میگردد. بعید بنظر می رسد، ولو رژیم این عقبی نشینی به وی تحمیل شود و طرحش را پس بگیرد، مردم به این زودیها دست از اعتراض بردارند. یعنی علنا رژیم نه راه پیش دارد نه پس!

مردم بپاخاسته علیه وضع موجود، اینبار در این نبرد خونبار خیابانی چون تجربه و دستاوردهای خیزش دی ماه را نیز پشت سر دارند بسیار آماده به کارتر و مجربتر پا به میدان گذاشته اند. یعنی رژیم بهتر از هر کسی فهمیده بعد از خیزش دی ماه و عروج اعتراضات و اعتصابهای دوره ای اگر کارگران، معلمان، پرستاران، بازنشستگان همه آزادیخواهان دخیل در جنبشهای پیشرو اعم از جنبش رهایی زن، جنبش کمونیستی در کردستان و جنبش دانشجویی وووو که دل در گرو آزادی و رهایی از قید استثمار دارند به دینامیزهایی تشکل یابی خود دستیابی پیدا کنند و ظرفیت بالقوه شان بالفعل گردد، در کوتاهترین زمان ممکنه رژیم را مثل آب خوردن زمین گیر و جارو میکنند این از یکسو. اما از سوی دیگر رژیم اینرا هم میداند دستیبابی به چنین مکانیزمهایی جهت به سرانجام رساندن پیروزمندانه چنین حرکت عظیمی، قبل از هر چیزی مستلزم رهبری و سازماندهی است از جنس تغییری که قرار است مناسبات را ملغا و در هم بکوبد. یعنی رژیم میداند تا دیروز در اشکال مختلف با ایجاد تفرقه و چند دستگی میان طبقات توانسته بود مانع رفتن بسوی چنین اتحاد و همبستگی شود، دیگر امروز کار از اینها گذشته. همبستگی و اتحاد در صفوف مبارزات تا امده بیشتر خود را نشان داده و دارد هر چه بیشتر ابعاد سراسری تر بخود میگیرد. حال لپ کلام اینست آیا در شرایط سرنوشت ساز کنونی خصوصا طبقه کارگر ایران به این مرحله رسیده که بتواند در قامت رهبری کل جامعه ابراز وجود کند. آیا طبقه کارگر از تشخیص بموقع در این بزنگاه تاریخی برخوردار است که بر پراکندگی موجود فائق آید و با دست زدن به تشکلهای پایه ای خود در محل کار و زیست پیشقروال جامعه گردد و نه تنها اعتماد بنفس جامعه را جهت رویارویی با رژیم تقویت کند بلکه عملا نشان دهد، حکومت شورایی آلترناتیویست که از همین حالا گارانتی میکند آینده را. یعنی شکل حکومتی بعد از سرنگونی انقلابی رژیم ایران را؟ در یک کلام از همین حالا باید نشان بدهد قادر است مناسباتی مبتنی بر دخالت دادن شهروندان در سرنوشت سیاسی خود و رفتن بسوی جامعه ای عاری از نابرابری و استثمار و بردگی را تضمین کند. در این روزها کارگران پتروشیمی ماهشهر نیز به اعتراضات مردم پیوستند و دیروز نیشکر هفت تپه برغم همه تهدیدات و سرکوبها بر تداوم اعتصابات خود و حمایت از اعتراضات مردم مصرانه پای فشرد. این اقدام بسیار بجاست و اگر چنین نباشد یک جای کار می لنگد! خود همین میزان مشارکت و همبستگی مایه دلگرمی بیشتر مبارزات است اما آن کارایی را ندارد که کل طبقه کارگر ابراز وجود کند. کما اینکه اعتصاب و اعتراضهای دوره ای فولاد و هپکو و آذرآب فولاد هر چند بینهایت ارزشمند و جایگاه برجسته در پیشرفت مبارزات جنبش کارگری ایران داشته و دارد. اما دقیقا بخاطر اینکه مبارزاتشان هنوز سراسری نگردیده، اعتصاب و اعتراضات مداوم در چند شهر و کارخانه نتوانسته تناسب قوا را به نفع طبقه کارگر و مبارزات سراسری تغییر دهد. لابد اساسی ترین گام طبقه کارگر در این مرحله اینست در مبارزات پیشارو پیشقدم شوند آنگونه که وظایف تاریخشان اقتضاء میکند. مبارزات پر از شور رزمندگی چند روزه مردم در برابر نیروهای متوحش سرمایه داری بسیار ارزشمند و رمز پیروزی هم در این مقاومت و از جان گذشتگی است. و تا کنون هم همین روحیه موجب شده دستاوردهای بسیار ارزنده حاصل گردد. و دقیقا توده های مبارز در این زورآزمایی با رژیم توان خود را سنجیده اند و اساسا از آن قوت گرفته اند و عاملی بوده جهت تداوم آن، اما این عزم مبارزاتی هنوز از فقدان هدایت و رهبری سازمانده که بتواند با کم هزینه ترین تلفات جانی دستاوردها حاصل و پیروزی را تثبیت کند، رنج میبرد.

رژیم طی این شش روزه برغم جوی خون راه انداختن، توان سرکوب آن بشدت به تحلیل رفته، مقاومت و مبارزه مردم از جان گذشته پایه های حاکمیت ننگینش را به لرزه در آورده. اکنون موقع آن رسیده، تازه اگر دیر نباشد، طبقه کارگر نه در این یا انبخش تولیدی بلکه در ابعاد سراسر بمثابه یک طبقه واحد ضربات نهایی را وارد کند. یعنی قاطعانه نشان دهد کارگران توانایی گرفتن قدرت سیاسی را دارند. نباید بگذارد رژیم نفس تازه کند. یقینا چنین اقدامی بعید نیست در آغاز با سرکوب و مانعهای جان سخت مواجهه شود اما که راه افتاد رژیم را نه تها به عقب نشینی وادار خواهد کرد بلکه کل نظام را زمین گیر خواهد نمود. یعنی کارگران بایستی جدا از دست بکار شدن جهت تشکیل شوراهای محیط کار، به امر تشکیل شوراهای سراسری مبادرت ورزند و شوراهای شهر و محلات زیست را نیز سریعا دائر کنند. فراتر از آن در خیزش توده ای امر هدایت و سازماندهی نبرد با رژیم در این تند پیچ تاریخی را نیز به امر عاجل خود تبدیل کند. کاراترین راه جهت خلع سلاح رژیم اینست طبقه کارگر ایران متحد و یکپارچه در برابر تعرض رژیم ابراز وجود کند. همبستگی سراسری خود را با این خیزش نه تنها اعلام کند بلکه در قامت رهبر و سازمانده جامعه آنگونه که شایسته موقعیت طبقاتیش است ایفای نقش کند. در پایان جا دارد باریدگر از اینطریق به خانواده یکایک عزیزانی که جانشان را در راه آزادی و رهایی از دست داده اند صمیمانه تسلیت گفت و ابراز همدردی عمیق نمود و برای مجروحین آرزوی بهبودی کرد.

پیش بسوی هر چه سراسری تر کردن مبارزه

پیش بسوی سوسیالیزم

ناصر بابامیری 20.11.2019

مطالبی که فقط متعلق به اين سايت مي‌باشد، انتشار آن با درج منبع آزاد است